این روزا استرس زیادی رو دارم تحمل می‌کنم. اگه منو نگاه ‌کنی و باهام صحبت کنی، متوجه چیزی نمی‌شی و رفتار‌هام اصلآ تحت تاثیر این استرس نیستند. اما کاملآ این استرس رو توی خودم حس می‌کنم، قلبم با شدت می‌زنه و نمی‌دونم غذا رو با عجله می‌خورم و از این چیزا . چندان سخت نیست که بفهمیم واسه چیه این اضطراب. جام‌جهانی هر 4 سال یه بار اتفاق می‌افته و این بار با امتحاناتم هم برخورد داره، خودتون حساب کنید ببینید که چه معجونی از آب در میاد.

 

بذارید از خواب دیشبم بگم براتون. تو خواب رفتیم به پیشباز بازی ایران – مکزیک. همه چیز طبیعی بود لعنتی.

پای تلویزیون نشسته بودم و بازی رو از تلویزیون داشتم می‌دیدم. بازی شروع شد و ایران یکی خورد، دومی رو هم، سومی رو هم. البته بعدش یکی زد، علی دایی فکر کنم که گل زده بود. بعد از گل ایران، دیدم مکزیک چهارمی رو زد، بعدش پنجمی رو هم ! اعصابم خورد شد، از خونه زدم بیرون، دیدم بقیه دوستام هم از خونه اومدن بیرون. گذری که از کنار مغازه‌ها رد می‌شدیم، دیدم تلویزیون ایران بازی رو به علت افتضاح پیش آمده قطع کرده (!) و  آقای خیابانی داره صحبت می‌کنه، نفهمیدم که آقای خیابانی چی داشت می‌گفت ولی فکر کنم از دو حالت خارج نبود:

 

1-       چندان نباید ناراحت شد، ما دو تا بازی دیگه هم داریم و هنوز هم می‌تونیم امیدوار باشیم که از گروهمون صعود کنیم...

2-       یا شاید هم می‌گفت که استفاده از مربیان ایرانی در دوره‌های بعد شاید به کمک تیم ایران بیاد و از این حرفا...

 

بعدش آقا ما نفهمیدیم بازی چی جوری شد، هی داشتم به برانکو بد می‌گفتم «که هی تیم من آماده هست و ما امید داریم بریم دور بعد، این بود؟...» . آقا بازی تمام شد و ما بی خبر از نتیجه نشستیم پای اینترنت و رفتیم تو سایت‌ها ببینیم چی شده، تو فیفا ورلد کاپ نرفتم، رفتم تو یورو اسپرت ، دیدم بازی رو مکزیک 9-2 برده ! بعدش نشستم و تو فکر رفتم که شکست عربستان تو جام‌قبلی سنگین تر بود یا این شکست که فکر کنم یکی از پرگلترین بازیهای جام‌جهانی هم شده بود! نکنه عربها تا چند وقت بیان مسخرمون کنند به خاطر این باخت...!

 

به خاطر این جام‌جهانی، خوابهامون هم فوتبالی شده دیگه!