یورو 2008 با شکل و شمایلی تازه آغاز شده است و شعار «اتحاد علیه نژادپرستی» در همه جای مسابقات به چشم میخورد.

این برای نخستین بار نیست که بازوبندهایی با شعارهای اجتماعی در مسابقات مورد استفاده قرار میگیرد. پیش از این گری نویل برای نخستین بار در سال 2006 و در مسابقات لیگ قهرمانان اروپا از بازوبندی با شعار Unite Against Aids استفاده کرده بود و پس از او نیز استیفن جرارد کاپیتان لیورپول در دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا در آتن بازوبندی مشابه بازوبند کنونی کاپیتانهای جامملتها بر بازو بسته بود.
به نظر میرسد که طراح آرم شعار Unite Against Racism برای طراحی آن به فلسفه چینی "یین یانگ" توجه کرده و قواعد آن را در طراحیاش به کار گرفته است؛ به هر حال هر چه باشد «نبود یکی به معنای نبود توازن است».
پیوست:
Hublot has donated its entire billboard space at each stadium to Unite Against Racism
«روزهای باشکوه» هدیهی افشین قطبی به تمامی فوتبالدوستان ایرانی بود، روزهایی پر از دلهره و همسو شدن برای رسیدن به موفقیت.
فراموش نشدن خاصیت روزهای باشکوه است، حتی اگر بخواهی فراموششان کنی هم نمیشود؛ این روزها آفریده میشوند برای فراموش نشدن و سالها و سالها باید منتظر دوباره آفریده شدنشان باشی.
روزهای باشکوه روزهایی هستند که تو قهرمانی، روزهایی که تو پادشاهی میکنی، روزهایی برای بازیابی غرور از دست رفته.روزهای باشکوه شاید روزهایی حماسی باشند که خاطرهانگیزتر میشوند و به یادماندنیتر. روزهایی گرهخوره با پرشهای بلند، گره خورده با فریاد کشیدنهای دیوانهوار در لحظههای ناامیدی، گره خورده با شادمانی مردمی.
« هیچوقت پرسپولیس و روزهای باشکوه این تیم...» با نخستین بار خواندن این جملات ناگهان دلم گرفت. با اینکه نظر افشین قطبی را میدانستم و تیتر خبر را هم خوانده بودم[+]، اما ناگهانی ته دلم خالی شد...
پیوست:
ورود تماشاگران به داخل زمین موضوع چندان ناآشنایی نیست اما این موضوع در فوتبال ما هنوز تفسیر نشده باقیمانده است. ورود تماشاگران به میدان مسابقه، در مسابقات مختلف به چشم آمده است؛ در برخی موارد ورود تماشاگران به میدان مسابقه همانند دو ماراتن المپیک آتن به ضرر فرد یا گروهی منجر شده و در برخی موارد نیز تنها یک شادمانی طبیعی و آزادکردن هیجان بیش از حد بوده است. قهرمانی تیم رم در کالچپیو 01-2000 نمونه بارز این نوع شادمانیست که بسیاری از تماشاگران به اشتباه سوت داور در دقایق تلف شده را به نشانهی سوت پایان دیدار دانستند و به داخل زمین آمدند؛ آنها در حالیکه بازی رم و پارما تمام نشده بود حتی لباس بازیکنان محبوبشان را از تنشان بیرون آوردند.
بصیرت در حالی از بینظمی پایان دیدار سخن میگفت که هیچگاه مواردی مشابه همانند قهرمانی تیم رم را به یاد نیاورد.
در این که ورود تماشاگران به زمین مصداق کامل بینظمیست شکی وجود ندارد اما به میدان ریختن تماشاگران در دیدار پرسپولیس و سپاهان بیشتر به صورت آزادکردن هیجان بیش از حد بوده است؛ گلزنی در دقیقه آخر مسابقه و قهرمانی پس از چند سال شاید توجیه کاملن مناسبی در نظر آید.درگیریهای خارج از ورزشگاه میان تماشاگران دو تیم، نیز از نظم و امنیت دیدار چهرهای ناخوشایند به نمایش گذاشته است. هوشنگ نصیرزاده، کارشناس مسائل داوری و حقوقی، نخستین جملهای را که در مورد مسئول بودن پرسپولیس در برقراری امنیت خارج از ورزشگاه بر زبان میآورد، یک عبارت منفیست:«به هیچ وجه»؛ او پرسپولیس را مسئول برقراری امنیت خارج از ورزشگاهها نمیداند هرچند که در آییننامههای انضباطی بیان شده باشد که تیم میزبان مسئول برقراری امنیت است.
نصیرزاده حوادث دیدار پرسپولیس و سپاهان را «قابل اغماض» میخواند. او دربارهی امنیت ورزشگاه میگوید:«باید توجه کنیم که باشگاه پرسپولیس به تنهایی دارای ابزار لازم برای تامین امنیت ورزشگاه نیست و این امنیت توسط نهاد دیگری برقرار میشود و با توجه به اینکه هفتهزار پلیس هم برای این دیدار تدارک دیده شده بودند، به عقیدهی من امنیت کافی برقرار بوده است.»
به دور از چشمپوشیهایی که میتوان از موارد بینظمی این دیدار انجام داد، باید به دنبال راهکارهای دیگری برای جلوگیری از تکرار این بینظمیها بود. در ورزشگاههای ایران برخلاف دیگر نقاط دنیا، هنوز فضای خشن مردانه ورزشگاهها و تفکر حاکم بر آن، تفکر چاقوکشی در شادمانی داخل ورزشگاهها را به ذهنها میآورد، بلیتفروشی هنوز تنها چند ساعت مانده به بازی انجام میشود و هنوز هم مشخص نیست که چه شخصی بر صندلی ورزشگاه مینشیند. این موارد تفاوت اساسی فوتبال ما در زمینه برقراری امنیت در ورزشگاهها با دیگر نقاط جهان است؛ تفاوتهایی که با هفت هزار پلیس هم نمیتوان از مقدار آن کاست.

