بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
۱- داستان آبی و قرمز تنها متعلق به تیمهای استقلال و پرسپولیس نیست، داستانی تنها متعلق به منچستر سیتی و منچستر یونایتد هم نیست چرا که داستان اینترمیلان و آ.ث.میلان و دیگر تیمهای دنیا نیز هست، همچنانکه داستان استقلال و آزادی نیز بود. فلسفه آبی و قزمر و جدالشان بیشتر به نامهای استقلال و آزادی میآمد تا به استقلال و پیروزی.
۲- شاید بتوان تغییر نام تاج به استقلال را به سبب حمایت خانوادهی سلطنتی پیشین ایران از این تیم مورد قبول دانست، تغییری که با شرایط پس از انقلاب قابل توجیه بود اما داستان تغییر نام پرسپولیس به آزادی و سپس به پیروزی داستان منحصر به فرد خودش را دارد، داستانی که لوگو باشگاه پرسپولیس، فلسفهی وجودی آن را زیر سوال میبرد. لوگوی باشگاه شیر ایرانی را به همراه دارد و نمادی از قدرت و یادآور پارسه است.
۳- همچنان بر این باورم که تغییر نام به پیروزی چیزی را عوض نکرد، همچنانکه یکه ماندن لوگوی باشگاه هم تنها دلیل حفظ شدن نام پرسپولیس نیست...
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
طرحهای نقش بسته بر لباسهای گذشته تیم ملی از جاودانگی منحصر به فردی برخوردارند که هیچگاه از ذهن طرفدران فوتبال فراموش نخواهند شد. این طرحها اگرچه عمرشان کمتر از عمر نسل ملیپوشانیست که آنرا بر تن میکنند اما همواره یادآور تورنمنتها و مسابقاتیهستند که تیم ملی در آن حضور داشته است و به این خاطر جاودانهاند. در میان طراحی قسمتهای مختلف لباس تیم ملی، بازوبندها همواره در کمال سادگی طراحی شدهاند؛ طرحهایی همواره ساده و قابل پیشبینی.
بازوبند کنونی تیم ایران نیز یک طرح ساده است، طرحی ساده اما تجاری که توسط شرکت تامین کنندهی لباس تیم ملی بر روی بازوبند قرار داده شده است. پس از فسخ قرارداد شرکت پوما با فدراسیون فوتبال ایران و طراحی لباس جدید تیم ملی توسط شرکت "مجید"، این برای نخستین بار در طول تاریخ فوتبال ایران است که تیم ملی ایران از طرحی تجاری با چنین ابعادی بر روی بازوبند استفاده میکند.
در زمان کاپیتانی علی دایی، تیم ملی هیچگاه از بازوبندی تبلیغاتی استفاده نکرد
استفاده از بازوبند با آرم تجاری در دنیای فوتبال سابقهای دیرینه دارد و اکنون نیز کاپیتان آ.ث.رم، فرانچسکو توتی، در سری آ بازوبندی را بر دست میبندد که آرم تجاری شرکت "کاپا"، شرکت تامینکنندهی لباس تیم رم، را بر خود دارد؛ بازوبندی که البته در لیگ قهرمانان دیگر بر بازوی توتی مشاهده نمیشود. این موضوع شاید به خاطر توافق نداشتن باشگاه رم و شرکت کاپا بر سر مسائل مالی و یا شاید به خاطر قانون متفاوت لیگ قهرمانان باشد که به توتی اجازهی استفاده از چنین بازوبندی را نمیدهد. تفاوت میان قوانین مسابقات مختلف همواره وجود داشته است و اینکه این مسابقهها از قوانین متفاوتی پیروی کنند، چیز تازهای نیست.
فدراسیون جهانی فوتبال در کتاب Equipment Regulations [+] ساختار و مقرارات مربوط به لباسهای بازیکنان فوتبال را در مسابقات رسمی ملی بیان کرده و چارچوب مشخصی را برای اندازهی آرمها در نظر گرفته است. هوشنگ نصیرزاده، کارشناس مسائل داوری، در اینباره میگوید:« فیفا در بندهای 2، 3و 4 ماده 21 این کتاب اشاراتی به استانداردهای دستکش، هدبند و بازوبند کاپیتانی کرده است. در هدبند و دستکش شما تنها میتوانید از آرم شرکت سازنده لباس استفاده کنید، این در حالیست که شما برای بازوبند کاپیتانی اجازه دارید از آرم شرکت سازنده و اسپانسرهای مورد تایید فیفا استفاده کنید؛ و اسپانسرهای مورد تایید فیفا نایک، پوما، آدیداس، آمبرو و لوتو میباشند.»
نصیرزاده، که اندازهی آرم شرکت سازنده بر روی هدبند، شورت ورزشی و بازوبند کاپیتانی را بیست سانتیمتر مربع عنوان میکند، ادامه میدهد:« لباسهای شما در مسابقاتی مانند جامجهانی باید قبل از استفاده به تایید فیفا برسند اما در مسابقاتی مانند مقدماتی جامجهانی فیفا فرض را بر این قرار میدهد که شما قانون را رعایت میکنید و لباستان را چک نمیکند. اگر اندازهی آرم شرکت سازنده بر روی هدبند، شورت ورزشی و بازوبند بیشتر از بیست سانتیمتر مربع باشد شما حتمن باید جریمه نقدی بپردازید که تا سقف ده هزار فرانک سوییس است.»

آشنایی به قوانین فیفا بیگمان تنها گزینهی قانونی جلوگیری از چنین طرحهایی بر لباس تیم ملیست اما استفاده نکردن از نمادهای خاص برای لباس تیم ملی، که پیشتر در مسابقات جامجهانی نیز به چشم آمده بود، و نداشتن طرحهای مناسب از پیش تعیین شده برای لباسهای تیم ملی نیز از دلایلی است که سبب شده شرکت "مجید" ، آرمش را در اندازهای غیر استاندارد بر روی بازوبند تیم ملی حک کند. یک طرح مشخص و استاندارد لباس برای تیم ملی به خوبی از بروز چنین مشکلاتی در آینده جلوگیری خواهد کرد.
محمد صیدانلو، مدیرکل امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی که پیشتر طراحان لباس را برای طراحی لباس تیمهای ملی به همکاری دعوت کرده بود، عنوان میکند که طرح کنونی تیم ملی فوتبال به انتخاب و تایید فدراسیون فوتبال بوده و امور فرهنگی سازمان تربیت بدنی نقشی در تایید لباس کنونی تیم ملی نداشته است. لباسی که استفاده از طرح متفاوت بازوبندش در آینده، جریمهای تا سقف ده هزار فرانک سوییس را برای فدراسیون فوتبال ایران به همراه خواهد داشت.
پیوست:
فدراسيون فوتبال دنبال قرارداد جديد و لباس تازه
پینوشت:
اگر نظر من را برای طرح بازوبند تیم ملی بخواهید، مطمئن باشید که خط نستعلیق را برای نوشتن کاپیتان بر بازوبند تیم ملی انتخاب میکنم، در زمینهی سه رنگ پرچم.
در ضمن سال نوی همگی مبارک. صد سال به این و آن سالها . . .

این هفته هفتمین مصاحبه از سری گزارشهای حاشیهی فوتبال ایران در مجله چلچراغ چاپ شد و این مصاحبهها، در حالی که قرار بود هشت هفته ادامه داشته باشند، به پایان رسید.
این مصاحبهها ، که از سال 84-1382 تنظیم شدند، در نشان دادن نمایی کلی از حاشیههای سالهای ناکامی فوتبال ایران موفق بودهاند و میرمیرانی اگرچه با سوالهایی کلی به پیشباز مصاحبهشوندگان رفت اما خوانندگان را به نزدیکی حقیقت میبرد.
حاشیهها همیشه آن طرف خط قرمز هستند و برای اینکه به آنها برسی تو هم باید از خط قرمز عبور کنی؛ داستان به همین سادگیست. اگرچه برخیها سعی کردند شفاف صحبت نکنند و یا از فردی اسم نبرند، اما با این حال نیز مصاحبهها موفق بوده اند و من، میرمیرانی را به خاطر تلاش برای نشان دادن پشت صحنهی فوتبال ایران تحسین میکنم.
« نمیشود گفت، نمیشود برایتان توضیح بدهم، چون شما هم نمیتوانید آن را چاپ کنید.»
قسمتی از مصاحبه ناصر حجازی
پینوشت:
البته چلچراغ بعضی از مصاحبه ها را بر روی سایتش قرار نداده است، تنها این سه مصاحبه را بر روی سایت مجله پیدا کردم. امیدوارم آخرین مصاحبه را بگذارند. در ضمن از میرمیرانی عزیز میخواهم که صحبتهای منتشر نشدهی چلنگر در مصاحبه با برانکو را هم روزی منتشر کند، همان « شاید وقتی دیگر» خودش !
صحبت های برانکو در شماره ۲۸۱، قسمتهایی از صحبتهای برانکو در مصاحبه ای بود که در شماره ۱۲۲ چلچراغ چاپ نشده بود. در آرشیو چلچراغ این شماه را هم پیدا نکردم؛ سایت مجله چلچراغ به هیچ عنوان دارای آرشیو مناسبی نیست.
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
نیمه اول تمام شد، با یک « خواهش میکنم» محکم از یک مدیر با تدبیر در جواب تشکر "عادل" برای حضور در برنامه نود؛ مدیر سیاستمداری که به خوبی جو عمومی را با خود همراه کرد.
مدیر فاتح ، صفایی فراهانی، اگرچه بارها با خندههای طعنهآمیزش از ماجراهای محرمانه پشت پرده خبر داد اما باز هم مسائل بسیاری را نگفته گذاشت و برندهی قاطع داستان نبود. او برای چند مسئله مانند قول دادن به فیفا نتوانست شفاف صحبت کند ولی با این حال فراهانی چنان با سیاست به سوالات و تهمتها پاسخ داد که اکنون کمتر فردی رای به گناهکاری او میدهد.
فراهانی که نسبت به سالهای حضورش در فدراسیون کمی سالخورده تر نشان میداد اما همان مرد سیاستمدار و با تجربهای بود که انتظار میرفت. کمی سکوت، کمی خندهی با طعنه و البته صحبتهای قانع کننده ؛ این شیوهی پاسخ صفایی به اتهامات نسبتن بیپایه و اساسی بود که به او نسبت داده شده بود.
نود این هفته موضوعی فراتر از فوتبال داشت؛ یک نیمه دو ساعته و پانزده دقیقهای که اگر چه به تمام ابهامات پروندهی نمایندگان فیفا و سازمان تربیت بدنی پاسخ نداد اما با پیروزی صفایی به پایان رسید. نیمهی اول تمام شد اما آیا سازمان میدان افکار عمومی را بازنده ترک خواهد کرد؟ نیمهی دوم شاید جنجالیتر از نیمهی اول باشد...
پیوست:
پینوشت:
تمام تلاشم را انجام دادم که در کمترین زمان تمام دو ساعت و پانزده دقیقه مناظره را در یوتوپ آپلود کنم، اما نشد. پس از این ماجرا تصمیم گرفتم در 6 قسمت که مجموعن 17 دقیقه از مناظره را پوشش میدهد این کار را انجام دهم؛ اگرچه هنوز هم معتقدم این تمام ماجرای برنامه نود نبود.
در ضمن مشکلات احتمالی در تصاویر را به حساب نداشتن وقت و عجله بگذارید. با رفتن بر روی ادامه متن بقیه ویدیوها را مشاهده نمایید.
قسمت اول – صفایی فراهانی به موضوع دیرکرد در اطلاع رسانی نامه فیفا به سازمان پاسخ میدهد. (مدت ۳ دقیقه)
ادامه مطلب
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
صفحهی گوگل را باز میکنم تا عبارت «دانشکده شریف» را گوگل کنم، هر چند این عبارت برایم عجیب است اما باز هم برای احتیاط این کار را انجام میدهم. گوگل نتیجهای که پیشتر نیز انتظارش را میکشیدم ، به من میدهد؛ هیچکدام از نتیجهها با این عبارت سازگار نیست. اما چه شده که به یکباره علی دایی در صحبتهایش پس از بازی با مس، علیه فردوسیپور موضع میگیرد و او را با استفاده از این عبارات «بیسواد» خطاب میکند؟
اگر چه در برنامهی نود شب قبل از این دیدار، صحبتهای فردوسیپور و رضا افتخاری، رییس سازمان لیگ، دربارهی تعویق بازی سایپا و مس به سمت حضور علی دایی در بازیهای دانشجویان اتریش رفت اما اصلن دایی محور بحث نبود. حتی در قسمتهایی که فردوسیپور از دایی صحبت میکرد، لحنش به دور از خشم یا شیطنت بود و نام دایی را با واژههایی همچون «عزیز» و «سمبل فوتبال ما» همراه کرد. دایی در صحبتهایش این جملات فردوسیپور را چاپلوسانه قلمداد میکند و با جملهی «فردوسیپور دایه مهربانتر از مادر برای من شده» جوابش را میدهد.
دایی که در بازیهای جامجهانی به هیچ عنوان نتوانست در حد و اندازههای اسمش ظاهر شود و برخلاف دیگر بازیکن همپستش، هاشمیان، حتی نتوانست یک خطر نیز بر روی دروازه حریفان ایجاد کند، نباید انتظار تعریف و تمجید را از دیگران داشته باشد. [+]
دایی همان قهرمان ماست، قهرمان یک بعدی فوتبال ما که برای کسب موفقیت همه کار کرد و تنها موفقیتهایش را بر سر همگان کوبید. او از عبارت تیم سایپا در صحبتهایش استفاده نمی کند بلکه عبارت «تیم من» را بر زبان میآورد؛ کسی که جملهی «من به کافی بزرگ هستم» را در وصف خودش میگوید.
نمیخواهم بنویسم شهریار فوتبال ما، فوتبالیست تحصیلکردهی شناخته شدهی به خارج رفتهی با روحیه و با انگیزهی داستان تمام ایرانیها، با این صحبتهایش از فرهنگ به روز شدهی پروینی پرده بر میدارد. شاید صحبتهایم یک طرفه باشد...
پیوست:
صحبتهای علی دایی پس از بازی با مس
حق با فردوسیپور است - نظر یکی از کاربران بالاترین
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
مسابقات فوتسال غرب آسیا پریروز در آمل شروع شد و 4 تیم عراق، اردن، لبنان و امید ایران رقابتهایشان را در سالن تازه تاسیس "پیامبر" آمل آغاز کردند.
هرچند که چند پوستر تبلیغاتی در سطح شهر و پرچمهای برافراشته شدهی ایران در میدانهای آمل، نشان از بینالمللی بودن مسابقات دارد اما این بازیها بیشتر از آنکه بینالمللی جلوه کند، به تورنمنتی دوستانه شبیه است؛ تورنمنتی که بر آستین پیراهن بازیکنان تیمها نمیتوانی نشانی از لوگوی مسابقات پیدا کنی و دلیل این موضوع نیز این است که این مسابقات اصلن چیزی به عنوان لوگو ندارد.

آملیها اگرچه در میزبانی تیمهای خارجی سنگ تمام گذاشتهاند اما سالن تازه تاسیس آمل، دارای کفپوش به اصطلاح "پا نخورده"ای ست که امکان هنرنمایی را از بازیکنان تکنیکی میگیرد و بازی در این زمین چیزی در مایههای بازی در زمین گلی ورزشگاههای فوتبال شمال کشور است.
از لحاظ کیفی هم مسابقات مسلمن هیچ ارزشی ندارد و بازی با تیمهایی با این سطح فوتسال هیچ چیزی را نمیتواند برای سرمربی تیم امید ایران مشخص کند. از بازی نخست تیم ایران که بیرون میآمدم تماشاگر مسنی به طعنه میگفت یکی از تیمهای محلی آمل نیز اینچنین به تیم امید ایران نمیباخت.
آنچه که از ظواهر امر پیداست این است که برگزاری این بازیها و بازیهایی در این سطح هیچ کمکی به ورزش ما نمیکند اما چرا همیشه ایران در این چنین بازیها ابتدا میزبانی را بر عهده میگیرد؟
«مارتا، مارتا» این تشویقی بود که از ابتدای مسابقهی دیروز برزیل و آلمان در ورزشگاه شانگهای هونگکو پیچید، اما بازیکن برزیلی حتی با ضربهی پنالتی نیز نتوانست طلسم دروازهی آلمان را بگشاید تا آلمانها سرانجام بدون گلخورده قهرمان جهان شوند.
نادینه انگرر نخستین دروازهبانیست که در پایان یک تورنمت بینالمللی صاحب چنین رکوردی میشود و جام را بدون گل خورده به پایان میبرد. انگرر در این پیکارها توانست رکورد ۵۱۸ دقیقه گل نخوردن در یک تورنمنت معتبر که از آن والتر زنگا و متعلق به جام جهانی ۱۹۹۰ بود را شکسته و آنرا به ۵۴۰ دقیقه ارتقا دهد. او دیروز اگرچه در چند صحنه با خوششانسی مواجه شد اما با مهار ضربه پنالتی مارتا ارزش خود را در کسب این عنوان به رخ همگان کشید. انگرر در پایان جام به عنوان بهترین دروازهبان انتخاب شد.
در ویدیوی زیر میتوانید لحظات حساس بوجود آمده بر روی دروازهی آلمان تا لحظهی شکستن رکورد زنگا توسط انگرر را مشاهده کنید:
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
پس از آنکه برنامه دیشب 90، قسمتهایی از درگیری اکبر میثاقیان با بازیکن راهآهن را بر نیمکت ورزشگاه آزادی نشان داد، امروز خبرگزاری مهر به نکوهش این حرکت برنامه 90 پرداخت و رفتار عادل فردوسیپور در قبال پخش این صحنهها را سرزنش کرد[+].
نقد خبرگزاری مهر را تنها بر یک موضوع میپسندم. در اینکه عادل نمایش به راه میاندازد و «تنور خود را با جنجال و حاشیه داغ میکند» شکی نیست. کافیست به صدای عادل در توصیف این لحظات توجه کنید تا دریابید که او یک نمایش به راه انداخته است، نمایشی که حتی در اجرای آن احساساتش بر او غلبه میکند« اینجا اکبر میثاقیان بطری آب رو بر میداره... اینجا پرت میکنه، یه دونه میزنه تو سر بازیکن حریف[!]، یه لگد هم میزنه»
اگر از دیدی بنگریم که برنامه نود قرار نیست بهجای برنامهریزان فوتبال ایران فعالیت کند و وظیفهی این برنامه نیست که مشکلی از مشکلات فوتبال ایران را حل کند، این برنامه موفق است؛ دیدگاهی که خلاف دیدگاه نویسندهی خبریست که بر خروجی خبرگزاری مهر قرار گرفته است. باید توجه کرد که عادل تنها یک مجری تلویزیونیست و نباید با دیدگاه سنتی با او برخورد شود.
اینکه ناصر حجازی دوست دارد برای هزارمین بار با کنایه اعلام کند که برنامهی سه سالهای ندارد، به عادل مربوط نمیشود؛ عادل به عنوان یک مجری وظیفه دارد که حرفهای حجازی را برای بینندگان حلاجی کند و اگر این کار را انجام ندهد باید امتیازی منفی به او داد. عادل به عنوان یک مجری و یا گزارشگر دارای این حسن برجسته است که به خوبی میتواند حرفها یا صحنهها را متوجه شود و در کمترین زمان ممکن با بیان سریع کلمات به دیگران انتقال دهد؛ ویژگی خاصی که در دیگر مجریان و گزارشگران برنامههای ورزشی به این شدت وجود ندارد.
عادل نسبت به گذشته[+] شیوهی دلپذیرتری در اجرا و ساخت برنامه نود پیش گرفته و باید به او تبریک گفت، شیوهای که باز هم باید بهبود داده شود.
پی نوشت:
من هیچ وقت اون روز منظورم این نبود [+] که برنامه نود رو از روی برنامه La Domenice Sportivaکپی کردند! [+ ، +]
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
اگر چه فیلیپو اینزاگی با به ثمر رساندن 2 گل در فینال لیگ قهرمانان به عنوان برترین بازیکن میدان برگزیده شد اما بی شک کاکا به عنوان طراح حملات میلان نقش غیر قابل انکاری در پیروزی روسونریها ایفا نمود. کاکا در حالی باز هم نام خود را بر سر زبان ها انداخت و توانست حتی تحسین زیدان را نیز برانگیزد[+]، که یکتنه تیم میلان را در مرحلهی قبل از گرداب منچستر نجات داده و دوئلش با کریس رونالدو را فاتحانه به پایان برده بود.
کاکا که به مانند همیشه در لحظات به ثمر رساندن گل و یا پیروزی، شکرگزاری خداوند را فراموش نمیکند اینبار نیز در پایان دیدار فینال به شکرگزاری خداوند پرداخت و با تیشرت سفیدرنگی در میادین حاضر شد که بر روی آن عبارت " I belong to Jesus " نقش بسته بود و به شادمانی پرداخت. این نخستین باری بود که کاکا پس از شایعه مسلمان شدنش، شادمانی در پایان یک تورنمت را جشن میگرفت و آن هم با عباراتی که همچنان بر مسیحی بودن او صحه میگذاشت.
ماجرای مسلمان شدن کاکا را روزنامه الریاضیه در 13 اکتبر 2006 عنوان کرده بود. الریاضیه چاپ عربستان در شمارهی آن روزش با تیتر « من برای مسلمانشدن زاده شدهام» به خبر مسلمان شدن کاکا پرداخت. الریاضیه ادعا کرد که ابراهیم ردیعان خبرنگار این روزنامه با کنجکاوی در کتابهایی با محتوای اسلام، که کاکا از یک کتابفروشی در کویت خریداری کرده بود؛ از کاکا در مورد اسلام پرسید و او عنوان کرد که « به دین صلح ایمان آوردم». این روزنامه حتی پا را از این فراتر نهاد و عنوان نمود که کاکا نام عبدالرحمان را برای خود برگزیده است.
کاکا که همواره به خاطر داشتن اعتقادات مذهبیاش در میان فوتبالیستها مشهور است، در برابر ادعای این روزنامه سکوت کرد و هیچ گاه در برابر رسانهها به طور صریح از مسلمان شدنش سخن نگفت. خبرنگار الریاضیه نیز در برابر سکوت کاکا عنوان کرد که او قادر نخواهد بود بیش از این در مورد گرایش خود به اسلام سکوت کند.
پس از این ماجرا، دایرهالمعارف آن لاین ویکیپدیا نیز در صفحهی افراد مشهوری که به دین اسلام گرویدند[+]، نام کاکا را به عنوان فرد جدید اضافه نکرد تا ادعای روزنامه الریاضیه در حد یک ادعا باقی بماند. کاکا که در پایان دیدار لیگ قهرمانان فرصتی دوباره یافته بود تا خداوند را برای این پیروزی شکرگزاری کند، باز هم به مانند همیشه از تیشرتی با عناوین مذهبی در جشن قهرمانی تیمش استفاده نمود. این نخستین کسب عنوان قهرمانی کاکا در یک تورنمت پس از شایعه مسلمان شدنش بود و او این بار نیز جملهی " I belong to Jesus " (من متعلق به عیسی هستم) را برای تیشرتش برگزید؛ عنوانی که پیش از این کاکا پس از قهرمانی در جام جهانی 2002 و نیز کسب اسکودتو 2004 برای تیشرتش انتخاب نموده بود.
آنطور که به نظر میرسد کاکا هنوز به دین اسلام نگرویده است و تنها برای آگاهی مطالعاتش را پیرامون این دین ادامه میدهد. کاکا همچنان یک پروتستان متعصب است که از تورات و انجیل به عنوان کتابهای مورد علاقهاش نام میبرد.
پینوشت:
آیا شما با تبلیغ باورهای مذهبی بر روی تیشرت ورزشکاران موافقید یا این کار را ریاکارانه میدانید؟ [+]
اخبار فوتبال ايران را همه شنيدهايم، بحراني ديگر در حال شكلگيريست؛ چه زلزلهاي قرار است ما را تكان بدهد، نميدانم! محسن صفايي فراهاني اعلام كرده است كه اگر شرايط جديد تغيير نكند و سازمان تربيت بدني حاضر نباشد تصميمات و وظايف اين كميته را به رسميت بشناسد، تا پايان هفتهي جاري رسما استعفا خواهد كرد [+] و بار دبگر بازي ناجوانمرادنه فيفا و فدراسيون فوتبال ايران از سر گرفته خواهد شد!
صفايي فراهاني تنها فرد از كميته ي شش نفرهي فوتبال ايران نيست كه چنين حرفي را بر زبان رانده است، آقای خبيري [+] و دكتر غفاري [+] نيز مشابه او موضع گرفته اند؛ اوضاع فوتبال ايران بر وفق مراد نيست. اين سه همان افرادي هستند كه فيفا آنها را براي اجراي هدفهايش در فوتبال ايران برگزيد.
اما در اين بين، خبرگزاري فارس مواضع جالبي اختيار كرده است. بخش ورزشي خبرگزاري فارس كه تاكنون درجه زرد بودن خاصي از خود به نمايش گذاشته و داراي پيشينهي كاملآ شناختهشدهايست، اكنون به صفايي فراهاني ميتازد. بخش ورزشي فارس نيوز كه پيش از اين نيز بدون دليل خاصي پروژه كاملي مبني بر حذف وحيد هاشميان از تيم ملي ايران پس از جام جهاني ۲۰۰۶ را دنبال مي كرد [+]، اكنون به صفايي فراهاني و گروه انتخابي فيفا حملهور شده است.
ادامه مطلب

بيست و هفتم ديماه، روز آغازين جاميست كه در كشور ما به جام خليجفارس شهرت پيدا كرده است؛ جامي از آن كشورهاي كوچك و سرمايهدار همسايهي خليج فارس؛ جامي كوچك با تبليغاتي گسترده.
امروز كه من لوگوي مسابقات را ديدم، در زير لوگوي مسابقات نامي از «خليج فارس» يا« Persian Gulf » به چشمم نخورد؛ همان عنوان جعلي خودشان را براي جامشان استفاده كرده بودند.
اما نبايد آرام و ساكت نشست! وزارت امور خارجهي كشوري كه فدراسيون فوتبالش براي حمايت از نام ابدي خليج فارس، امسال ليگ برتر فوتبال را به اين عنوان نامگذاري كرد، آيا صداي اعتراضش را بلند خوهد كرد؟ اعتراضي كه حتي در حد اعتراض ماندنش نيز ارزش فراواني دارد. مسابقات امسال در امارات برگزار ميشود...
عادل فردوسيپورمجري موفقيست، در بسياري از مواقع مصاحبهگري پيروز است، امشب نيز اينچنين بود، او به زيبايي هرچه تمامتر توانست داريوش مصطفوي را مغلوب صحبتهايش كند. به نظرم صحبتهاي داريوش مصطفوي ارزش چنداني نداشت زيرا او چيزي براي ارائه نداشت و به راحتي عادل را به خواستههايش ميرساند و در برابر خواسته هايش مغلوب ميشد. مهم اين نيست كه مصطفوي به قولهايش عمل كند! همينكه در برابر صحبتهاي عادل شكست خورد، ارزش فراواني دارد؛ شكست مصلحت انديشي در برابر قدرت و قانونمندي؛
اما
آياكسي از عادل نخواهد پرسيد كه به چه دليل بازيهاي قديمي پرسپوليس و استقلال با تيمهاي ديگر يك بر يك مساوي انتخاب شده بود؟
مرتبط :
پس لرزههاي مصاحبهي عادل فردوسيپور با داريوش مصطفوي در برنامه نود:
فراتر از گاف – سپهر رضايي- گل
ضربه فنی در تشک نود! – مهدي طاهرخاني – پارس فوتبال
صداقت جمعى ! - ايران ورزشي
نگاهي به برنامه تلويزيوني نود كه دو ميهمان متفاوت داشت – جهان فوتبال
سايت جديد وحيد هاشميان، آنطوري كه عنوان ميشود، در چند مدت آينده كار خود را آغاز ميكند. اين سايت كه ابتدا قرار بود به صورت يك خبرگزاري ورزشي( فوتبالي) به 3 زبان انگليسي، فارسي و آلماني خدماتش را ارائه دهد، اكنون نيز در سطحي پايينتر اين هدف را دنبال خواهد كرد اما وجود خبرگزاري قدرتمندي چون فوتبالايران كه بسياري از نيازهاي خبريجامعهي فوتبالي را شناسايي كرده و تامين ميكند، هيچ جاي اميدواري به سايت جديد آقاي هاشميان نيست.
وحيد هاشميان، كه اگر بازيكنان ايراني را بر اساس اخلاق و رفتار حرفهايشان طبقه بندي كنيم در سطحي بسيار بالا قرار ميگيرد، در ايجاد سايت جديد نتوانست حرفهاي بودنش را به نمايش بگذارد و به مانند يك آماتور بر سر درك مسائلي پيش پا افتاده مغلوب شد.
وحيد هاشميان ميتوانست با ايجاد يك خبرگزاري مدرن فوتبالي، تحولي عظيم در صنعت خبري كشور ايجاد كند، حيف كه نتوانست...
ادامه مطلب
Zoom
خط تيره اي در جلوي عبارت « تاريخ اكران»، سايت سينمايي ايران آكتور در ميان سطرهاي معرفي فيلم آفسايد، اين فيلم را اينچنين معرفي مينمايد، خط تيرهاي كه فكر ميكنم تنها رنگ سياه شایسته ی نشان دادن آن است ؛ آفسايد اگرچه تاكنون در سينماهاي كشورهاي مختلف تحسين همگان را برانگيخته و جايزهي خرس نقرهاي جشنوارهي برلين را نيز از آن خود نموده اما هنوز بزرگترين جايزهي خود را نبرده است، « نمايش در سينماهاي ايران» بزرگترين جايزهاي است كه جعفر پناهي آرزو دارد فيلمش آنرا از آن خود كند؛ جايزهاي كه اكنون اهميت آن بيش از هر زمان ديگري به چشم ميآيد.
قبل از ديدن آفسايد چندين نقد مختلف از اين فيلم را خوانده و با جنبههاي گوناگون فيلم آشنا شدهبودم، اما ديدن فيلم حس ديگري به من داد. فيلم يك شاهكار اجتماعي، سياسي ست كه در محيطي ورزشي به تصوير كشيده ميشود. پناهي رويدادي اجتماعي را در روزي ورزشي و با هنرمندي بسيار، با پس زمينهي سياسي به تصوير كشيد.
ديالوگهاي گوناگوني كه ميان سربازها و دختران اسير اتفاق ميافتد و سعي دارد طرز فكرهاي موافق و مخالف حضور دختران در ورزشگاه را به تصوير بكشد، بسيار موفق بودهاند. به «بسيار موفق» تنها به عنوان دو واژه فكر نكنيد، اين موفقيتي بسيار بزرگ براي جعفر پناهيست كه قابليتهاي فراوانش را در فيلم نشان داد و توانست آن طور كه ميخواهد ذهن بيينده را در همان طی نمايش فيلم به جستجوي افكار درست و غلط يك رويداد اجتماعي مشغول سازد.
ادامه مطلب
مثل اینکه اشتباهات صدا و سیما تمام شدنی نیست! از پخش بازیهای فوتبالش گرفته تا خواندن خبر ورزشی! نمی دانم گویندگان خبر سیما را بر چه اساسی انتخاب میکنند، اگر مصداق خوش چهره بودن است که به جز یکی دو مورد، بقیه بهتر است بروند در رادیو کار کنند! اگر مصداق انتخاب، طرز خواندن و صحیح خواندن است، باز هم به جز یکی دو مورد بقیه باید اخراج شوند! مثلآ اگر یکی در اخبار ورزشی شبکه ی خبر، نام توماس هلوگ را به جای اینکه «هلوٍگ»[Helveg] تلفظ کند، بگوید « توماس هلوگ» [Helug] شما چه میتوانید بگویید؟ یعنی کسی در دفاع از صدا و سیما می خواهد بگوید که گویندهی اخبار این بازیکن را نمیشناسد؟
یا مثلآ اگر مهدویکیا در یک دیدار بوندسلیگا در دقیقه 36 بازی تعویض شود ، شما چه چیزی به ذهنتان میرسد؟ اصلآ احتمال نمی دهید که مهدی مصدوم شده باشد؟ مسلمآ اگر شما در بخش ورزشی واحد مرکزی خبر مشغول به کار باشید، چنین احتمالی را نخواهید داد! و خبر مصدومیت مهدویکیا با نزدیک به 24 ساعت تاخیر از سیمای ایران پخش میشود...
ادامه مطلب
دیشب مناظرهی تلویزیونی فروتن و عادل را در برنامهی نود دیدم. فروتن با همان شخصیت همیشگیاش و واژههای جویده جویده شدهاش آمده بود و عادل هم همانند گذشته کلاسیکوار صحبت میکرد. یکی برای دفاع از موردی که به قول خودش هم دفاعی نداشت آمده بود و دیگری برای محکوم کردن حرکتی که در دنیای امروز هیچ جایی ندارد.
نتیجه از اولش هم مشخص بود؛ عادل غرق شده در دنیای کلاسیک فوتبال اروپاست و ذرهای هم در استدلالهایش شرایط فوتبال ایران را در نظر نمیگیرد. پس نباید انتظار داشت که استدلالهای بهمن فروتن ،که سعی میکرد رنگ تازگی به استدلالهای قدیمی بدهد، او را راضی کند. "جامعهی دهقانی مازنداران و اینکه هر چقدر دهقانها فقیر باشند ولی باشخصیتند"جایی در تفکرات کلاسیک عادل نداشت و به این سبب هم نمی توان او را مورد سرزنش قرار داد. اما فکر میکنم که استدلال فروتن و اینکه کاری که او آنرا به زیبایی به چیزی مانند "کار زشت خوب" تشبیه کرده بود، کاملآ درست باشد! برای گرفتن حق، اگر احساس کردیم که حرف حساب جوابی ندارد باید بدین صورت برخورد کرد ...
ادامه مطلب
پس از آنکه بسیاری از کشورهای دنیا از دیدار با تیم ایران پرهیز کردند، در این روزها فدراسیون فوتبال و دیگران از دیدار با آرژانتین در تهران صحبت میکنند. برایم جالب است، چون چیزی نمیتوانم بگویم، هیچ چیز !
ادامه مطلب
شاید در دیداری که قرار بود نشان از شکست غربیها در تحریم ورزشی ایران داشته باشد، به کار بردن یک جملهی منحصر به فرد از عادل فردوسیپور به عنوان بزرگترین سوتی سال شناخته شود. او که در تمام دیدار از کنایه های به جایی استفاده میکرد؛ در پایان نیمهی اول دیدار و در هنگام خواندن و ترجمهی جمله ای که شعار دیدار لقب گرفته بود، از واژه هایی اشتباه استفاده کرد:
« استفادهی صلح آمیز از سلاح هسته ای، حق مسلم ایرانیان است.»
پ.ن : سعی می کنم فایل صوتی این لحظه را در روزهای آینده در این مکان قرار دهم.
تکمیلی- ۴۲:۲۱ -۲۴/۱۰/۱۳۸۴ :


