تبليغاتX
فوتبال احساسی
چهارشنبه 16 اسفند1385
بازخواني يك پرونده؛ برانكو و ناكامي ايران در جام‌جهاني

  بایگانی شده در جام جهاني 2006 آلمان

 

اكنون پس از گذشت چند ماه از مسابقات تيم ملي ايران در جام‌جهاني، فوتبالدوستان ايراني روزهاي آرام و بدون تنشي را با سرمربي كشورشان مي‌گذرانند. امير قلعه‌نويي، سرمربي ايراني تيم ملي به پشتوانه نتايجي كه پيش از اين با تيم پرطرفدار استقلال كسب كرده بود و نيز نتايج نسبتن موفقي كه در اندك بازيهاي ملي‌اش به عنوان سرمربي به دست آورد، رابطه‌‌اي دوستانه با فوتبالدوستان ايراني برقرار كرده‌است؛ رابطه‌اي كه پيش از اين، ميان برانكو ايوانكويچ و  اهالي فوتبال وجود داشت و برانكو  را براي مدتي طولاني چهره اي محبوب در نزد اهالي فوتبال معرفي مي‌كرد.

رابطه‌ي ميان برانكو و فوتبالدوستان ايراني در برهه‌اي از زمان چنان ناگسستني نشان مي داد كه حتي كناره‌گيري برانكو از فوتبال ملي ايران نيز سبب نشد كه او از ياد فوتبالدوستان ايراني فراموش شود؛ و فوتبالدوستان ايراني به عنوان تنها حامي برانكو ايوانكويچ با فشار بر فدراسيون فوتبال سبب بازگشت دوباره‌ي برانكو ايوانكويچ به ايران شدند. اما در اين روزها سردي خاصي بر رابطه‌ي ميان فوتبالدوستان ايراني و برانكو ايوانكويچ حاكم است. رابطه ي سرد ميان دو طرف محصول نتايج تيم ملي ايران در جام‌جهاني ‌ست، نتايجي كه سبب شد افتخارات برانكو از ياد‌ها فراموش شود و كمتر كسي از برانكو به نيكي ياد كند. فوتبالدوستان ايراني پس از جام جهاني افتخاراتي همچون قهرماني در بوسان، سومي در شرايطي بسيار بد در جام‌ملتهاي چين و صعود به جام‌جهاني را فراموش كردند و  رابطه‌ي دوستانه ميان دو طرف به سردي گراييد.

اكنون پس از گذشت هشت ماه از پايان جام‌جهاني كابوس‌وار برانكو با ايران، اين تنها افتخارات برانكو نيست كه به دست فراموشي سپرده شده بلكه شخص برانكو نيز به همراه افتخاراتش از ذهن فوتبالدوستان ايراني پاك شده است؛ ديگر كمتر كسي نهم اسفند‌ماه سالروز تولد برانكو ايوانكويچ را در خاطر دارد و ديگر روزنامه‌نگاران ايراني صفحه‌ي نخستشان را در اين روز به موضوعي مانند تولد برانكو اختصاص نمي دهند. به راستي در جام جهاني چه اتفاقاتي افتاده بود و سهم برانكو در نتايج تيم ملي ايران تا چه اندازه اي بود كه همگان برانكو و افتخاراتش در فوتبال ايران را فراموش كردند؟


ادامه مطلب
+
14:1 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 6 مرداد1385
ایران - مکزیک ، یکبار دیگر

 

 

   آیا ما شایسته ی این‌چنین نتیجه‌ای بودیم؟ از بازی ایران – مکزیک صحبت می‌کنم، از آن دیدار جادو شده و آن نتیجه‌ی ناراحت کننده. دیداری که هزاران حرف و حدیث با خود داشت و هزاران فحش و ناسزا. آيا ما شايسته ي آن نتيجه بوديم؟

 هنگامی که برای بار دوم دیدار ایران - مکزیک را می‌دیدم، تنها حسرت می‌خوردم که چرا  بازی نسبتآ خوبمان در نیمه‌ی اول را ادامه ندادیم و با اشتباه خودمان شکستیم و آن نتیجه را رقم زدیم. ایران بازی نسبتآ خوبی را ارائه کرده بود و تنها یک اتفاق سبب شد که ایران با این نتیجه زمین را ترک کند، بله درست خواندید، تنها یک اتفاق! ایران در این دیدار با بدشانسی مواجه شد! اما آن اتفاق چه‌طور بوجود آمد و  نقش اختلافات درونی، ضعف جسمانی و کمبود تاکتیکی در ایجاد آن اتفاق چه بود را نمی دانم. تنها می‌دانم که ایران در این دیدار بدشانس بود.

 هنگامی که دیدار را برای بار دوم می‌دیدم، چند لحظه‌ی خاص توجه مرا به خود جلب کرد، لحظه ي به ثمر رسيدن گل ها.

 

 


ادامه مطلب
+
15:50 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 21 تیر1385
هنوز هم آن مرد یخی دوست داشتنی ...
 

همین چند روز قبل بود که جملات به یاد ماندنی فوتبالی‌های جزیره را می‌خواندم، بیل شنکلی یک حرف ناب بیان کرده بود، از آن حرفهایی که واقعآ جمله‌هایش در خاطر می‌ماند و به یاد ماندنی می‌شود؛ شنکلی گفته بود:« من بهترین مربی انگلستان بودم زیرا با حیله و نیرنگ به جدال با تیمی نرفته ام! من اگر حتی مقابل همسرم هم بازی کنم جفت پای او را خرد می کنم اما هرگز به او حقه نمی زنم و فریبش نمی دهم!» اما من فکر می‌کنم که تاریخ مصرف این نوع تفکر، در همان سالهای دهه‌ی هفتاد میلادی بوده‌ باشد؛ اکنون اگر با این تفکر در میدانی حرفه‌ای قدم بگذارید مسلمآ شکست خورده‌ای بیش نخواهید بود و حتی شاید کار از شکست خورده هم فراتر رود و در دیدگاه حرفه‌ای به شما احمق نیز خطاب شود!

زین‌الدین زیدان شب یک شنبه در حالی که نتوانست خودش را کنترل کند، دست به حرکتی زشت زد، حرکتی ناپسند که شاید آخرین راهی بود که زیدان می‌توانست آنرا انجام دهد و یا شاید آخرین راهی که زیدان حتی نمی‌بایست آنرا انجام دهد. اما شما خودتان را برای لحظاتی جای زیدان بگذارید:

1) آخرین دیدار فوتبالیتان‌است و دوست دارید آنرا با برد به پایان برسانید، چشمان میلیونها هموطن نیز به عنوان مغز متفکر تیم به پاهای شما دوخته شده است؛

2) 10 دقیقه به پایان دیدار مانده و سپس جدال پنالتی‌ها برنده را مشخص خواهد کرد، جدالی که تیم مقابل با دروازه‌بانش امید بیشتری به پیروزی در آن مرحله دارد؛

3) و سرانجام فحش‌هایی که شما نمی‌توانید آنرا تحمل کنید، فرقی نمی‌کند که تروریست خوانده شده باشید یا عمل روسپی‌گری به خواهرتان نسبت داده شده باشد، فشار روحی بیش از اندازه، به یکباره اختیار را از دستتان خارج می‌کند و سپس...

همانطور که می‌بینید زیدان به عنوان یک انسان کار عجیبی را انجام نداده است! شاید خوش‌فکری و ظرافت‌های فوتبالش در این لحظه با این حرکت خشن برابر نبوده و با هم همخوانی نداشته باشد، اما او نیز یک انسان است و به خاطر انسان بودنش شاید لحظه‌ای اشتباه کند.

 


ادامه مطلب
+
0:18 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 19 تیر1385
پایان افسانه‌ی پادشاه زیدان
 

 

تمام شد، افسانه‌ی زیدان و جام‌جهانی 2006 با شادمانی ایتالیایی‌ها در روز آخر تمام شد! چهره‌ی بغض کرده‌ی سانیول، که هزاران حرف ناگفته در خود داشت، و چهره‌‌های شادمان ایتالیایی‌ها، آخرین روز جام را هم با اشک و لبخند رقم زد؛ فوتبال همین است، یکی باید برنده شود و دیگری بازنده، فرقی نمی‌کند که فاصله‌ی برد و باخت به اندازه‌ی چند سانتی‌متری باشد که ضربه‌ی ترزگه آنورتر از خط فرود آمده ،

 سرانجام یکی باید دستانش را از شادمانی بالا ببرد و دیگری با آن اشک‌هایش را پاک کند.

 

کودکانی که به عنوان نماد بازی جوانمردانه به همراه فوتبالیستها به داخل میدان می‌آیند، تاکنون 2 بار بیش از پیش توجه مرا به خود جلب کرده‌اند؛ یکبار در دیدار فرانسه و انگلستان در یورو 2004 بود که دخترکی کوچک، دست در دست یکی از بازیکنان انگلستان، اولین بازیکن صف این تیم، دیوید بکهام، را با حرکات عجیب و جلب توجه کننده خود به دیگران نشان می داد و نمی‌توانست خوشحالی بی‌حد و حصر خود را کنترل نماید و دیگری دیشب بود؛ جایی که زیدان خونسرد و یخ زده، با هیچ انگاشتن دوربین تلویزیونی، اعتماد به نفسش را نشان می‌داد اما پسرک همراه او، در راهرو ورزشگاه نمی‌توانست اضطراب خود را پنهان کند و دستانش را مرتبآ بر روی صورتش می‌کشید. بله، زیدان همان مرد یخی روزهای گذشته بود و هنگامی که پنالتی خود را چیپ زد و به گفته‌ی خودش، بوفون را تحقیر کرد، هم همان مرد یخی سالهای گذشته بود. بعد از آن ضربه به یاد حرفهای توتی افتادم، همانی که یکبار پنالتی چیپ خود را در کالچیو خراب کرده بود و پس از به ثمر رساندن پنالتی دیدار با استرالیا عنوان کرده بود که دیگر هیچ‌گاه پنالتی‌اش را چیپ نخواهد زد. اما زیدان با اعتماد به نفسی بالا ٬ در فینال جام‌جهانی و در برابر بوفون، پنالتی‌اش را چیپ زد و موفق هم نشان داد.

 


ادامه مطلب
+
17:41 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 16 تیر1385
انتهای داستان جام‌جهانی
 

دو روز دیگر همه چیز در برلین تمام می‌شود، همه چیز! جام‌جهانی با خوبی‌ها و بدی‌هایش، با شیرینی ها و تلخی هایش ، همه و همه تمام می‌شوند. جامی که پیش از این برای بسیاری از تیم‌ها تمام شده بود، جامی که تیم ایران هم به آن پا گذاشته بود و می‌خواست یکی از شگفتی‌سازان جام لقب بگیرد.

 هنگامی که نوجوانان ایرانی را می‌دیدم که برای خودشان جایگاهی اینترنتی درست کرده بودند و با اشتیاق خبرهای جام و تیم ایران را در آن می‌گذاشتند ،که شاید تیم ایران را در مرحله‌ای بعد ببینند و خوشحالی‌هایشان را هم در آنجا بگذارند، کمی تاسف می‌خوردم زیرا در دنیای فوتبال همه چیز مشخص بود؛ همان هنگامی که اسکولاری عنوان می‌کرد که ایران ضعیفترین تیم گروه است یا همان هنگامی که بیرهوف شکست‌های سنگینی را برای تیم ایران پیش بینی می‌نمود، دنیای رویاها با واقعیت فاصله‌ی خودش را نشان می‌داد.

 و سپس آن حذف وقاحت‌بار و پر حاشیه! بی‌آنکه توانایی مقابله با مشکلاتمان را داشته باشیم، از جام کنار رفیتم؛ ما آبرویمان را برده بودیم و بازیمان را باخته! نمی‌دانم چرا دیگر کسی از هومن افاضلی نپرسید که آن نتایجی که قرار بود تا سالها به آن افتخار شود، کجاست. شاید حاشیه‌هایی پرطرفدارتر اجازه‌ی پرسیدن چنین سوالاتی را نمی‌داد...

اما در داستان جام جهانی ما تنها نبودیم، داستان جام‌جهانی برای تمامی جهان اتفاق می‌افتاد! هنگامی که به وبلاگ یک آلمانی سر می‌زدم و به نوشته‌هایش نگاهی می‌انداختم. از خیلی چیز‌ها هم می‌توانستم بفهمم که او تیمش را قهرمان سال 2006 می‌داند. او با سالهای قهرمانی آلمان بازی ریاضی انجام می‌داد تا به دیگران بگوید که سال، سال آلمان است؛ که 2006 = 1990 - 74 * 54 ، که با بازیهای دیگر با این اعداد خودش را دلداری بدهد که می‌تواند جام را بالای دست بالاک ببیند، اما فوتبال غیرقابل پیش بینی‌تر از این حرفها بود و ایتالیا اکنون قسمتی از فینال است.


ادامه مطلب
+
11:27 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 10 تیر1385
حیف، حیف، حیف...
 

آرزانتین هم باخت،

تیم خوبی بود، شایسته‌ی قهرمانی، از جنس خودمان بود، با فوتبالی خیابانی و پاسکاری‌هایی دوست‌داشتنی و بازیکنانی تکنیکی؛ اما حیف که در این جام، برای اخرین بار در برلین به میدان رفت. نمی‌توانم بگویم پکرمن مقصر این باخت بود. او فکرش را هم نمی‌کرد که تیم از بین رفته‌ی آلمانها به گل برسد، تیمی که دفاع را پس از گل آرژانتین رها کرده بود و به راحتی می‌توانست برای بار دوم هم تسلیم شود. پکرمن، دو تعویض انجام داد، تعویض‌هایی با درونمایه‌های «زندگی در زمان کنون» و نه «آینده نگری». ریکلمه ،مهمترین بازیساز آرژانتین، در این دیدار خوب ظاهر نشد، آمار این را می‌گوید. او می‌بایست تعویض می‌شد اما شاید با بازیکنی دیگر، با بازیکنی که ریتم حرکتی آرژانتین را تدافعی نکند. باز هم می‌گویم که تعویض‌های آرژانتین با آینده‌نگری نبود.

در جدال پنالتی‌ها احتمال کمی وجود داشت که آرژانتین تیم صعود کننده لقب بگیرد، با جو وحشتناک برلین و نیز حضور ینس لمان. در جدال پنالتی‌ها هم این آلمانی‌ها بودند که با ضربه‌های محکمشان جای هیچ‌گونه حرف و حدیثی را باقی نگذاشتند. آنها مانند روحیه‌ فوق‌العاده‌شان به توپ ضربه می‌زدند، ضربه‌هایی محکم که فرصت عکس‌العمل را به دروازه‌بان ندهی، یا به گل می‌رسی یا خودت ضربه‌ات را خراب می‌کنی، دروازه‌بان این توپ‌ها را نخواهد گرفت.


ادامه مطلب
+
12:23 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 7 تیر1385
فرصتی برای دیدن دوباره‌ی پادشاه زیدان
 
                        

بله، من هم خودم را آماده کرده بودم تا آخرین بازی زیدان را ببینم! باخت فرانسه‌ی دوست‌داشتنی‌ام در مقابل اسپانیای آماده برای من هم قابل پیش‌بینی بود اما بعضی مواقع پیش بینی‌ها نادرست از آب در می‌ایند و من اکنون از این اتفاق خوشحالم.

هر چه به بازی اسپانیایی‌ها در مقابل فرانسه فکر می‌کنم می‌بینم که آنها روز چندان بدی را پشت سر نگذاشتند و باز هم تنها بدشانسی مانع از صعود این تیم به مراحل بالاتر شد، بدشانسی و کار خوب تاکتیکی فرانسوی‌ها اسپانیا را به خانه فرستاد.

در صحنه‌های گل فرانسه، همواره ردی از کارلوس پویول وجود داشت. پویول در صحنه‌ی گل اول فرانسه و در هنگام پاس دادن ویرا، در مقابل یک کار انجام شده‌ قرار گرفت و ترجیح داد از میان آنری و ریبری ، دومی را برای تک به تک شدن برگزیند. او با علم به اینکه ویرا می‌تواند هر دو بازیکن را صاحب توپ کند، ترجیح داد پیش از پاس ویرا، با برداشتن دو قدم به جلو و هماهنگ کردن خط آفساید با پابلو ، آنری را در موقعیت آفساید قرار داده و ریبری جوان را برای کورس احتمالی برگزیند که برخلاف تصوراتش ریبری در نهایت موفق شد گل فرانسه را به ثمر برساند. در صحنه‌ی گل دوم فرانسه، ضربه‌ی آرنج او به سینه‌ی آنری که با تمارض تی‌تی نیز همراه بود، ضربه‌ی آزادی را نصیب خروسها کرد که در نهایت با ضربه‌ی سر ویرا به گل تبدیل شد. پویول در صحنه‌ی گل سوم نیز کمی بدشانس بود که می‌بایست جدالی تک به تک با زیدانی داشته باشد که در فضای حرکتی بسیار خوبی قرار داشت و از لحاظ موقعیت دفاع و حمله، پویول کار بسیار سختی را نسبت به زیدان پیش رو داشت و در نهایت نیز به شکست او انجامید. تاکتیک آفسایدگیری اسپانیایی‌ها در صحنه‌های گل اول و سوم فرانسه جوابی کاملآ عکس داد و تیم اسپانیا را ویران کرد.


ادامه مطلب
+
14:2 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شنبه 3 تیر1385
پس از 1462 روز
 

دیشب کره‌ی جنوبی هم نتوانست به دور بعد مسابقات را پیدا کند و با 4 امتیاز، پرامتیازترین تیم حذف‌شده‌ی رقابتها نام گرفت. با اینکه خیلی دوست داشتم که آسیا یک نماینده در جمع 16 تیم پایانی داشته باشد ، با اینکه همچنین خیلی دوست داشتم که کره دوم می‌شد تا به دیدار اسپانیا برود، با اینکه دیشب بسیار خواب‌آلود بودم و 10 دقیقه‌ی پایانی را با خواب آلودگی تماشا کردم، اما نخوابیدم و پای تلویزیون نشستم، تماشای گریه های کره‌ای ها برایم بسیار شیرین‌تر از خواب بود! اگر چه آنها فقط طعم با شایستگی حذف شدن را چشیدند و خبری از ناداوری نبود، تنها 4 سال و یک روز پس از بازی با اسپانیا در جام 2002 ...

 


ادامه مطلب
+
13:39 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 1 تیر1385
8 سال تفاوت
 

 

چه شبی بود آنشب!  همان شبی که میلیونها ایرانی در سراسر جهان به پایکوبی مشغول بودند، پایکوبی تا پاسی از شب؛ شب 31 خرداد 1377 را می‌گویم، 8 سال پیش. همان شبی که «شیرهای ژرلاند» نژادشان آریایی بود و می‌توانستیم به خودمان افتخار کنیم و سرهایمان را بالا بگیریم و با امید به دیدار آلمان برویم. ما آمریکا را شکست داده بودیم، در یک بازی تاریخی، در دیداری که جزو 10 اتفاق برتر تمام دوران جام‌جهانی شده بود. اما امروز تنها بغض گلویم را می‌فشارد. من چیزی برای توصیف امروز ندارم. نمی‌توانم امروز را توصیف کنم.

واقعآ ما امروز چه حرفی برای گفتن داریم؟ ما امروز تیم چهارم گروهمان شدیم و هیچ کس هم قرار نیست امروز از ما به عنوان «شگفتی ساز جام» نام ببرد، ما هیچ کس را شوکه نکرده‌ایم!

 من امروز پس ار آنکه دایی در نیمه‌ی اول سانتر مهدوی‌کیا [مشابه گل آنگولا] را از دست داد، گرد 8 سال تجربه را در چهره‌ی او ندیدم، چهره‌ی دایی غبار پیری را در خود داشت، او 8 سال پیرتر شده بود. وقتی که امروز در نیمه‌ی دوم رحمان می‌رفت با یک پاس رو به عقب میرزاپور را صاحب توپ کند اما از این کار خودداری کرد و فلش بازیش را یکباره از سمت دروازه به کناره‌های زمین تغییر داد، به یاد عابدزاده افتادم، به یاد اقتدار او در دروازه؛ چه صحنه‌های زیبایی را در بازی با امریکا خلق کرده بود. در این جام یکدلی و اتحاد از تیممان رخت بربسته بود، ما بازیکنانی را در اختیار داشتیم که از لحاظ انفرادی در نوع خود بهترین بودند، اما کسی نبود که بتواند این تیم را هدایت کند. نمی‌دانم باید خوشحال باشم که امروز رییس فدراسیون فوتبال کشورم از کار برکنار شده است یا نه! او به قیمت بازی با احساسات میلیونها ایرانی، بر حقیقت پا گذاشته بود. تنها می‌دانم بی‌شرمانه تر از این حالت، کمتر اتفاق خواهد افتاد!


ادامه مطلب
+
1:15 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 29 خرداد1385
زندگی هنوز هم ادامه دارد
 
 

چند دقیقه ی قبل به یادداشتهایم نگاهی انداختم، به یاداشتهایی که برای حمایت از برانکو پس از اولین دیدار تیم ایران در مسابقات مقدماتی آلمان 2006 ( پس از دیدار با بحرین) نوشته بودم و از صحبتهای برانکو حمایت می کردم. همان نوشته‌ای که منتقدین برانکو را در 2 جمله تعریف کرده بودم«انتقاد می کنیم، پس زنده‌ایم».

اما اکنون بعد از گذشت چند ماه از آن تاریخ، کاملآ عوض شده به نظر می‌رسم! عکس برانکو را در وبلاگ قرار می‌دهم و تیترش را هم می‌گذارم «دیکتاتور بزدل».

فکر نمی کنم اصول اساسی تفکراتم در این چند وقت تغییر آنچنانی کرده باشد. یعنی باید بگویم واقعآ همان تفکری که برانکو را دوست داشت، اکنون دیگر خواهان او نیست. چه اتفاقی افتاده است ؟ چرا به یکباره در این مدت تغییر عقیده داده‌ام؟

 

 


ادامه مطلب
+
2:6 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 26 خرداد1385
نسخه ی موفق خداداد و هاشمیان
 

علی کریمی از همان سالهای ابتدایی دوران بازیگریش شخصیتی پرخاشگر و منتقد داشته و رفتارهایش در بسیاری از موارد موجب ایجاد درگیری و تشنج شده است؛ از صحبتهایش علیه عابدزاده در مصاحبه ای با مجله‌ی تماشاگران گرفته تا درگیری مقابل داور ژاپنی در مسابقات جام دانهیل که به خاطر کارت قرمز علی انصاریان ایجاد کرد و موجب یک سال محرومیت او از مسابقات فوتبال شد، همه و همه نشان از شخصیت ناآرام کریمی دارد. البته محرومیت یک ساله‌ی کریمی سبب شد تا او کمی به اصلاح خودش بپردازد و کمتر در حاشیه‌ها گرفتار شود.

پس از گذشت چند سال از آن اتفاقات، علی کریمی دیگر به عنوان یک بازیکن تنبل دربیل‌زن که در لیگ امارات بازی می‌کند، مشهور نیست، او اکنون به عنوان یک فوتبالیست بزرگ بین المللی چهره‌ای شناخته شده بوده و حرفهایش از تاثیر بسیاری برخوردار است.

 صحبتهای کریمی پس از صعود تیم به جام جهانی علیه برانکو که در سایت اختصاصی اش نمایان شد، تعجب همگان را برانگیخت. اینکه یک بازیکن ملی پوش که همواره در ترکیب ثابت تیم قرار دارد، به خودش جرات بدهد و  علیه مربی تیم ملی کشورش حرف بزند در دنیای فوتبال به راستی کم سابقه است. برای اینکه متوجه شویم هیچ گونه مشکلی میان این دو نفر وجود ندارد کافی ست به این نکته توجه کنیم که برانکو بارها به عنوان یک حمایت‌کننده، کریمی را با رونالدینهو مقایسه کرده است.

 


ادامه مطلب
+
14:31 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 23 خرداد1385
اینجا ایران، دو روز پس از باخت به مکزیک
 

 

احساس خستگی شدیدی می‌کنم. در 48 ساعت گذشته کمتر از 10 ساعت خوابیده‌ام و احساس شادابی را فراموش کرده‌ام. در این مدت بیشتر وقتم را در اینترنت گذراندم و مشغول به خواندن اظهار نظر مردم بودم. همه‌ی مردم ایران از این نتیجه ناراحت هستند و تقزیبآ شانسی را برای تیم ایران تصور نمی‌کنند. بیشتر آنها مقصر اصلی باخت ایران را علی دایی عنوان می کنند. برانکو ، میرزاپور و رضایی هم در رتبه‌های بعد قرار دارند.

بیان شدیدترین احساسات «ضد علی دایی» در این دو روز چیزی طبیعی شده است و در وبلاگ‌ها ، روزنامه‌ها و سایت‌های فارسی زبان بسیار با این مطالب روبرو شدم.

در مقابل سایتهای تحلیلی فوتبال ایران که تقریبآ سکوت پیشه کرده اند، خبرگزاری‌های فارسی‌زبان در ابراز احساسات ضد دایی و برانکویی خویش ساکت ننشسته‌اند و خبرهای جنجالی و تحلیل‌های زیادی را ارائه کرده‌اند. عکس‌های پایان بازی با مکزیک و چهره‌های درهم ایرانی‌ها هم سوژه‌ی بسیاری از این خبرگزاری‌ها بوده‌است.

اما در وبلاگ‌ها فارسی غوغای دیگری به وجود آمده‌ است و بسیاری از وبلاگنویسان ورزشی ایرانی با الفاظی که از عصبانیت بیش از حد نویسندگان آن سرچشمه می‌گیرد به دایی، برانکو و میرزاپور تاخته‌اند. در وبلاگ‌ها به چند اظهار نظر برخوردم که عنوان می‌کردند ای کاش تیم ایران با بازی خوبش در نیمه‌ی اول امید به کسب امتیاز را در آنها ایجاد نمی‌کرد و اکنون غم شکست برای آنها درد آور شده است.

 گروهی هم در اینترنت برای اعتراض به علی دایی شروع به جمع‌آوری امضا کرده‌اند، هر چند که متن امضاها چندان محترمانه به نظر نمی‌رسد.


ادامه مطلب
+
14:40 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 22 خرداد1385
آقای برانکو ...
 

 

 Zoom 

تیم ایران بازی را به مکزیک باخت، همین! تیم پر اشتباه ایران به مکزیک باخت! تیم بدون روانشناس ایران به مکزیک باخت! از کجای داستان بنویسم؟ از امروز صبح که با اشتیاق بیدار شده بودم و کارهایم را تقریبآ شسته و رفته انجام دادم تا بازی تیم کشورم را نگاه کنم، از اینجا بنویسم؟ یا از لحظاتی که خیابانهای شهرهای کشورم خالی شده بود تا مردم نمایش ملی‌پوشانشان را ببینند، یا شاید هم از لحظاتی که برانکوی عصبی دستانش را بالا برده بود و به طرزی عصبی شادمانی می‌کرد...

 

 


ادامه مطلب
+
2:59 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 22 خرداد1385
دیکتاتور بزدل
 
           اي كاش ...
 
 
+
0:33 | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 19 خرداد1385
امان از دست این جام جهانی !

 

این روزا استرس زیادی رو دارم تحمل می‌کنم. اگه منو نگاه ‌کنی و باهام صحبت کنی، متوجه چیزی نمی‌شی و رفتار‌هام اصلآ تحت تاثیر این استرس نیستند. اما کاملآ این استرس رو توی خودم حس می‌کنم، قلبم با شدت می‌زنه و نمی‌دونم غذا رو با عجله می‌خورم و از این چیزا . چندان سخت نیست که بفهمیم واسه چیه این اضطراب. جام‌جهانی هر 4 سال یه بار اتفاق می‌افته و این بار با امتحاناتم هم برخورد داره، خودتون حساب کنید ببینید که چه معجونی از آب در میاد.

 

بذارید از خواب دیشبم بگم براتون. تو خواب رفتیم به پیشباز بازی ایران – مکزیک. همه چیز طبیعی بود لعنتی.

پای تلویزیون نشسته بودم و بازی رو از تلویزیون داشتم می‌دیدم. بازی شروع شد و ایران یکی خورد، دومی رو هم، سومی رو هم. البته بعدش یکی زد، علی دایی فکر کنم که گل زده بود. بعد از گل ایران،

 

 


ادامه مطلب
+
12:3 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 15 خرداد1385
من از پارس می آیم، آن بوم زرین ...
 
 
 Zoom 

همه چیز از دقایق ابتدایی دیدار منامه آغاز شد، از لحظات گل خوردن در دقایق ابتدایی آن دیدار نفرین شده. مشاهده‌ی نگاه‌های ترسان تماشاگران ایرانی و نیز چهره‌ی عصبی و بی روحیه بازیکنان تیم ایران، همه چیز را قبل از سوت پایان دیدار مشخص کرده بود؛ ما تمرکز تیمیمان را برای لحظات باقی‌مانده‌‌ از دست داده بودیم.

ما در روزی که خودمان نبودیم بازی منامه را واگذار کردیم تا به دیدار امارات و ایرلند برویم و با شکست در پلی آف تهران، مجبور شویم برای تجربه‌ی التهاب دوباره‌ی روزهای آغازین جام‌جهانی 4 سال دیگر صبر کنیم . اگر در منامه هوشیارتر بودیم و مغرورانه قدم به ورزشگاه ملی منامه نمی‌گذاشتیم، شاید احتیاجی‌ نمی‌بود که صبرمان طولانی شود.

امروز، تقریبآ 4 سال از کابوس منامه، از روزهایی که دنیا برایمان به آخر رسیده بود، و 8 سال نیز از آخرین حضورمان در جام‌جهانی، از  همان روزهایی که برای دیدن بازیکنانمان در کنار بازیکنان نامدار جهان لحظه شماری می‌کردیم، می‌گذرد؛ اما دیگر کابوس 4 سال قبل تمام شده است! دنیای کوچک 8 سال پیش ایرانی‌ها نیز دیگر وجود ندارد! امروز ایرانی‌ها در حالی روزهای ملتهب آغازین جام‌جهانی را تجربه می‌کنند که برای درهم شکستن غرور مردان اسکولاری و لاولپه تلاش خواهند کرد؛ تجربه‌ای نو و تلاشی در خور تحسین حتی اگر به شکست بیانجامد.

 

 

       فردریش هافن - آلمان

 

 


ادامه مطلب
+
1:59 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 31 اردیبهشت1385
جام جهانی بدون آتش بازی این چهار نفر
 
 

 

خب تجربه‌ی جالبیه دیگه! اولین مطلبم رو با تم فوتبال اروپایی هم نوشتم، اما نوشتن از فوتبال احساسی یه چیز دیگه‌ست! :

 

در حالی که تقریبآ 20 روز به آغاز جام جهانی مانده است و مربیان تیم‌های حاضر در این رقابتها، اسامی بازیکنانشان را اعلام کرده‌اند؛ موج شادی و غم، زندگی ورزشی فوتبالیستهای کشورهای حاضر در این رقابتها را فرا گرفته است.  برخی از این بازیکنان در کمال ناباوری به تیم ملی کشورشان دعوت شده‌اند و بسیاری دیگر نیز در کمال تعجب از تیم ملی کشورشان کنار گذاشته شده‌اند. در میان بسیاری از بازیکنانی که جام‌جهانی را از دست داده‌اند، نبودن چند مهاجم مطرح فوتبال دنیا بیشتر به چشم خواهد آمد، نه به خاطر آن‌که خط حمله‌ی تیم کشورشان نتواند بدون آنها عملکرد موفقی را ارائه کند بلکه به خاطر بزرگ بودن نام و اعتبار فوتبالی آنها در طی این چند سال.

کریستین ویری، روی ماکای، کوین کورانی یا فرناندو مورینتس، هیچ‌کدام به جام‌جهانی نخواهند آمد؛ آنها در آلمان 2006، دروازه‌ی هیچ دروازه‌بانی را نخواهند گشود.

 

 


ادامه مطلب
+
2:12 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 4 دی1384
قرعه‌ی مهربان ؟
  
 
     
 
 عکس از فریاد نامه
 
 

نخست در مورد اجرای مراسم قرعه کشی جام جهانی در سیمای ایران باید بگویم  که این بدترین اجرایی بود که تاکنون من از فردوسی‌پور می دیدم، اجرای مراسم قرعه کشی جام جهانی بسیار بد بود، به نظر من  حتی مارکوس زیگلر هم استرس فردوسی‌پور و جاودانی را نداشت! مطمئنم اگر من برای اولین بار در جلوی دوربین تلویزیونی می‌نشستم و قرار می‌شد مراسم قرعه‌کشی جام جهانی را زنده گزارش کنم، اجرای من بهتر از عادل می‌بود!


ادامه مطلب
+
22:5 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com