تبليغاتX
فوتبال احساسی - برگ هايي از يك خاطره : ايران - يوگسلاوي
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384
برگ هايي از يك خاطره : ايران - يوگسلاوي
 

... دستان مهدوي كيا رو به بالا باقي مانده ، دايي هم در كنار اوست البته بدون حركتي اعتراض مانند ؛ كارگردان تلويزيون فرانسه باز هم چهره ي دروازه بان يوگسلاوي را از دست نمي دهد: چهره اي ترسان با ته چهره اي شاد . كمي آنطرف تر از اين 3 نفر، ميناوند بهت زده 3 واژه را با فاصله ي زماني كوتاهي بر زبان مي آورد: « واي... واي ،واي » و سپس دستانش را بر روي صورت شوك شده اش مي گذارد. خود ميناوند هم [با حالت شوك شده اش] كم و بيش فهميده كه چه موقعيتي را از دست داده است...

يك دوي عزيزي و دايي در ميانه هاي ميدان يوگسلاوي و سپس پاس عزيزي به جناح چپ، ميناوند را صاحب اين موقعيت كرده است. تيم ايران تنها با 3 پاس دفاع يوگسلاوي بزرگ را به هم مي ريزد و از جريان بازي خارج مي كند. يك سر رو به بالا و دادن چهارمين پاس ، يك پاس تك ضرب رو به جلو ، مي توانست احتمال گل شدن توپ را تا صد در صدر هم افزايش دهد، سر رو به پايين مهرداد در هنگام ضربه اين موقعيت طلايي را از ايراني ها مي گيرد. فرداي مسابقه ، شبكه ي يك تلويزيوني فرانسه براي بارها به نمايش در آوردن و تحليل اين موقعيت از اين مسابقه ، پافشاري مي كند تا اشتياق فراوان آنها نشان از اين داشته باشد كه بازي زيباي ايراني ها آنان را نيز تحت تاثير خود قرار داده است.

مار كوچك ، مانند كافو حمله از گوش ، نبوغ ويژه ،مظهر قدرت و لقب هايي اينچنيني از آن بازيكنان گمنام ايراني در پايان بازيست. در پايان مسابقه اين بازيكنان ايران هستند كه امتيازاتي را به مراتب بالاتر از يوگسلاوها به خود اختصاص داده اند و البته بهترين بازيكن اين ميدان نيز در جمع ايرانيهاست: خداداد عزيزي...

 

 

انزواي بين المللي ايراني ها به دليل تحولات سياسي سال 1979 و نيز جنگ با كشور همسايه ، عراق، با حضور در جام جهاني شكسته شده است. حضوري پس از بيست سال و همگروه شدن ناخواسته ايراني ها با 3 كشوري كه از لحاظ سياسي با آنان در اصطكاك بوده اند سبب شده تا آنها بيش از پيش نگاه هاي كنكاشگر مردمان جهان را در كنار خود احساس كنند ، مردماني كه به دليل انزواي چند ساله ي ايراني ها، از ايران و مردمانش شناخت خاصي ندارند ؛ و جام جهاني اين فرصت را به هر دو طرف داده است تا همديگر را بهتر بشناسند و بسياري از كينه هاي بي موردشان را كنار بگذارند. وضعيت سياسي، سياسي فوتبالي، وضعيت تماشاگران در ايران،فرهنگ ايراني و موضوعاتي از اين دست براي پيش از شروع مسابقات مورد بحث و بررسي قرار گرفته تا شايد پاسخگوي نياز مردمان جهان براي شناخت ايرانيها باشد. 

« نيمه حرفه اي هاي آسيايي» عجيب ترين حاشيه ي قبل از شروع جام را نيز براي خود به ثبت رسانده اند و از اين لحاظ شايد تا مدتها بي رقيب باقي بمانند، اخراج سرمربي آنهم در 3 هفته به آغاز مسابقات در نوع خودش كم نظير است. باخت 7 به 1 برابر تيم رم، فدراسيون فوتبال ايران را به اين نتيجه رساند كه توميسلاو ايويچ در اين مدت نمي تواند براي تيم ايران مفيد واقع شود و حكم به اخراج او داد. ايران با مربي جديدش، جلال طالبي، بد هم كار نكرده است : يك برد 4-1 مقابل جوانان اينتر ميلان و شكست دو به صفر مقابل تيم ملي كرواسي ، ايرانيان را به حفظ آبرو در جام جهاني اميدوار كرده است...

 

قسمتي از يك آرزو

... «حاضرم در صورت باخت تيم ايران يك توپ فوتبال قورت بدهم... » اين جمله هاي ميرسلاو بلاژويچ ،سرمربي تيم ملي كرواسي، بعد از پيروزي دو به صفر تيمش مقابل ايران است. تيم ايران در روزي كه شايسته ي باخت با اين نتيجه نبود و بهترين گلزن ايراني ها، علي دايي، يك پنالتي را به بيرون از چارچوب زد، بازي را در زاگرب واگذار كرده اما به نظر مي رسد بعد از اين بازي به قسمتي از آرزويي كه روزها در پي به دست آوردنش كوشيده است تا جام جهاني را با آن آغاز كند، دست يافته باشد ؛ حلقه ي گم شده ي خودباوري اكنون در دستان ايراني هاست...

پس از بازي مقابل كرواسي و 7 روز مانده به بازي يوگسلاوي، ايراني ها به فرانسه مي روند تا تمرينات خود را براي مقابله با يوگسلاوي در ايسن ژو ادامه دهند. در تمرينات ايسن ژو، رضا شاهرودي نيز به ليست مصدومين تيم ايران و احمدرضا عابدزاده اضافه مي شود. شاهرودي در برخورد استوك كفش يكي از بازيكنان با پايش و در آخرين تمرين بسته ي پيش از مسابقه ، با مصدوميتي شديد مواجه شده است...

 

براي 3 امتياز

...مصاحبه مطبوعاتي قبل از بازي ست و سوالات كنجكاوانه ي خبرنگاران براي شناخت تيم ايران همچنان ادامه دارد. خبرنگاري مثلث قدرت ايراني ها را هدف قرار مي دهد و مي پرسد:« آيا شما به غير از دايي، عزيزي و باقري بازيكناني داريد كه نتيجه ي بازي را تغيير دهند؟ » و طالبي با پاسخش نگاه كنجكاوانه ي آنها را تا روز بازي به دنبال تيم خود مي كشاند« بله، صبر كنيد در بازي خواهيد ديد ، در بازي مقابل يوگسلاوي توان واقعي بازيكنان ما را مشاهده خواهيد كرد.» طالبي اضافه مي كند: « ما مي خواهيم مردم را راضي كنيم و سعي داريم 2 امتياز بيشتر از جام جهاني 1978 كسب كنيم.»

طالبي در مورد تركيب تيم مي گويد« 90 درصد از تركيب تيم تعيين شده است و در حال حاضر ترديد ما روي عابدزاده است .امروز از وي آزمايش خواهيم گرفت كه در صورت آماده نبودن وي، در بازي با آمريكا از او استفاده خواهيم كرد.» و پايان بخش مصاحبه سوالي درباره صدرنشيني گروه F است:« اگر ايران صدر نشين نشود، آلمان در رده ي نخست قرار خواهد گرفت...

مردان گمنام ايراني كه از امارات 1996  و به كمك اعتماد مربي هموطن خود، محمد مايلي كهن، نامي براي خود و كشورشان دست و پا كرده بودند، اكنون در ميان بازيكنان صاحبنام اين جام گمنامتر از هميشه و به دنبال كسب اعتباري جهاني پا بر چمن هاي جهاني شدن مي نهند و به راستي « چمن هاي ابري جهاني شدن»...

 

حس محاسبه نشده

1 شنبه 24 خرداد 1377، 14 ژوئن  1998

ژوفري گيشا ، سنت اتين:

يوگسلاوي 1-0 ايران

 

                            و تمام چشم ها به پاي سينيشا و توپ بود...

                        ميهايلويچ  72

 

بيش از 5500 صندلي خالي و بليت فروش نرفته، تيمي راه يافته به جام جهاني بعد از 20 سال با 4 لژيونر و ليگي آماتور ‍ ، ستارگاني نامدار در تيمي ملقب به برزيل اروپا و  تفكرهايي از اين دست كافي بود تا تمام جهانيان نتيجه ي بازي و نحوه ي ارائه آنرا از قبل پيش بيني كنند و  شكستي سنگين را براي تيم ايران كنار بگذارند. يك بازي سرد ، يك طرفه و ديدن تيمي كه در تمام مدت بازي در حال دفاع كردن است تنها انتظاري بود كه محاسبات از قبل به دوستداران فوتبال ارائه كرده بودند و آنان به راستي انديشه اي به جز اين در سر نمي پروراندند.

اما در لحظه هاي مسابقه بازيكنان تيم ايران، حس وطن پرستي جادوييشان را نمايان ساخته بودند، حسي از آن اسطوره هاي افسانه اي سرزمين شان ؛ حسي ناشناخته كه دنياي محاسبه از به حساب كشيدنش ناتوان بود و اين حس محاسبه نشده تيم يوگسلاوي را تا مرز از دست دادن حيثيت فوتباليشان آزرد و شكنجه داد. يوگسلاوها تنها مي توانستند پيروزيشان را بهانه كنند و شاد باشند و ياس و نااميدي طرفدارانشان را بعد از بازي با ايران در خود احساس نكنند.

يوگسلاوها در كمتر از 10 روز دو تيم آسيايي را با دو ضربه ي ايستگاهي در دقايقي مشابه از پيش رو برداشته بودند، سينيشا با هنر خويش هم مردان سرزمين آفتاب تابان را مغلوب كرده بود و هم مردان سرزمين گل و بلبل را. اما سينيشا خودش هم مي دانست كه « توپ در بازي با ايران عدالت نداشت...

 

خودباوري با استرس

جهانگير كوثري در گزارشاتي كه هر روزه از فرانسه براي روزنامه ي همشهري مي فرستاد به نكته اي جالب در مورد بازي ايران و يوگسلاوي اشاره كرده بود: « قبل‌‏از بازي ياس عجيبي در بين مربيان وجود داشت و خبرنگاران دلسوز ايراني با توصيه هاي به جا مربيان را به شرايط عادي رساندند، پژمان نوزاد، سعيد مدني، پرويز زاهدي، مهرداد مسعودي و بقيه به مربيان گفتند كه بايد از جهت تبليغاتي بلوف زد و خود را قوي معرفي كرد و بالاخره اين مسائل جا افتاد و به تيم سرايت كرد. فوتبال به همين مسائل وابسته است...»

مربيان و «پسر بچه هاي ديروز كوچه و پس كوچه هاي ايران» كه براي كسب تجربه ي حرفه اي شدن به اين جام آمده بودند، از دانستن اصول اوليه ي حرفه اي گري هم به دور نشان مي دادند اما آنها هنگام كسب تجربه بسيار نزديك به نتيجه گيري بودند. اگر چه در لحظه هاي مسابقه نوع پرس ايراني ها اجازه ي نفوذ را از بازيكنان يوگسلاوي گرفته بود ولي تقابل با نام هاي بزرگ بازيكنان يوگسلاوي ، استرس را به اردوي ايراني ها آورده بود و « يك اشتباه بچه گانه از نكيسا در هنگام ضربه آزاد سبب شد تا تلاش سرسختانه ي ايراني ها به يغما برود ...

 

خجالت زده

« اشتباهي بزرگ از نيما نكيسا ،دروازه بان تيم ايران، سبب شد تا چهره ي يوگسلاوها بعد از ركودي 6 ساله و بازگشت به صحنه ي اول فوتبال دنيا، از خجالت سرخ نشود...» شبكه يabc ، با پوزخندي اينچنيني به تيم يوگسلاوي اضافه مي كند ميهايلويچ تنها گل اين ديدار را از فاصله ي 22 متري و تنها 18 دقيقه مانده به پايان بازي وارد وارد دروازه ي نكيساي 23 ساله  كرد. اين شبكه در تحليل به ثمر رسيدن اين گل تنها نكيسا را مقصر معرفي مي كند و حركت قبل از ضربه ي او به سمتي اشتباه را عامل اصلي ثبت اين گل مي داند. نيما نكيسا نيز پس از پايان ديدار ضمن اشاره به اشتباهش به خبر گزاري جمهوري اسلامي مي گويد :« ما روي يك اتفاق گل خورديم، من توپ را نديدم ولي مسئوليت آنرا مي پذيرم و از مردم ايران پوزش مي طلبم»

صفايي فراهاني، رييس فدراسيون وقت، آنروز را اينچنين در خاطر دارد:« رفتم بالاي سر نكيسا و داد زدم. گفتم مگر ايويچ دو ماه تمام نگفته بود ميهايلوويچ ضربه كاشته را به كدام سمت مي زند

 

تقابل دو احساس

جلال طالبي كه پيش از آغاز مسابقات طي مصاحبه اي در ايران عنوان كرده بود كه « شكست در مقابل يوگسلاوها تعجب برانگيز نيست» خودش هم بعد از پايان ديدار متوجه نگاه بهت زده ي جهانيان شده بود، تمام جهانيان از بازي ايران به نيكي ياد كرده بودند. طالبي در مصاحبه ي بعد از بازي به خبرنگاران گفت :« هيچ كس پيش بيني نمي كرد كه ايران در برابر تيم خوبي همچون يوگسلاوي به اين زيبايي بازي كند. ما محكم و انتحاري بازي كرديم و از نتيجه ي بدست آمده شرمنده نيستيم» در آنطرف اسلوبودان سانتراچ كه در پنهان كردن ناراحتي اش ناتوان نشان مي داد، نيز گفت:« من به همه مي گفتم كه ايران تيم بسيار خطرناكي ست ولي متاسفانه كسي به حرف من گوش نمي داد و من از بازي تيمم راضي نيستم. ما بسيار بد بوديم»

و آخرين جمله ي سرمربي ايران در حضور خبرنگاران، استوار و محكم به بازي آينده اشاره داشت:« اگر بميريم، ايستاده خواهيم مرد...

 

 


   Copyright ©2005 emad ataei - All rights reserved

با سپاس از جهانگير كوثري ، ياسر اشراقي، نادر جهان فرد

With special tanks to Hamshahri and Iran newspaper


   

+
0:3 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com