Vamos Vamos Argentina
فقط به خودم گفتم «عماد! تو اتاق هستند، گریه نکن.» و پیش دیگران جلوی اشکهایم را گرفتم اما آن لحظه برایم غیر قابل تحمل بود. فوتبالهای زیادی دیده بودم، هوادار تیم های برنده و بازنده زیادی بودم اما شاید هیچ وقت آن حس را در یک فوتبال تجربه نکرده بودم. حس آخر بازی آلمان و آرژانتین را می گویم؛ بازی یک چهارم سال 2006.
در آن لحظات بی اراده گریه ام گرفته بود و تنها به فکر پایین نیفتادن اشک هایی بودم که در چشمانم جمع شده بود. چهار سال صبر کرده بودم که قهرمانی آرژانیتن را ببینم، ناکامی سالهای قبلش را فراموش کنم اما باز هم یک ناکامی دیگر رقم خورده بود.
در آن دیدار، همه چیز برای صعود آرژانتین به جمع 4 تیم پایانی مهیا بود اما به یکباره ورق برگشت و آرژانتین بازی را باخت. پیش از گل تساوی ژرمنهای میزبان، کرسپو می توانست همه چیز را تمام کند؛ اگر آن تک به تکش گل می شد شاید تاریخ به گونه دیگری رقم می خورد اما کرسپو نزد و آلمان هم با یک حمله به بازی برگشت، بازی به صربات پنالتی رفت و آن شکست اتفاق افتاد.
تیم سال 2006 تیم خوبی بود، تیمی خیلی خوب؛ همانند سال 2002. آرژانتین 2002، امید اول کسب جام بود اما از آن سال به جای شادی قهرمانی، گریه های باتیستوتا در یادم مانده است؛ گریه های بعد از بازی با سوئد. آرژانتین می توانست قهرمان شود اما پنالتی مشکوکی که کولینا در دیدار با انگلستان گرفته بود، همه چیز را خراب کرده بود. سرانجام آرژانتین حذف شد و برزیل جام را برد و من هیچ وقت خوشم نیامد که برای یکبار هم، مراسم قهرمانی برزیل را ببینم؛ نمی توانستم جامی را که قرار بود کاپیتان ورون بلند کند، در دستان کافو ببینم و هیچ وقت هم آن صحنه ها را ندیدم.
سال 1998 را که مرور می کنم، استپ فوق العاده برگ کمپ و ضربه استثنایی اش در خاطرم می آید؛ بازی یک چهارم برابر هلند. اخراج ارتگا امیدها را کم کرده بود و برگ کمپ هم جای هیچ صحبتی نگذاشته بود اما دست کم اگر لوپز آن دو به تک را به باتیستوتا پاس می داد و خودش گل نمی زد، گابریل دوست داشتنی، آقای گلی جام را به دست می آورد و دست کم عنوانش مرهمی بر درد حذف شدن می شد.
از سال 94 برایم سکوت دیدار آرژانتین و رومانی باقی مانده، آن جام برایم پر از حرفهای ردوندو به مارادوناست که بعد از بازی بلغارستان به او گفته بود همه جای زمین دنبال تو می گشتیم تا توپ را به تو بدهیم ولی تو را پیدا نمی کردیم، پر از حرفهای مارادونا که گفته بود پاهایم را قطع کردند؛ آخرین سال هنرنمایی مارادونا در جام جهانی، دوپینگ و باز هم ناکامی.
ناکامی ها از سال 94 شروع شده بود اما قرار بود نوار ناکامی ها در جام 2006 قطع شود؛ جامی که خودش یک ناکامی دیگر شد و فراموش کردن ناکامی ها به سال 2010 افتاد.
آرژانتین امسال تیم خوبی دارد اما نه به خوبی 4 سال قبل؛ اما به نظرم این تیم همانند تیم سال 90، تیمی مرموز و غیرقابل پیش بینی ست و اگر بازیهایش با چاشنی شانس همراه شود شاید تا فینال هم برود. آرزانتین برای قهرمانی نیرو کم ندارد و می تواند همه آرزوهای دور و دراز هوادارانش را برآورده کند.
فوتبال است دیگر! بگذارید دلمان را به دریا بزنیم و بگوییم امسال ما می خواهیم قهرمان شویم!