برگ هايي از يك خاطره : ايران - يوگسلاوي
... دستان مهدوي كيا رو به بالا باقي مانده ، دايي هم در كنار اوست البته بدون حركتي اعتراض مانند ؛ كارگردان تلويزيون فرانسه باز هم چهره ي دروازه بان يوگسلاوي را از دست نمي دهد: چهره اي ترسان با ته چهره اي شاد . كمي آنطرف تر از اين 3 نفر، ميناوند بهت زده 3 واژه را با فاصله ي زماني كوتاهي بر زبان مي آورد: « واي... واي ،واي » و سپس دستانش را بر روي صورت شوك شده اش مي گذارد. خود ميناوند هم [با حالت شوك شده اش] كم و بيش فهميده كه چه موقعيتي را از دست داده است...
يك دوي عزيزي و دايي در ميانه هاي ميدان يوگسلاوي و سپس پاس عزيزي به جناح چپ، ميناوند را صاحب اين موقعيت كرده است. تيم ايران تنها با 3 پاس دفاع يوگسلاوي بزرگ را به هم مي ريزد و از جريان بازي خارج مي كند. يك سر رو به بالا و دادن چهارمين پاس ، يك پاس تك ضرب رو به جلو ، مي توانست احتمال گل شدن توپ را تا صد در صدر هم افزايش دهد، سر رو به پايين مهرداد در هنگام ضربه اين موقعيت طلايي را از ايراني ها مي گيرد. فرداي مسابقه ، شبكه ي يك تلويزيوني فرانسه براي بارها به نمايش در آوردن و تحليل اين موقعيت از اين مسابقه ، پافشاري مي كند تا اشتياق فراوان آنها نشان از اين داشته باشد كه بازي زيباي ايراني ها آنان را نيز تحت تاثير خود قرار داده است.
مار كوچك ، مانند كافو حمله از گوش ، نبوغ ويژه ،مظهر قدرت و لقب هايي اينچنيني از آن بازيكنان گمنام ايراني در پايان بازيست. در پايان مسابقه اين بازيكنان ايران هستند كه امتيازاتي را به مراتب بالاتر از يوگسلاوها به خود اختصاص داده اند و البته بهترين بازيكن اين ميدان نيز در جمع ايرانيهاست: خداداد عزيزي...