فروپاشی مجسمهی آخرین سلطان
نخست نام پرسپولیس و سپس نام پروین، تمام داستانهای طرفداران و آهنگهای مردمی این باشگاه اینچنین آغاز میشود ،نام بزرگ او را در همه جا میتوان لمس کرد، از آهنگ زندهیاد فرزین تا صدای قاسم افشار که همه او را پاطلایی میخوانند، از« پروین پاطلایی یه عمر که دویده...» تا « دروازهها نبردی سنگین میخواد، یه پاطلایی مثه پروین میخواد...»، از در و دیوار، از هر جایی که فکرش را کنید؛ اما در واپسین روزهای سال میلادی، علی پروین سرانجام تصمیم به جدایی از باشگاه پرسپولیس گرفت و واژهای را بر زیان آورد که کمی دیر بر زبان آورده شد: خداحافظ !
اسطورهی باشگاه مردمی پرسولیس، مردی که به راستی شناسنامه ی پرسپولیس بود، سرانجام تصمیم به جدایی از این باشگاه گرفت. پروین،مردی که سالها نام او با شادی برای هواداران همراه بود، مردی که حمایت سکوها را سالها پشت خود میدید، مردی که با خانه نشین کردن بسیاری از بزرگانی که روزی شاگردی او را انجام می دادند و یا با او همبازی بودند تنها به قدرت و منافع خودش میاندیشید، مردی که برای فرار از بحران در این فصل دست به همه کار زد، مردی که بازیهای فراوانی را در این فصل آغاز کرد تا بتواند باز هم در این تیم جای داشته باشد، اکنون به این باشگاه و طرفدارانش خداحافظ گفته است.
پروین مرد مقتدر سالهای گذشتهی پرسپولیس که دیگر نامش در این روزها به یاد آورندهی افتخار نبود، با شکستهای پیاپی و خفت بار این تیم سرانجام به این نتیجه رسید که بهتر است این تیم را تنها بگذارد.
شاید دیگر هیچگاه داستان « 60 هزار شاخهی گل برای پروین» تکرار نشود، اما مگر او میتواند به دور از فوتبال زندگی کند؟ پرسپولیس نوین بی شک به نام پروین احتیاجی مبرم خواهد داشت نه به تفکرات او، نام تجاری پروین میتواند نقش مهمی را برای پرسپولیس بازی کند و مسلمآ او را در سالهای آینده در لباسی دیگر خواهیم دید البته با همان تفکرات قدیمی!
« تموم شد، یعنی تموم شد، فوتبال علی پروین تموم شد، خداحافظ، فقط با برد پرسپولیس عشق می کنم و با باختش گریون میشم...»
پیوست ۱: علي پروين: از اين به بعد در خانه مينشينم
پیوست ۲: علي پروين: امروز با 11 بي معرفت رو به رو بودم