بایگانی شده در فوتبال ملي
اکنون که میگویم "فوتبال احساسی" ناخودآگاه یاد بازی با کویت در تهران سال 1997 می افتم، یاد دروازههای خالی که باز نمیشدند و حرکات دایی و باقری کنار تیر دروازه کویت پس از به ثمر نرسیدن گلی حتمی و البته به یاد گفتهی معلم آنروزهایم که میگفت بچه هایم تا دقیقه هفتاد دعا میکردند تیم گل بزند و بیست دقیقه آخر دعا میکردند تیم گل نخورد!
سرمربی آنروزهای تیم ایران هم مانند امروز محمد مایلیکهن بود؛ مردی که دیشب بر تمام ناکامیهایش آب طهارت ریخت. با برخی از گفتههای دیشب مایلیکهن موافقم، حتی از وضعیت فولادی که بسیاری او را مسبب سقوط آن تیم میدانند آگاهم اما دیشب فردوسیپور یکی از شبهای بدش را پشت سر گذاشت. او به مصاحبهشوندگانش اجازه هر هنرنمایی دلخواهی را داد تا شاهد جولان تاج و مایلی کهن باشیم.
از برنامه دیشب نود یک SMS در گوشیم مانده است، پیام کوتاهی با تنها یک شماره2؛ پیام را نفرستادم ، با اینکه به آینده خوشبین نبودم اما باز هم شک داشتم که تیم ایران حتی با انتخاب مایلیکهن به جامجهانی نرود؛ مگر میشود با این همه ستاره تیم را به جامجهانی نبرد؟ از برنامه دیشب فقط این را می دانم که در این مورد، دیگر بهتر بودن از مربی قبلی کافی نیست...
ایران هنوز هم شانس دارد، این موضوع واقعیتیست که افشین قطبی بر زبان میآورد. این شانس حتی آنقدر میتواند مورد اطمینان باشد که ایران با سه برد پیاپی به عنوان یکی از دو سهمیه مستقیم این گروه به جامجهانی قدم بگذارد. با باخت عربستان به کره شمالی در روز پنجم مسابقات این گروه، معادلات عادی به هم ریخته و تیم کره شمالی نیز به جمع مدعیان پیوسته است. به احتمال قریب به یقین حداقل یکی از تیمهای صعود کننده از این گروه در روز آخر مسابقات مشخص خواهد شد و این موضوع امتیازی منفی برای اماراتیها ست که در این روز استراحت میکنند؛ هرچند که به طور طبیعی کسی شانسی برای آنها قائل نیست. روز هفتم در روز هفتم مسابقات ایران استراحت دارد و دوتیم کره شمالی و کره جنوبی در استادیوم جامجهانی سئول به مصاف هم میروند که با توجه به تاریخچه بازیهای دو تیم چندان امیدی به برد تیم کره شمالی نیست. به احتمال فراوان جنوبیها در این دیدار به پیروزی میرسند اما از نتیجه تساوی این دیدار نیز نباید غافل بود. تساوی معادلات گروه را کمی دشوارتر میکند. در دیگر دیدار این روز برد عربستان بر امارات در ورزشگاه فهد ریاض دور از انتظار نیست. روز هشتم روز هشتم مسابقات کرهجنوبی در شهر ابوظبی به مصاف امارات میروند. اگرچه کرهای ها سابقهای طولانی در تساوی با اماراتیها دارند اما برد کره در این دیدار دور از انتظار نیست. آنها اگر دیدار چهارشنبه این هفته برابر کره شمالی و دیدار برابر امارات را با پیروزی پشت سر بگذارند به احتمال فراوان بیش از نیمی از راه صعود را میپیمایند. در این روز ایران نیز میهمان کره شمالیست. کرهایها معمولن در رابر ایران شکست خوردهاند؛ برد ایران این تیم را با 9 امتیاز به احتمال فراوان باز هم در جایگاه چهارم این گروه در پایان این روز قرار میدهد.
ادامه مطلب
بایگانی شده در فوتبال ملي
«نه هنوز باورم نمیشود» این حال من تا 45 دقیقه پس از پایان بازیست؛ کاملن شوک شده جلوی تلویزیون نشستهام و یک در میان دو شبکه طپش و ابوظبی اسپرت را نگاه میکنم؛ یکی میزگرد باخت و دیگری شیرین کاری در آزادی!
خبرنگار ابوظبی اسپرت در میان صحبتهایش به شعار تماشاگران ایرانی اشاره میکند و به فارسی و لهجه عربی میگوید:« دایی حیا کن تیم ملی رها کن» و نمیتواند جلوی خندهاش را بگیرد؛ ناخودآگاه فحشی خانوادگی نثارش میکنم.

با اینکه برایم در این چند مدت دیدن دروازهبان تسلیمشده ایرانی نشسته بر زمین تبدیل به عادت شده است اما هنگامی که در پایان بازی سجده شکر بازیکنان عربستان در آزادی را میبینم، میخندم ؛ از برج و باروی آزادی هم چیزی نمانده است. در عمرم این صحنهها را در آزادی ندیدهام. می نشینم با تلخند این صحنهها را تماشا میکنم. "خلیج" خوانده شدن خلیج فارس آنهم در تهران را هم گوش میکنم؛ شما را نمیدانم اما من صبرم زیاد است.
بگذارید از اول شروع کنم؛ از لحظاتی که قرار است شادمانه بنویسم؛ بگذارید همان لحظات را برایتان شرح دهم:
ایران یک بر صفر پیش است و تماشاگران نام دایی را فریاد میزنند؛ لیدهای مختلف را در ذهنم مرور میکنم«چند وقت قبل پس از آن ماجراها شاید کسی فکرش را نمیکرد دوباره نام دایی در آزادی شنیده شود...» دوربین دایی را گرفته است؛ لحظهای نمیکشد که ایران گل تساوی را دریافت میکند؛ شروعی برای شکست در برابر چشم حامیان...
پیوست:

