به ياد دارم كه برانكو را براي دعوت كردن از بازيكنان لژيونر براي ديدار آخر مقدماتي جامجهاني مقابل ژاپن به باد انتقاد گرفتيم كه اين چگونه تيميست كه تنها يازده بازيكن توانايي حضور در ميدان ژاپنيها را دارند و تيممان چه مربي بيجراتي دارد! همين علي كريمي كه من با مشاهدهي چهرهي بيانگيزه اش در بازي با تايوان از فوتبال ديدن خسته ميشدم، در روزهاي پس از باخت به ژاپن در سايت رسمياش به سرمربي تيم ملي ايران، برانكو، اینگونه تاخت: «بچه ها در حد انتظار نبودند، البته آنها هيچ تقصيري ندارند. چسبيدن به چند بازيكن و در هر شرايطي ار آنها استفاده كردن و جوانها را روي نيمكت نشاندن حاصلي بهتر از اين نخواهد داشت. مربي تيم ملي بايد بيش از اينها جرات و جسارت داشته باشد و به جوانها ميدان بدهد.»
ادامه مطلب
شب فيفا هم جزو بهترين شبهاي زندگي آدم است! ميتواني كلي فوتبال ببيني، اگر خوششانس باشي بازيهاي چند قاره را با هم نگاه ميكني. ديدار ايران - سوريه را مثلآ ميتواني با آلمان - سان مارينو مقايسه كني تا حالت از فوتبال به هم بخورد! مثلآ كافيست ببيني كه وحيد هاشميان در يك ضد حمله 3 بازيكن تيم حريف را دريبل ميزند اما چون بازيكني حوصلهي دويدن ندارد، وحيد مجبور ميشود پاس يه عقب دهد و بازيكنان ايران هم از خير ضد حمله ميگذرند! در آنطرف آلمان از پرتاب يك اوت دست از ميانههاي ميدان و با ۳ پاس تكضرب[ با احتساب پرتاب اوت] و یک ضربه دروازهي حريف را باز ميكنند. آنها فوتبال بازي ميكنند، چون برنامه دارند و براي انجام برنامه هايشان تلاش ميكنند اما ما هنوز بايد با هم سر و كله بزنيم كه مربي ايراني يا خارجي! اروپاييها و آلمانها واقعآ فوتبال هستند!
نمي دانم الناز اكنون چه حالي دارد! استراليا دو - صفر بازي را به كويت باخته است و الناز هم حتمآ كلي ناراحت است. از حال الناز به خاطر باخت استراليا صحبت نميكنم، ميخواهم حال الناز را بعد از ديدن صحنههاي عقبافتادگي فوتبال آسيا و ديدن وقتكشي عربها در بازي امروز بدانم.
ادامه مطلب
« ديداري كه پايان خوشي هم براي ما داشت...» عادل فردوسيپور ديروز بعد از پايان بازي با كرهي جنوبي در استديو شبكهي جامجم مزه پراكني نميكرد بلكه واقعيت را بيان مينمود. سرمربي ايراني تيم ملي اگر چه بازي به بازي موفقتر نشان ميدهد اما تاكنون چيز خاصي از خود نشان نداده است، بازي با كرهي جنوبي نشان داد كه ما با مربي ايراني هم به دنبال نتيجه خواهيم بود و نه بازي زيبا؛ و اگر مجبور هم باشيم 45 دقيقه در زمين خودمان دفاع ميكنيم. اگر مجبور باشيم برخي دقايق 1-0- 0- 6-3 يا شايد 0-1-6-3 بازي ميكنيم!
نميدانم تا چه زماني بايد به خاطر تعصب ديگران آزرده و ناراحت شويم. كه آنها به خارجيها و به برخي ايراني ها بگويند همهچيزمان ايراني شده است، كه ما همهچيزمان با ايرانيشدن خوب است، كه با « شكستن سمبلهاي برانكو» به ديگران نشان دهند ما چيز ديگري هستيم! بياييد واقع بين باشيم، تعصب بيمورد را كنار بگذاريم كه تعصب بيمورد فايده اش باخت است! بله، امير قلعهنويي ديروز كمي از تعصب هاي بيموردش دست برداشت و موفق هم شد؛ ديروز ابتدا ميرزاپور به ميدان بازگشت و سپس كعبي؛ اين تساوي براي قلعه نويي يك تساوي نبود، بلكه واقعآ يك پيروزي بود. ديروز اگرچه دانش فوتبال بازنده نبود ولي قلعهنويي يك برنده بود.
بازي با كره يك پيام بسيار مهم براي ما داشت، كه ايران همواره ايران است و ترسناك، فرقي نمي كند در چه حال باشد و نام ايران براي قارهي آسيا هنوز بزرگ است و بسيار قابل احترام، اين مورد را اضطراب بازيكنان كره اي به وضوح نشان ميداد. اما آيا با آقاي قلعه نويي ما ميتوانيم به جايگاهي بالاتر از آسيا برسيم؟
ادامه مطلب
فرياد زدم، دو و يا شايد هم سه بار، بلند بلند، بلند بلند فرياد زدم « مرسي»، همان لحظهاي كه «شابو زياد» گل تساوي تيم سوريه را وارد دروازهي ايران كرده بود، فرياد زدم اما نه از روي شادماني، بلكه از روي درد، احساسم درست همانند همان تماشاگري بود كه پس از شنيدن سوت پايان بازي تكهكاغذهاي رنگيش را به هوا پرتاب كرده بود، همان كاغذهايي كه حتمآ براي لحظات شادماني گل دوم ايران نگاهداشته بود، من هم فرياد زده بودم نه از روي خوشحالي بلكه از روي درد.
احتياجي نيست كه بخواهم از نيمكت تيم ايران بنويسم، همه ديدند كه آقاي قلعه نويي براي نيمكت تيم ايران كوچك است و دستيارانش هم كوچكتر. اگر برانكو در جامجهاني با ديدن دوربين تلويزيوني از جايش بلند ميشد و جلب توجه ميكرد، بعضي از افراد كادر فني كنوني با ديدن دوربين تلويزيوني در ورزشگاه آزادي و در ديداري كه از سري مسابقات مقدماتي جام ملتهای آسياست، گل از گلشان شكفته ميشود و سر ذوق ميآيند.
ادامه مطلب
همه چيز طبيعي بود و قابل انتظار، از داوري ديدار گرفته تا شيوهي بازي تيم ايران، از ورزشگاه آزادي گرفته تا تشويق تماشاگران همه چيز قابل انتظار بود و كاملآ ايراني؛ بدون هيچ پيشرفتي نسبت به قبل و حتي در برخي موارد با پسرفتي قابل مشاهده !
نميدانم آقاي مايليكهن اكنون چه نظري در مورد شيوهي بازي تيم ايران دارد، مردي كه تاكتيك تيم ايران در زمان برانكو را فاقد كيفيت ميخواند و در برنامهاي تلويزيوني عنوان كرد كه تيم ايران از انجام يك كار دو يا سه نفرهي تركيبي عاجز بود، اكنون در مورد تيم ايران چه نظري دارد؛ تيم كنوني ايران نيز به دور از انجام اين حركات، بازي امروزش را به پايان برد.
تيممان فرق چنداني نسبت به زمان برانكو نداشته است، شايد تنها فرقش اين باشد كه بازيكنان زيادي به اردو دعوت شدهاند و يا اينكه تيم ميتواند به دور از جوسازي روزنامهها ، به بازيهاي تداركاتي با تيمهايي مانند امارات بپردازد يا شايد بازيكنان زيادي در هر بازي تعويض ميشوند؛ وگرنه من فرق چنداني بين تيم برانكو و قلعهنويي نميبينم.
ادامه مطلب
چند روز قبل بود را دقيقآ نميدانم، تنها يادم ميآيد كه چند روز مانده بود تا نام سرمربي تيم ملي اعلام شود؛ با سهيل نوريپناه صحبت ميكردم، بحثمان بر سر انتخاب مربي ايراني بود، گفتم شايد بهتر باشد ما 2 يا 3 سرمربي داشته باشيم، يا شايد كادري بزرگتر، او قبول نميكرد ، حق هم داشت، مشكل از خودمان بود، كسي مديريت اين مجموعه را نميدانست.
چند روز قبل آقاي قلعه نويي سرمربي تيم ايران شد، البته من فكر ميكنم كه انتخاب خوبي بود و نميتوان به اين انتخاب فدراسيون ايراد چنداني وارد كرد؛ انتخاب آقاي قلعه نويي و سپس كادري بسيار بزرگ، شك كردم كه نكند او با اين شرط سرمربي شده باشد كه «خرد جمعي» را بپذيرد، همه چيز مانند گفتههاي ديگران بود، استفاده از «خرد جمعي»! اما اسم يك نفر را در ميان كادر فني خالي ديدم، هومن افاضلي، نميدانم او به چه مناسبت از كادر فني تيم ايران حذف شد! كسي كه به عنوان يك ايراني تجربهي حضور در جامجهاني را يدك ميكشيد و در جامملتها نيز آناليزور تيم ايران بود و به اندازهي كافي هم توانسته بود كه تجربه كسب كند، نامش در اين ليست به چشم نمي خورد.
ادامه مطلب

