برنده : قلعه نوعي
« ديداري كه پايان خوشي هم براي ما داشت...» عادل فردوسيپور ديروز بعد از پايان بازي با كرهي جنوبي در استديو شبكهي جامجم مزه پراكني نميكرد بلكه واقعيت را بيان مينمود. سرمربي ايراني تيم ملي اگر چه بازي به بازي موفقتر نشان ميدهد اما تاكنون چيز خاصي از خود نشان نداده است، بازي با كرهي جنوبي نشان داد كه ما با مربي ايراني هم به دنبال نتيجه خواهيم بود و نه بازي زيبا؛ و اگر مجبور هم باشيم 45 دقيقه در زمين خودمان دفاع ميكنيم. اگر مجبور باشيم برخي دقايق 1-0- 0- 6-3 يا شايد 0-1-6-3 بازي ميكنيم!
نميدانم تا چه زماني بايد به خاطر تعصب ديگران آزرده و ناراحت شويم. كه آنها به خارجيها و به برخي ايراني ها بگويند همهچيزمان ايراني شده است، كه ما همهچيزمان با ايرانيشدن خوب است، كه با « شكستن سمبلهاي برانكو» به ديگران نشان دهند ما چيز ديگري هستيم! بياييد واقع بين باشيم، تعصب بيمورد را كنار بگذاريم كه تعصب بيمورد فايده اش باخت است! بله، امير قلعهنويي ديروز كمي از تعصب هاي بيموردش دست برداشت و موفق هم شد؛ ديروز ابتدا ميرزاپور به ميدان بازگشت و سپس كعبي؛ اين تساوي براي قلعه نويي يك تساوي نبود، بلكه واقعآ يك پيروزي بود. ديروز اگرچه دانش فوتبال بازنده نبود ولي قلعهنويي يك برنده بود.
بازي با كره يك پيام بسيار مهم براي ما داشت، كه ايران همواره ايران است و ترسناك، فرقي نمي كند در چه حال باشد و نام ايران براي قارهي آسيا هنوز بزرگ است و بسيار قابل احترام، اين مورد را اضطراب بازيكنان كره اي به وضوح نشان ميداد. اما آيا با آقاي قلعه نويي ما ميتوانيم به جايگاهي بالاتر از آسيا برسيم؟
توان ليگ ما در اين حد نیست، ظرفيت فني مربي ما هم در سطحي بالا نيست. آيا داريوش خان مصطفوي فكر نميكند كه تجربه اندوزي امير قلعهنويي در سمت سرمربيگري بر روي نيمكت تيم ايران ممكن است پيشرفت فوتبال ما را كند كند؟ ما دو دوران مختلف را با بلاژويچ و ايوانكويچ سپري كرديم، با اولين به جامجهاني نرسيديم اما مجبور شديم بسياري از فرهنگ فوتباليمان را عوض كنيم، ليگ فوتبالمان را حرفهاي كنيم، به فوتبال اروپا نگاهي بياندازيم و كپي برداري كنيم. با برانكو نيز ما به دستاوردهاي ديگر دست پيدا كرديم. 2 سال بسيار خوب با قهرماني در بوسان و سومي در شرايطي بسيار بد در جامملتها، يك سال متوسط كه نتيجهي آن راهيابي به جامجهاني بود و يك سال ضعيف كه نتيجهي يكدندگي برانكو بود اما باز هم چشم ما را به زاويههاي گوناگوني باز نمود،
من اميدوارم با قلعه نويي هم به اهدافي بالاتر برسيم كه افتخار ايران مرا باز هم شاد ميكند. ديروز دلم نميخواست تيم ايران با امتياز از زمين مسابقه خارج شود، اما وقتي دوربين به داخل استاديوم رفته بود و وحيد قبل از آغاز ديدار شروع به روپاييزدن با توپ كرد، وقتي علي كريمي را با پيراهن ايران ديدم، با خودم گفتم اين تيم ملي كشور من است! و تا آخر ديدار به دنبال گل ايرانيها بودم و با گل وحيد از جايم بلند شدم و بلند فرياد زدم «گل ... گل ... مرسي»!