مرسي
فرياد زدم، دو و يا شايد هم سه بار، بلند بلند، بلند بلند فرياد زدم « مرسي»، همان لحظهاي كه «شابو زياد» گل تساوي تيم سوريه را وارد دروازهي ايران كرده بود، فرياد زدم اما نه از روي شادماني، بلكه از روي درد، احساسم درست همانند همان تماشاگري بود كه پس از شنيدن سوت پايان بازي تكهكاغذهاي رنگيش را به هوا پرتاب كرده بود، همان كاغذهايي كه حتمآ براي لحظات شادماني گل دوم ايران نگاهداشته بود، من هم فرياد زده بودم نه از روي خوشحالي بلكه از روي درد.
احتياجي نيست كه بخواهم از نيمكت تيم ايران بنويسم، همه ديدند كه آقاي قلعه نويي براي نيمكت تيم ايران كوچك است و دستيارانش هم كوچكتر. اگر برانكو در جامجهاني با ديدن دوربين تلويزيوني از جايش بلند ميشد و جلب توجه ميكرد، بعضي از افراد كادر فني كنوني با ديدن دوربين تلويزيوني در ورزشگاه آزادي و در ديداري كه از سري مسابقات مقدماتي جام ملتهای آسياست، گل از گلشان شكفته ميشود و سر ذوق ميآيند.
يادمان نرود اين تيم سوريه 6،7 بازيكن اصليش را در اختيار نداشت و سرمربي آن هم تنها 2 هفته پيش به اين سمت منصوب شده بود. ما خوب بازي نكرديم و حتي اگر با اين سبك بازي به قهرماني آسيا هم دست پيدا كنيم در برابر فوتبال روز دنيا هيچ حرفي براي گفتن نخواهيم داشت. فكر ميكنم كه بهتر است ديدگاههايمان را نسبت به دنياي بيروني عوض كنيم و «طبقهبندي مربيان بر اساس پاسبورت» را كنار بگذاريم، اگر برانكو را بركنار ميكنيم نيمكت تيم ايران را به بهتر از برانكو بسپاريم.
در ضمن،
آقاي قلعه نويي هنوز هم جايتان بر نيمكت استقلال خاليست، باشگاه استقلال هم به احتمال بازگشتتان فكر كرده بود !
پيوست:
مصطفوي: قلعهنوعي از تاكتيكي منسوخ شده استفاده كرد
قلعه نويي: آقايان تاکتيک را براي من معني کنند