تبليغاتX
فوتبال احساسی
دوشنبه پنجم اسفند 1387
در انتظار روزهای خوب نساجی

اعتماد ملی – در انتظار روزهای خوب نساجی (PDF)

در پایان صحبت‌هایم با مدیرعامل نساجی به لوح تقدیرنامه ای اشاره کردم که بر روی دیوار بود، لوحی به تاریخ 11خرداد 1385 که در آن از زحمت‌های او تشکر شده بود. از او پرسیدم آیا فکر می کنید پس از اینکه این پست را ترک کردید، مردم به خاطر زحمت‌هایی که در این چند مدت کشیدید، باز هم از شما تشکر کنند؟ پاسخ او چند واژه ساده بود :« نمی دانم، این دیگر قضاوتش با تماشاگران است ولی به هرحال کارنامه ام مشخص است.»

او خودش هم می دانست که دیگر محبوب نیست.

+
13:33 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه یکم بهمن 1387
عادل، هنوز هم می‌شود خندید

   بایگانی شده در برای فوتبال

چند وقت قبل به دنبال گفت‌و‌گویی با عادل فردوسی‌پور بودم و با آنکه در تماس نخست آمادگی‌اش را برای گفت‌و‌گو اعلام کرده بود اما این گفت‌وگو سرانجام شکل نگرفت؛ گفت‌و‌گویی که قرار بود درباره برنامه نود باشد و به دو موضوع اساسی بپردازد.

نخستین موردی که قرار بود به آن اشاره شود این بود که چرا عادل از برنامه‌سازی چند دقیقه‌ای خلال برنامه‌ای که ابتدای امسال به آن روی‌ آورده بود، دست کشید که البته عادل در همان گفت و گوی نخست عنوان کرد که وقت کمی برای این کار در اختیار دارد. البته به نظر من توجیه مناسبی نمی‌تواند در نظر بیاید. چرا که اگر او این کار را ادامه می‌داد و با برنامه ریزی مناسب‌تری پیش می‌رفت فکر می‌کنم امشب با چهره‌ای متفاوت‌تر برنامه‌اش را به روی آنتن می‌برد؛ برنامه‌ای که مدت مفیدش به 90 دقیقه نرسید و شاید از این حیث عنوان "کوتاهترین" در تاریخ برنامه نود را به خودش اختصاص دهد.

و دومین مورد این‌که آیا امکانات موجود در ورزشگاه‌ها این امکان را به ما می‌دهند تا برنامه نود مشابه اشپورت شو شبکه ARD تهیه شود و آرزوی عادل و بینندگان تلویزیون به حقیقت بپیوندد؟ که البته پاسخ این سوال را من فقط در امکانات ورزشگاه آزادی جستجو می‌کنم و به آن جواب مثبت می‌دهم و البته به نظرم عادل از این امکان استفاده نمی‌کند.

به نظرم این‌موارد امکاناتی‌ست که عادل خودش از آن‌ها استفاده نمی‌کند و برای خندیدن دوباره اصلن احتیاجی به حضور بازیکن و مربی موفق هفته در برنامه نیست؛ همانطور که برنامه مورد علاقه عادل، اشپورت شو، اصلن میهمان ندارد.

 عادل باید نبوغش را در برنامه‌سازی نشان دهد و همواره توجه کند که حاشیه‌ها را هم می‌تواند اسیر برنامه‌سازیش نماید. اکنون زمان مناسبی برای رونمایی نودی متفاوت است و عادل می‌تواند نشان بدهد که دانش روز او این مشکلات سنتی حاشیه‌ای را از سر راه برخواهد داشت. او باید مسیر برنامه‌اش را عوض کند البته اگر بخواهد نود را همچنان به روی آنتن ببرد.

   پیوست:

  پیگیری این موضوع در میان کاربران بالاترین

+
2:1 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
نخستین همایش ملی مدیریت ورزشی

تقریبن ده روز قبل نخستین همایش ملی مدیریت ورزشی در دانشگاه شمال آمل برگزار شد. مقالات پذیرفته شده در این همایش، که به دو صورت پوستر مقاله و مقاله سخنرانی ارائه شد، به صورت چکیده نیز در اختیار دوستداران قرار گرفت.

هر چند که اشکالاتی به برخی مقالات ارائه شده، وارد بود و نتایج برخی مقالات با نگاهی سطحی می‌توانست رد شود و برخلاف تبلیغات و نان‌قرض‌دادن‌های استادان هم رشته به یکدیگر، در کل همایش سطح متوسطی داشت.

 مقالاتی که می‌توانستند در حوزه فوتبال قرار بگیرند اندک اما قابل تامل بودند. مقالات فوتبالی این همایش را برایتان اینجا [+] آماده کرده‌ام. مقالات کامل را هم در چند وقت آینده در انتهای همین پست میگذارم.

+
13:54 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه نهم آبان 1387
آرارات منحل شد دوست عزیز!

بایگانی شده در برای فوتبال

فوتبال ما همواره پر بوده است از اخبار حاشیه‌ای، از اخباری که هیچ ارزشی به فوتبال اضافه نمی‌کنند و فقط مشتری پسندند، آن‌هم برای چند روز.

فوتبال ایران اصلن به همین چیزهایش خوش است یا شاید با این حاشیه‌ها زیباتر به نظر می‌رسد؛ اصلن شاید باشند کسانی که برای سودشان این فوتبال را بدینگونه می‌خواهند. کسی شموشک را در خاطر دارد؟ با شنیدن نام شموشک چه تصویری در ذهن‌تان می‌آید؟ می‌توانید زمین چمن یکدستی را برای بازی‌های شموشک تصور کنید؟ نه، نمی‌شود ما عادت کرده‌ایم که این چیزها را همینجوری ببینیم؛ ما اصل‌ها را به حاشیه فروخته‌ایم. شاید نوشتن و پیگیری درد تیم‌های پایه از زیبایی نوشته‌های دیگر کم می‌کند...

 دوست خوبم آرلن گلوسیان در مطلبی برای روزنامه دنیای فوتبال از این حاشیه‌ها و فراموشی قطب‌های فوتبال ایران گله کرده است. من هم به نشانه تایید حرف‌هایش مطلبش را اینجا می‌گذارم تا شاید به خودمان بیاییم، حداقل کمی به خودمان بیاییم .

شاید شموشک و تیم‌های دیگر در جایی دورافتاده بودند و تحت پوشش قراردادن اخبار این تیم‌ها امکان پذیر نبود اما آرارات که در همین تهران بود؛ ما به کجا می‌رویم؟

دنیای فوتبال - چهارشنبه 8 آبان

نمیدونم بنویسم یا نه؟ اصلا چه فرقی می‌کنه؟ خیلی در این مورد فکر کردم که بنویسم یا نه؟ اصلا چاپ می‌شه یا نه؟اما وجدانم میگه بنویس تا سبک شی! اما سبک شدن با این جور نوشتن اصلا جور در نميیاد. م یترسم باز هم متهم شوم که بیشتر به ارامنه م یپردازم تا به بقیه اما یکه که ندونه عاشق ایرانم چه با ارامنه و چه بی‌ارامنه و اینکه در دو هویت تقسیم شدم باکی نیست و تازه خوشحالم. چه کنم که نمی خواهم در این متن با افشین قطبی تانگو برقصم.

و تا آخر آهنگ آرام ذهنم از افشین تعریف کنم و سفیدی این ورق را با یه عالمه محبتهای مادرانه نثار قطبی کنم و این کار را هر روز ادامه بدم. یا نه قرار نیست از ریش ههای جور واجور فوتبالیستهایمان بگم و گل های کنم و چهار تا متلک هم نثار فلان بازیکن کنم. یا اینکه به دوکارمو گیر بدم که چرا اصلا گل نمی زنه و دائم گیر بدم که این بابا از کجا اومده. نمی‌خوام اصلا به کریمی گیر بدم و یقه این بنده خدا را ول نکنم که ای آقا چرا نمیری تیم ملی، که ای جانم فدایت این به دور از ناسیونالیسم و عشق به وطنه! این بار مصاحبه‌ای هم ندارم تا برای روزنامه یا سایتی ایمیل کنم تا اونو چاپ کنن.

میخوام این دفعه یه مقداری گله کنم از همه که بیخیال نشستن و چهار خط هم که شده حتي از روی روزمرگی در مورد منحل شدن آرارات تهران مقاله‌اي یا گزارشی نمی‌نویسند.

انگار منحل شدن این تیم بازیکن‌ساز به اندازه یه اخم افشین امپراتور هم ارزش خبری نداره- که مطمئنم نداره-. شاید باور کردنش مشکل باشه یا شاید هم خبرش به خاطر تراکم اخبار کاذب و حاشیه‌ای بدون بار فنی فوتبال آنقدر هست که توان پرداختن را از روزنامه نگاران گرفته. شاید ریش و سبیل فوتبالیستها مهمتر از حیات تیم بازیکن ساز و قطب سوم یا چهارم فوتبال تهران در دهه ۷۰ باشه!

باشگاه آرارات تهران منحل شد. خبری که فقط یک روزنامه ورزشی آنهم در حد چند خط به آن پرداخت و دیگر هیچ! شاید می‌توان به جرات گفت قدرتمندترین تیم اقلیتهای مذهبی در تاریخ فوتبال کشورمان چه زمانی که در باشگاههای تهران حضور داشت و چه در لیگ آزادگان با بقیه تیمها رقابت می‌کرد همین آرارات تهران بود که از دل این تیم دو یا سه تیم قدرتمند در طی سالیان دراز به فوتبال کشور معرفی شدند. شاید بتوان بی‌توجهی مسئولان فوتبال کشور را یکی از عوامل این انحلال دانست که صدالبته خبرهای رسیده نشان دهنده این است که در این چند سال اخیر باند مافیایی وحشتناکی بر این تیم حکم فرمایی می کرد که موجب چند گانگی بین بازیکنان این تیم شده بود و از طرفی این تیم دیگر از طرف سازمان خاصی حمایت نمی‌شد. حتی طرفداران متمول دور این تیم را خالی کرده بودند.

تیمی که زمانی آندرانیک اسکندریان ،کارو حق وردیان ، ادموند اختر ، مارکار آقاجانیان، ادموند بزیک، سرژیک و آندو تیموریان، سروژ ابراهیمی، فرد ملکیان ، سامسون پطروسیان، ورژ سرکیسیان، ژورس غازاریان، سبو شهبازیان، ویگن زینلی و تعداد زیادی دیگر از استعدادهای ارامنه را به فوتبال کشور معرفی کرد در بدترین شرایط تیمداری منحل شد و شاید راهی هر چند سخت برای پیشرفت استعدادهای بقیه ارامنه را از بین برد . این تیم در حالی در بدترین شرایط مالی قرار داشت که اگر مقداری مسئولان به این تیم ریشه‌دار و با سابقه کمک می کردند این اتفاق رخ نمی‌داد . تیمی که زمانی خصوصا در دهه ۷۰ و در لیگ آزادگان برای خودش تیمی بود و حتی برای دو تیم پر طرفدار تهرانی قد علم می‌کرد و سابقه شکست دادن هر دو تیم را هم در کارنامه خودش داشت .

اما در همین حال نباید سرمایه داران ارامنه و خصوصا کلیسای وانگ اصفهان را بی‌تقصیر دانست که اگر به اندازه سر سوزن وانگ اصفهان با سرمایه میلیاردی خودش به این تیم کمک می‌کرد می‌توانست از رخ دادن این فاجعه جلوگیری کند.

تكمله: ببخشید که در متن بالا به علی دایی حمله نکردم و از علی کریمی ایراد نگرفتم یا از بانوی کره‌ای افشین قطبی نگفتم، آقای قطبی شرمنده که تانگویی را با شما نرقصیدم و همچون خیلی‌ها از شما تعریف نکردم. فقط خواستم بگویم آرارات تهران منحل شد آقایان!

پی‌نوشت:

چند مدتی بود نوشته‌ای منتشر نکرده بودم، یعنی چند باری نوشتم و منتشر نکرم. شاید این نوشته کمی کمکم کند برای نوشتن دوباره در وبلاگ. دوست دارم بهتر بنویسم، به امید آینده.

+
20:39 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com