هشتم آذرماه هزار و سیصد و هفتاد و شش
بیست و نه نوامبر هزار و نهصد و نود و هفت
ملبورن کریکت گروند، ملبورن
... لحظاتي قبل از آنكه خداداد دويدن شادمانه اش را آغاز كند و دستانش را به نشانه فتح دروازه استراليا بالا ببرد، هري كيول از ثانيه هاي نااميدي استراليايي ها پرده برداشته بود.كيول جوان ناميدانه به فاصله ي كم خداداد با دروازه، توپ زير پاي خداداد ،و تنهايي بوسنيچ در دروازه مي نگريست و دو دستش را از روي نااميدي بر سرش نهاده بود. چند ثانيه ي كوتاه بعد از حس بد كيول، « غزال تيز پاي ايراني» تاريخ سازترين بازيكن تيم حماسه ساز ملبورن لقب گرفته بود ...
« يه فرصت خوب، حالا پشت مدافعان، خداداد عزيزي ، توي دروازه ، توي دروازه ...»
ديگر از قلعه ي ملبورن كريكت گروند هم، چيزي جز « دخمه اي از ياس و ناامیدی» باقي نمانده بود...
Emad Ataei ©
