« اصلآ ثابت کن که اینو از ما خریدی...» وقتی با این جملات مواجه شدم به یاد لحظاتی آشنا افتادم! لحظه هایی که به روزنامهی جهان فوتبال زنگ زده بودم تا به آنها بگویم که متنم را بدون شناسنامه چاپ کردهاند، که با حذف قسمت هایی از متنم به نوشتهی من توهین کرده بودند، که به من طوری القا شده بود که تنها برای پر کردن صفحهی روزنامهشان از متنم استفاده کرده اند، جوابی که آنها می دادند البته نهایت بیادبی نبود، پاسخ آنهابیادبی مودبانه بود! همانند همین مسئول داروخانه بود که به من میگفت ثابت کن این وسیله را از ما خریدهای. آنروز وقتی پای قانون را به میان کشیده بودم، به من جواب میدادند « برو شکایت کن، به هر جایی که می خوای برو شکایت کن...»
نمی دانستم که آنها پشتشان از کجا گرم است تا اینکه برادرم به من گفت که قانون در این مورد کار خاصی انجام نمیدهد! یعنی نهایتش این است که یک تذکری، چیزی به آنها بدهد! قانون ایران به جای حمایت از کسی که در حق او اشتباه شده بود، ( شاید ناخوداگاه ) از خطاکار حمایت می کرد!
مسئول داروخانه هم راست می گفت، پشت او هم به بیقانونی گرم بود وگرنه حاضر نمی شد صابون Dove تقلبی را به من بفروشد و پس نگیرد! به من می گفت قسمتی از جعبهاش خیس شده است و من نمیتوانم این را از شما پس بگیرم! اگر جعبه اش سالم بود حتمآ سرش را طوری می بست که خریدار بعدی به ذهنش نرسد که این صابون را یکی مصرف کرده است! تنها داروخانهی شبانه روزی شهر من، صابون تقلبی میفروشد! چه کسی می تواند ثابت کند که داروهایش تقلبی نباشد؟
این اجتماع ماست! اجتماعی که با آن زندگی می کنیم!
بقیه نوشتهام را هم نمی نویسم! از بر چسب خوردن هم بیزارم! ...
شاید بهتر باشد که به پیشنهاد دوستانم گوش بدهم :
! take it easy

