بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
قلعهنویی در برنامه دیشب نود با همان حرفهای همیشگی آمده بود و البته چند برگی که اگر بارفنی داشت در همان حضورش در برنامهی جام چهاردهم ارائه میکرد اما او برخلاف آن برنامه، دیشب به خوبی توانست حس ترحم فوتبالدوستان را نسبت به خود برانگیزد.
در شبی که عادل قرار نبود به خوبی صحبتهای قلعهنویی را پاسخ دهد سوق دادن موضوع حضور قلعهنویی در برنامه نود به سمت سرمربیگری تیم ملی در جامملتها، مهمترین دلیل ناکامی عادل فردوسیپور در برابر قلعهنویی بود. قلعهنویی دیشب در حالی در استدیو برنامه نود حاضر شد که تنها به واسطهی نتایج مناسب چند هفتهی اخیرش "میهمان برنامه" شده بود و الزامی وجود نداشت که شکست جام ملتها دوباره کالبدشکافی شود؛ هرچند که پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی توسط کلمنته رد شده باشد.
عوام فریبی مختص جریانیست که افرادی مانند قلعهنویی را در فوتبال ما مطرح میکند، این جریان بواسطهی اینکه «حاشیهها را به خوبی میشناسند» میتواند بیشتر فوتبالدوستان را با خود همراه کنند. فردوسیپور در برنامه دیشب نتوانست از عوام فریبی امیر قلعهنویی جلوگیری کند چرا که او روحیه تهاجمیاش در آخرین برنامه جام چهاردهم را با خود به همراه نداشت.
صحبتهای قلعهنویی در برنامه دیشب کاملن شبیه به صحبتهایی بود که در بطن ماجرا اتفاق افتاد.
پینوشت:
برای مغلوب کردن امیر قلعهنویی در زمین فوتبال احتیاجی نیست که شما تمامی تاکتیکها را از بر باشید، کافیست تیم شما به خوبی ضد سیستمی برای 2-5-3 بازی کند و از آن شانسی که قرار است به تیم امیر جلوه کند، بهره ببرید؛ برای مغلوب کردن او در استدیو برنامه نیز کافیست آخرین حضور او در برنامه را یکبار مرور کنید و اشکالاتتان را رفع کنید! اگر این کار را نکنید آن وقت است که امیر قلعهنویی در حالی که میگوید ازبکستان تیم خوبی داشت و آن تیم را شکست داد، بازی با مالزی از بازیهای خوب ایران بود و تیمش در برابر کره نیز خوب کار کرد، میپذیرد که خوب بازی نکرده و نتایج خوبی نگرفته است!
پیوست:
چرا عادل فردوسی پور باخت – اعتماد ملی – هیوا یوسفی
نقد بیحمایت – روزنامه اعتماد – آرش حقیقی
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
به مانند همیشه پس از شکست تیم ملی فوتبال، کمیتهای جهت بررسی دلایل شکست این تیم تشکیل شد و این کمیته امروز نتایج بررسی خود را اعلام نمود[+].
در نتایج بررسی این کمیته به موضوعات جالبی برمیخوریم. اینکه چطور این کمیته شرایط تیم ملی ایران در مسابقات مقدماتی جام ملتها را پس از حذف جامجهانی دشوار ارزیابی میکند جای تامل دارد.
کادر فنی داخلی در حالی تیم را تحویل گرفت که تیم ایران در زمان برانکو بازی نخستش را با پیروزی پشتسر گذاشته بود و حتی با قبول دو شکست مقابل کرهجنوبی و برتری مقابل تیم نه چندان مطرح سوریه در دو دیدار رفت و برگشت هم میتوانست به عنوان تیم دوم به این مسابقات گام نهد. اینکه تیم ایران با کادر جدید نتوانست در بازی نخستش مقابل سوریه انتظارها را برآورده کند و تیم را در حالت دشوار صعود قرار داد، به کادر فنی گذشته مربوط نمیشود و کمیته بررسی بهتر بود در گزارش ناقص خود به موقعیت زمانی رویدادها توجه بیشتری میکرد.
تیم ایران در دو بازی نخستش برابر سوریه و کرهجنوبی در حد یک تیم معمولی بود و شروعی با اضطراب داشت و حتی در خطر حذف هم قرار گرفت، پس دیدن جملاتی همانند «خوشبختانه، نتیجه اعتماد به کادر فنی در آن شرایط نتیجه خوبی داشت و تیم ملی ایران با اقتدار به عنوان تیم اول و بدون هیچـگونه اضطراب و اما و اگر صعود کرد» بیشتر شبیه یک شوخیست!
مشخص نیست که به چه عنوان کمیته بررسیکننده شکست تیم ملی ایران سعی میکند در گزارشش از تعلیق فوتبال ایران و ناکامی در ردههای سنی مختلف سخن بگوید. تعلیق فوتبال ایران و ناکامی در ردههای سنی مختلف هیچگونه نقشی در شکست فوتبال ایران در جامملتها نداشت و استفاده ابزاری از تعلیق فوتبال ایران و این ناکامیها در گزارش، بیشتر مقدمهچینی و فضاسازی کمیته برای بیان شکست مفتضحانه تیم ملی به نظر میسد.
این کمیته در بیان دلایل شکست تیم ایران، تمام سعی خود را نمود تا حقایق را بهگونهای برزبان بیاورد که موجب دلخوری جریانی خاص نشود و برای این منظور دو دلیل از سیزده دلیل ناکامی تیم ایران و به طور اختصاصی نخستین و دومین دلیل آن، بیشتر یک عامل تشویقی برای کادر فنی به حساب میآیند و از آنها نمیتوان به عنوان دلیل شکست یاد کرد.
از 11 عامل موثر بعدی در شکست تیم ایران، 8 مورد به کادر فنی و بهخصوص سرمربی تیم ملی، امیر قلعهنویی، باز میگردد که با حسابی سرانگشتی هم میتوان به نقش موثر کادر فنی در ناکامی تیم ایران رسید. با این حساب، آیا هنوز هم ادامه همکاری با کادر فنی بازندهی جام ملتها به صلاح فوتبال ملی ست؟
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
5 دقیقهی پایانی برنامهی پریشب جامچهاردهم یک جنجال تمام عیار بود، درست همان لحظاتی که عادل فردوسیپور از امیر قلعهنویی خواست که از سمت سرمربیگری تیم ملی استعفا کند و امیر قلعهنویی با بیادبی مخصوصش جواب عادل را داد.
هیچ یادداشتی بر این چند دقیقه گویاتر از تصاویر این لحظات نیست، با دقت به امیر قلعهنویی و صحبتها و شیرینکاریهای این مرد بازنده توجه کنید.
شیرینکاری های امیر قلعهنویی حتی در هنگام تیتراژ برنامه نیز ادامه پیدا کرد، همان لحظات خداحافظی عادل از بینندگان تلویزیونی:
عادل فردوسی: (از) عواملی که کمک کردند در این چندین و چند روز، صمیمانه به ما کمک کردند ازشون تشکر میکنیم ، تمام کم و کاستیها را بذارید به حساب ما، یعنی من در واقع؛ به اتفاق جناب امیر حاج رضایی...
امیر قلعهنویی: شما هم باید استعفا بدید...
عادل فردوسیپور: باشه منم استعفا میدم آقای قلعهنویی، هرگاه من به این جمعبندی رسیدم که تمام این تقصیرها به گردن من بوده حتمن استعفا میدم؛ شک نکنید؛ خدانگهدارتون...
پیوست:
سرودی برای باخت تیم ایران – منبع
جام چهاردهم نیز به پایان رسید و تیم عراق در فینال مسابقات توانست عربستان را مقتدرانه از پیش رو بردارد؛ و شاستگیاش در قهرمانی این جام را آشکارا نشان دهد.
اگر چه ای.اف.سی برای این انجام مناسب این مسابقات تلاش بسیاری انجام داد اما باز هم این مسابقات کمبودهای فراوانی داشت، از پخش تلویزیونی مسابقات گرفته تا سایت مسابقات و نحوهی اهدای جام.
کارگردانهای تلویزیونی این مسابقات در هنگام پخش مسابقات اشتباهات فراوانی را انجام دادند و به نظر من نتوانستند حاشیه های بازیها را به خوبی برای تماشاگران فوتبال به تصویر بکشند. کارگردانی متفاوت در هر کدام از چهار کشور میزبان کاملن به چشم آمد.
سایت مسابقات هم با اینکه برای نخستین بار به چندین زبان اخبار مسابقات را پوشش میداد اما به هیچ عنوان نتوانست برآوردهکنندهی نیازهای تماشاگران فوتبال باشد، سبک بررسی تیمها و مصاحبه با بازیکنان آنها اصلن در سطح این مسابقات نبود و یکی از ضعیفترین اطلاعرسانیهای تورنمنتهای معتبر به شمار میرفت.
روز اهدای جام نیز یکی از بدترین روزهای ای.اف.سی بود، همانند دوره گذشته کمبودها به چشم آمد و ای.اف.سی در این قسمت نیز بسیار ضعیف عمل کرد. تک بودن جایزهی بهترین گلزن مسابقات، همانند دورهی گذشته، این بار بیشتر از دورهی قبل دردسرآفرین شد. در هنگام اهدای جام به القحطانی، که به همراه یونس محمود و تاکاهارا جام را با چهار گل زده به پایان بردند، یونس محمود با حالتی متعجب به روی سکوی اهدای جوایز رفت و تنها با پادرمیانی یکی از مسئولین مسابقات آرام شد و لبخند به لبانش برگشت. نحوهی بلند کردن جام قهرمانی توسط یونس محمود هم کمی عجیب بود، انگار عراقیها با بلندکردن جام غریبه بودند.
به قول مجری العراقیه « عراق اکنون آقای آسیاست»؛ باید این حقیقت را باور کرد که آنها شایستهی قهرمانی بودند و به آرزویشان نیز رسیدند. عراقیها دیروز در نقاط مختلف جهان روز شادی را گذراندند و تمام قوم های این کشور به شادمانی پرداختند. هرچند که فکر نمیکنم دیگر بزرگان کرد، هوار ملا محمد کرد را به خاطر انداختن پرچم رسمی عراق بر دوشش در پایان دیدار دیروز ملامت کنند و در نمای باز شادمانی مردم در شهر سلیمانیه، تنها پرچم رسمی عراق در دستان مردم بود اما در همین شهر (سلیمانیه)، کردها هنوز دوست دارند پرچم کردستان پسزمینهی اصلی مصاحبههای تلویزیونی پس از قهرمانی کشورشان باشد و آن را در کنار پرچم عراق قرار دهند. دیروز در زمین مسابقه اما، «عراق واحد» فینال را برده بود...
پیوست:
زنده باد فوتبال – روزنامه شرق – پژمان راهبر
كاپيتان عراق: براي جبران فداكاري يك مادر چارهاي جز قهرماني نداشتيم
نخستین باری که بازی تیم ملی عراق را دیدم هنوز در خاطرم هست، دقیقن نمیدانم سال چند بود، فکر میکنم بچهای پنج یا شش ساله بودم.
خاطرهی خوشی نیست ولی هنوز آن لحظات را به یاد دارم. چشمان خیس مادرم را، که بازی ایران و عراق را تماشا میکرد و با شکوه از رد و بدل شدن دستهی گل میان کاپیتان های دو کشور میگفت به کاپیتان تیم کشوری که جوانان ما را کشت دسته گل دادیم.
امروز و به دور از این خاطرهی تلخ، من طرفدار تیم عراق هستم و به جرات میتوانم بگویم که عربستان برای قهرمانی کار سختی پیش رو دارد. بسیار دوست دارم که عراقیها بازی فینال را با پیروزی به پایان برسانند و شادی برای ساعاتی هرچند کوتاه عراق را فرابگیرد.
عراق سال 2007 مشابهتهای فراوانی با تیم ایران سال 1996 دارد، از نحوهی بازی و اینکه انگیزهی فراوانی برای پیروزی دارند. نسل طلایی فوتبال عراق در حال به بار نشستن است و مطلبم برای روزنامه اعتماد ملی به این موضوع اشاره دارد:
اعتماد ملی - «مهدی کریم» ،هافبک راست تیم عراق، نخستین بازیکن از جمع بازیکنان این تیم است که تجربهی بازی در اروپا را پیدا کرد اما او هنوز نتوانسته شرایط بازیکردن فوتبال در عراق را فراموش کند. او آنچنان به بازی در زمینهای ناهموار عراق عادت کرده که در هنگام سانتر کردن همواره سرش رو به پایین است و دو سال بازی در باشگاه قبرسی آپولون لیماسول نیز سبب فراموشی این عادت نشده است.
مهدی که از دوازده سالگی فوتبالش را در تیمهای عراقی شروع کرده و ده سال در این تیمها به بازی پرداخته است، با بازی در تیم فوتبال المپیک عراق خودش را مطرح کرد و توانست به کمک بسیاری دیگر از همبازیان کنونیاش در تیم ملی عراق، به مرحلهی نیمهنهایی المپیک آتن راه یابد و دوران تازه ای را در فوتبال این کشور رقم بزند؛ حضور در فینال جام ملتها نیز ادامهی روند پیشرفت همنسلان مهدی کریمست.
نسل تازهی فوتبال عراق تاکنون دو شادمانی بزرگ را به ملت جنگزدهی عراق هدیه کرده است. نخستین بار در سه سال قبل و بازیهای المپیک و اینبار در مسابقات جام ملتهایآسیا؛ اما هدیهی دوم بازیکنان عراقی به نظر میرسد که از اهمیت بیشتری نسبت به نخستین هدیه برخوردار باشد.
در کنار شادمانی یک ملت که تاکنون انگیزهی فراوانی به بازیکنان عراقی دادهاست، رویای حضور در باشگاههای اروپایی نیز سبب میشود که انگیزهی آنها چند برابر شود. تاکنون فوتبال عراق بازیکنی نداشته است که در یک لیگ مطرح اروپایی بازی کند اما نسل کنونی فوتبال این کشور این سد را نیز خواهد شکست.
هوار ملا محمد بازیکن کرد تیم ملی عراق در اینباره میگوید: « بسیاری از نمایندگان باشگاههای اروپایی بازیهای ما را تماشا میکنند و هر کسی می خواهد بهترین بازیش را انجام دهد.» هوار محمد نیز از بازیکنانیست که در تیم المپیک عراق بازی میکرد و بازی در اروپا را نیز تجربه کرده است. او در آپولون همبازی مهدی کریم بوده و اکنون نیز در شرف پیوستن به یک تیم مطرح اروپایی قرار دارد. او در وبسایت محقر و کوچکش عنوان میکند که دو تیم از لیگ برتر انگلستان به دنبال او هستند و رسانههای عراقی به نقل از برادرش، این دو تیم را آرسنال و ساندرلند معرفی میکنند. نشاط اکرم دیگر بازیکن تیم سابق المپیک عراق نیز اکنون از دو باشگاه الزمالک مصر و ساندرلند انگلستان پیشنهاد دارد و به احتمال فراوان فصل بعد را در یکی از این دو تیم بازی خواهد کرد.
نخستین باری که جامملتهای آسیا ویترین فروش بازیکنان با استعداد شد به یازده سال پیش باز میگردد که سه بازیکن تیم ملی ایران به بوندسلیگا راه پیدا کردند و درهای تازهای را بر روی فوتبال آسیا گشودند. بعدها این سه بازیکن یکی از ارکان صعود تیم ایران به جامجهانی 1998 بودند، آیا داستانی مشابه برای عراقیها اتفاق خواهد افتاد؟
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
بازیکنان بزرگ ایران نتوانستند از حذف این تیم جلوگیری کنند و دومین تیم مغرور جام از رقابت ها حذف شد و سرمربی بیانظباط، بی دانش و سنتی ایرانی اکنون میتواند در مورد دستپخت چند ماههاش صحبت کند.
اعتماد به ایرانیها به هر قیمت، موج جدیدیست؛ موجی که سبب شد خرد جمعی به قلعهنویی روی بیاورد و او نیز به خوبی توانست از تمامی فرصتهای این پیامد استفاده کند. شخصیت قلعهنویی پیش از سوار شدن بر این موج، به خوبی پرداخته شده بود و احتیاج چندانی برای تلفکردن زمان برای انتخاب او نبود.
او انتخاب شد و به مرور زمان همانطور که انتظار میرفت دیکتاتوروار در برابر انتقادها ایستاد و اکنون او بازندهی قابل پیشبینی داستان است.
من به عنوان یک تماشاگر فوتبال و هوادار تیم ملی ایران بعد از باخت تیم ملی کشورم گریه نکردم اما گریههای فوتبالیستهای ایرانی رادیدم، صدای گریهی رحمان رضایی را هم شنیدم، اما آقای قلعهنویی تو در چشم همهی ما نگاه کن و بگو که بدشانسی مانع از قهرمانی ما در جام ملتها شد. در چشم همهی ما نگاه کن و بگو که زحماتی را که برای فوتبال ایران کشیدی در آینده خواهیم دید، بگو که داوران سر تیمت را بریدند. منتظر استعفای تو نیستم، صحبتهایت شیرینتر از همیشه خواهد بود.
باخت در جامجهانی برانکو را نابود کرد با تمام افتخاراتی که برای ایرانیها کسب کرده بود. اما برای تو برنامهی ویژه در سیمای ایران تشکیل میدهند، مزدک میرزایی در مصاحبهاش با محمد نصرتی از بازیکن ملیپوش خسته میخواهد که مردم را تسکین دهد، موج ملیگرایی چه میکند.
پیوست:
متشكريم آقاي قلعهنويي! - اعتماد ملی - سيامك رحماني
آقای قلعهنویی متشکریم – فوتبال مدیا – تورج عاطف
متشکریم آقای قلعه نویی - روزنامه گل - آرش رستم نمدی
فکر میکردم که فوتبال عربی در حال نزول است، نتایج تیمهای عربی همین را میگفت. یادداشتم را برای اعتماد ملی فرستادم اما آنها به زیبایی کاملش کردند و دورهی گذر فوتبال عربی را به ان افزودند، کارکردن با روزنامهنگاران حرفهای این خوشبختیها را هم دارد.
اعتماد ملی - برخلاف فوتبال باشگاهی کشورهای عربی که دوران موفقیتآمیزی را طی میکند، فوتبال ملی این کشورها در حال گذراندن سیر نزولی خود در سطح آسیاست و روند نتیجهگیری کشورهای عربی در جام ملتهای 2007 به پایینترین سطح خود در این چند سال رسیده است.
از نقطهی اوج کار کشورهای عربی در جام ملتهای 1996 امارات اکنون یازده سال میگذرد و این کشورها تاکنون نتوانستهاند از نزول فوتبال خود جلوگیری کنند. امارات 96 به این دلیل اوج کار فوتبال عربی معرفی میشود که آنها با سه تیم در مرحله نیمهنهایی جام ملتها به فوتبال آسیا شوک وارد کردند و برای آخرین بار قهرمان جام ملتها شدند. پس از این نتیجهی درخشان، موفقیت کشورهای عربی در جام ملتها شیبی منفی گرفت و آنها جام 2004 را بدتر از جام 2000 به پایان بردند. این روند در جام کنونی نیز ادامه پیدا کرد و آنها جام را دور از انتظار آغاز نمودند.
کابوس جام ملتهای 2007 برای کشورهای عربی از آنجا آغاز شد که به دلیل میزبانی 4 کشور در دور نهایی، تنها 12 تیم دیگر فرصت حضور در جام ملتها را داشتند و نتایج نزدیک بههم تیمها در دور انتخابی جام ملتها سبب شد که تیمهای عربی کمتری نسبت به دورههای پیشین جام ملتها حضور پیدا کنند؛ همچنین نسبت تعداد تیمهای عربی به کل تیم ها در این رقابتها تنها بیشتر از یک دوره و آنهم نخستین دورهی حضور عربها در جام ملتهای 1972 باشد. علاوه بر این، کشورهای عربی در دیدار رو در رو با میزبانان نیز موفق عمل نکردند و تعدد میزبانان سبب شد که آنها امتیازات فراوانی را از دست بدهند.
پس از نتایج ناموفق مرحلهی انتخابی، کشورهای عربی مرحلهی نهایی جام ملتها را نیز بدتر از همیشه آغاز کردند. از زمان حضور تیمهای عربی در جام ملتهای آُسیا تاکنون، سابقه نداشته است که دستکم یکی از تیمهای عربی در دور نخست مسابقات نهایی، نخستین دیدارش را با پیروزی به پایان نرساند و امتیاز کامل مسابقهی نخست را از آن خود نکند؛ این اتفاق نادر در جام ملتهای امسال روی داد و کشورهای عربی دور اول مسابقات ایندوره را با چهار تساوی و دو باخت به پایان بردند.
بدون شک تغییر زمانی مسابقات جام ملتها ،که یک سال زودتر از موعد همیشگی برگزار میشود، نیز در نتایج کشورهای عربی بیتاثیر نبوده است. این تغییر زمانی سبب شد که مسابقات امسال جام ملتها برای نخستین بار پس از مسابقات خلیج فارس برگزار شود و تیم های عربی از یک مسابقات نسبتآ سنگین به مسابقاتی دیگر قدم بگذارند. آنها در جام خلیج فارس از تمام داشتههای خود استفاده کردند و حریفانشان برای آنالیز آنها کار آسانی را پیشرو داشتند. اگرچه نمیتوان از بازی ضعیف تیم های عربی گذشت اما تیمی مانند امارات که در جام خلیج فارس به عنوان قهرمان دست یافت و با سر و صدای فراوان به این رقابتها آمد در این مسابقات نخستین تیم حذف شده بود؛ امارات تنها در دیدار آخرش آبروداری کرد.
عمان دیگر تیم راهیافته به فینال مسابقات، نیز نتایج خوبی در جام ملتهای امسال نگرفت و با دو امتیاز به کار خود پایان داد. آنها با ضعف درگلزنی مواجه بودند و فرصت کم کالدرون، که پس از اخراج ماچالا رهبری این تیم را بر عهده گرفته بود، نیز برای رفع این مشکل کافی نبود.
دو تیم فینالیست جام خلیجفارس به همراه قطر و بحرین چهار تیمی بودند که از جمع شش تیم عربی جام کنونی حذف شدند تا کشورهای عربی تنها با دو نماینده در جمع هشت تیم برتر آسیا حضور یابند. حضور دو تیم عربی در مرحلهی یک چهارم نهایی سال 2007 مسلمآ نسبت به 4 تیم سال 2000 و 3 تیم سال 2004 نتیجهی ناموفقتری محسوب میشود اما قرعهی بسیار خوب این دو تیم در این مرحله شانس آنها را برای حضور در جمع چهار تیم پایانی افزایش داده است؛ تنها قهرمانی یک کشور عربی میتواند نتایج سال 2007 عربها را کمی متعادلتر جلوه دهد.
البته يك نكته را در مورد تيمهاي عربي نبايد فراموش كرد و آن اينكه به نظر ميرسد يك تحول در سياستهايشان رخ داده است. اين براي نخستين بار است كه مربياي چون برونو متسو توانسته بيش از يك سال در امارات دوام بياورد و از قرار معلوم حتي پس از نتايج ضعيف در جام چهاردهم هم به كارش ادامه ميدهد. فدراسيون فوتبال اين كشور حتي پس از شكست دوم تيم مقابل ژاپن نيز حمايتش را از متسو نشان داد و اعلام كرد كه اين مربي فرانسوي تيم را براي جام جهاني 2010 آماده ميكند و اگر حالا بركنار شود اشتباه خواهد بود. متسو نيز خودش گفته بود كه در غياب چند بازيكن اصلي، با يك تيم جوان و <آيندهدار> به جام ملتها آمده. توجه به عامل <استمرار> و برنامهريزي بلندمدت در قطر هم ديده ميشود. جمالالدين موسويچ سرمربي بوسنيايي قطر نيز پس از اينكه تيمش در گروه B آخر شد، سر كار مانده است. اگر اين تحول واقعاً در نگرشعربهاي نتيجهگرا كه عادت داشتهاند بلافاصله پس از نتايج ضعيف مربيشان را بركنار كنند، واقعاً رخ داده باشد، بايد انتظار به بار نشستن اين تصميمگيري بلندمدت را داشت.
تساوی در دیدار نخست و باخت در دیدار دوم، این شاهکار گراهام آرنولد با مردان نامدار استرالیاست؛ استرالیا،که با تمامی ستارههایش به جام ملتهای آسیا گام نهاد و امید نخست قهرمانی به شمار میآمد، اکنون در خطر حذفشدن قرار دارد و آرنولد اکنون بیش از هر زمان دیگری فشار کارشناسان فوتبال و رسانههای استرلیا را حس میکند.
کمتر کسی انتظار تکرار نمایش نخست استرالیا را در دیدار دوم را داشت، چرا که 43 درصد از فوتبالدوستان استرالیایی در نظر سنجی مجلهی آنلاین "فور- فور- تو"ی استرالیا در برابر پرسش «آیا شما پیشبینی میکنید ساکروها در برابر عراق به فرم همیشگی بازگردند؟» پاسخ «آنها کمی بهتر خواهند شد» را برگزیده بودند، انتخابی که سرانجام نیز محقق نشد و استرالیاییها نمایش قبلیشان را تکرار کردند.
ایمون خبرنگار کانبرا تایمز، پس از پایان دیدار در وبلاگش نوشت:« عراق [Iraq] تقریبآ همانند ایران [Iran] تلفظ میشود. عراق 3، که میتوانست 6 باشد، و استرالیا 1. هواداران استرالیایی قبل از آنکه بازی با عراق به پایان برسد، از ورزشگاه راجامانگالا خارج شدند. من آنجا در ورزشگاه بودم، شادمانی عراقیها به این شبیه بود که تو گویی من جایی بودم که استرالیا اروگوئه را شکست داده بود.»
روزنامه های استرالیا این بار در شمارهی روز چهارهم جولای خود، شکست و ناکامی استرالیا در مسابقات جام ملتها را پذیرفتند و همانند روز پس از بازی با عمان، برخوردی عصبی و غیر طبیعی از خود بروز ندادند؛ شرایط جوی یا وقتکشی محور های خبری روزنامههای استرالیایی را دیگر تشکیل نمیدادند و بازی نسبتآ جوانمردانهی عراقیها جای هیچ حرف و حدیثی را در پیروزی آنها باقی نگذاشت.
مایکل لینچ در مطلبش برای روزنامهی معتبر ایج ، با تیتر «نمایشنامه برای ساکروها تلخ شد» به تفسیر دیدار پرداخت. او در مطلبش داستان پیوستن استرالیا به آسیا را نمایشنامهای با موضوع «چگونه میتوان موفق شد» توصیف کرد که توسط بخش بازاریابی فدراسیون فوتبال استرالیا نوشته شد. خبرنگار مشهور استرالیایی تیم کاهیل در دیدار عمان را به کلانتر فیلم بیصدایی تشبیه کرد که در پایان فیلم ظاهر میشود و آدم خوب داستان را قبل از آنکه قطار او را زیر بگیرد، از روی ریلها نجات میدهد.
مایکل لینچ دیدار برابر عراق را قسمت دیگری از سریال دراماتیکی دانست که به افراد احساساتی توصیه نمیشود و مارک شوارزر را به مرد بیچارهی تبهکار نمایشنامه تشبیه کرد که اشتباهی غیر منتظره و ناخوشایند انجام میدهد. لینچ در این تشبیه به اشتباه شوارزر در هنگام گل نخست دیدار اشاره میکند که برای مهار سانتر بیخطر نشاط اکرم از دروازهاش خارج نشد و در سر جایش ایستاد.
لینچ در پایان مطلبش مینویسد« عراقیها بازیکنان با تکنیکی بودند. بازی نکردن آنها در لیگی بزرگ به این معنی نیست که آنها بازیکنان خوبی نیستند. نشاط اکرم قدبلند، نیرومند و یک هافبک کامل است. با این عملکرد او را به لیگ برتر انگستان ببرید، جزو آخرین هافبک ها نخواهد بود.»
استرالین دیگر روزنامه استرالیایی نیز در صفحهی ورزشی خود در مطلبی با عنوان« عراق ساکروها را در لبهی فراموشی قرار داد» به صحبتهای گراهام آرنولد در کنفرانس مطبوعاتی اشاره کرد و نوشت:« گراهام آرنولد، سرمربی رنگپریده ساکروها شب گذشته بازی برخی از بازیکنانش را مورد انتقاد قرار داد و گفت: به بازی نگاه کنید، برخی از بازیکنان نمیخواهند اینجا باشند.»
روزنامهی سیدنی مورنینگ هرالد نیز در مطلبی به قلم مایکل کوکریل به بازی تیم استرالیا پرداخت. کوکریل در مطلبش با تیتر «ساکروها با طناب به دار کشیده شدند» نوشت:« عراق تاکنون نتوانسته بود استرالیا را شکست دهد و این پیروزی ممکن است با شادمانی فراوان همراه باشد، همینطور هم باید باشد.» پیشبینی کوکریل کاملآ درست بود؛ گزارشگر شبکهی العراقیه در حین دیدار، این بازی را «پیروزی تاریخی عراق» نامید و این شبکه نیز لحظاتی پس از پایان دیدار به پخش سرودهای شاد و حماسی در وصف تیم ملی عراق پرداخت. نوری المالکی، نخست وزیر عراق، نیز این پیروزی را به ملت عراق تبریک گفت و از بازیکنان این کشور خواست که این روند را در بازیهای دیگرشان ادامه بدهند.
برخلاف عراقیهای شادمان، استرالیاییها با یاس و نگرانی به ادامهی کارشان در جام مینگرند. نخستین نگرانی استرالیاییها از بابت دیدار سوم تیمشان برابر تایلند میزبان است. آنها البته کمی خوششانس هم هستند که با توجه به نتیجه ی دیدار مستقیم میتوانند با پیروزی در آن دیدار در جدول مسابقات باقی بمانند.
آنها در صورت پیروزی برابر تایلند به احتمال فراوان به عنوان تیم دوم گروه صعود خواهند کرد و در مرحلهی حذفی به مصاف ژاپن میروند. دیگر اجتناب از این دیدار برای استرالیاییها ،که به هیچ عنوان دوست نداشتند در مرحلهی حذفی با ژاپن برخورد کنند، امکان پذیر نیست. آنها تنها میتوانند برای صعود از گروه تلاش کنند و باید سرنوشتشان را ، هر چه که باشد، بپذیرند.
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
برای متوقف تیم بزرگ استرالیا یک تیم معمولی همانند عمان کافی بود و نیازی نبود تا تیمهای نامدار آسیایی وارد کارزار شوند؛ استرالیاییها در دیدار نخستشان در جام ملتها دور از انتظار و ضعیف بودند. آنها بسیار خوش شانس بودند که عمان همانند جام گذشته و دیدار با ایران، شخصیت حفظ برتری در دقایق پایانی را نداشت.
نمایش ضعیف استرالیا در برابر عمان سبب شد که تمامی رسانههای خبری این کشور موضعی انتقادآمیز در برابر این نمایش اختیار کنند. تنها لحظاتی پس از پایان دیدار، خبرگزاری ملی استرالیا در خبری با تیتر« گل کاهیل ساکروزها را نجات داد» نوشت:« تیم کاهیل نمایش قهرمانانهی جام جهانیاش را با گلی دیر هنگام تکرار کرد و استرالیا را از شکستی تحقیر آمیز در دیدار نخستش در جام ملتها نجات داد.» این خبرگزاری در ادامه به لحظات حساس دیدار پرداخت و انتقاد دیگری را متوجه تیم استرالیا نکرد؛ گزارشهایی همانند گزارش کم انتقاد این خبرگزاری در میان روزنامههای استرالیا کمتر دیده شد.
درست همانند روز قبل از دیدار استرالیا و عمان، که تصویر تمرینکردن تیم کاهیل در بانکوک بر صفحات ورزشی روزنامههای استرالیایی نقش بسته و سبب شادمانی فوتبالدوستان استرالیایی شده بود، پس از پایان دیدار با عمان نیز تصویر کاهیل صفحات ورزشی روزنامههای استرالیا را به خود اختصاص داد اما از شادمانی روز گذشته خبری نبود. استرالیاییها اگر چه برابر عمان شکست نخورده بودند اما روزنامههای این کشور ساعاتی پس از این دیدار و در شمارهی روز نهم جولای خود با احساس سرخوردگی و تاثر ناشی از یک شکست به بازی تیمشان پرداختند و آنرا مایه شرمساری دانستند. روزنامه "هرالد سان" با تیتر« کاهیل مانع از خجالتکشیدن استرالیاییها شد» گزارشی از بازی را به چاپ رساند.
ادامه مطلب
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
جام ملتهای آسیا فردا آغاز می شود و قارهی کهن بزرگترین مسابقات جام ملتهای تاریخ خود را تجربه خواهد کرد. انتظار میرود که مسابقات این دوره در زمینههای گوناگون با دورههای گذشته اختلاف سطحی آشکار داشته باشد. کنفدراسیون فوتبال آسیا تمام تلاش خود را انجام داده است تا تفاوت این جام با دیگر جام ملتهای آسیا به خوبی برای هواداران فوتبال ملموس باشد؛ ای.اف.سی همچنان در حال ادامه دادن پروژههای ساختارشکن خود میباشد.
پروژه شکستن ساختارهای کهنهی مسابقات جام ملتهای آسیا از امارات 96 آغاز شد، مسابقاتی که برخلاف گذشته با شرکت 12 تیم در 3 شهر متفاوت برگزار میشد. تصمیم ای.اف.سی برای محبوبتر ساختن مسابقات جام ملتهای آسیا، در لبنان 2000 سبب شد که تعداد تیمهای حاضر در مسابقات را از 12 تیم به 16 تیم افزایش دهد. در چین 2004 ،میزبان رقابتها مسابقات را برای نخستین بار در 4 شهر متفاوت برگزار کرد و به خوبی از عهدهی این کار برآمد. اما سازماندهی مسابقات امسال که برای نخستین بار در چهار کشور مختف برگزار میشود، بار سنگینی را بر دوش ای.اف.سی نهاد و تا جایی پیش رفت که حتی بنهمام دادن میزبانی به 4 کشور را تصمیمی اشتباه خواند.
تنها تفاوت جام ملتهای امسال با دورهی گذشته در محل برگزاری رقابتها نیست. ای.اف.سی برای نخستین بار در تاریخ این کنفدراسیون از تکنولوژیهای منحصر به فردی در این رقابتها استفاده کرده است. استفاده از تکنولوژی لکسترا تری دی که لوگوی مسابقات را بر روی آستین پیراهن بازیکنان به صورت سه بعدی نمایش می دهد، از کارهای تحسین برانگیز کنفدراسیون فوتبال آسیا برای متفاوت نشان دادن این رقابتهاست. این تکنولوژی برای نخستین بار در تورنمنتی بزرگ مورد استفاده قرار میگیرد.
ادامه مطلب

