واقعن چه فرقی میکرد؟ من به این نتیجه رسیدم که 2،3 دقیقه بیشتر یا کمتر فرقی ندارد، تیمی که نتوانسته یکی دو خطر جدی در 45 دقیقه دوم ایجاد کند، به احتمال فراوان هم نمیتواند در 3،4 دقیقه باقیمانده کاری انجام دهد؛ بی خیال بازی شدم، رفتم آبی به صورتم بزنم.
الان هم واقعن نمیتوانم اشتیاقم برای گلزنی پرسپولیس در آن دقایق را پنهان کنم، واقعن دوست داشتم در همان لحظاتی که بازی را نمیبینم یکی داد بزند «گل» و من هم به همراه او فریاد بزنم و به سرعت به سمت اتاقم بدوم؛ اما صدایی نشنیدم، بعد از ظهر بهاری ساکتتر از همیشه به نظر میرسید.
صورتم را که آب میزدم «خدایا»یی گفتم، زبانم بند آمده بود برای ادامه، ماندم که چه بگویم. ساکت بودم و برگشتم. در اتاق را باز کردم، بی امید، از آن لحظاتی که فقط منتظر سوت پایانی، حتی ضربهای را که حیدری زد هم فکر کردم اوت شد، یک لحظه گفتم عجب موقعیتی بود؛ که صدای فریاد فردوسیپور با صدای تماشاگران هم صدا شد« و توپ توی دروازه قرار میگیره، چه زمانی...
من هم فریاد زدم بیشتر از زمانی که نیکبخت دروازهی اردن را در امان فرو ریخته بود، خوشحال شدم بینهایت، مگر فکر میکنید چندبار دیگر این خوشحالیها اتفاق میافتد؟ هیجانیتر از این هم مگر میشود؟ همه به شوخی از گلزنی خلیلی در دقیقهی نود و پنج میگفتند و بدست آوردن آقای گلیاش، اما اینبار واقعن گل شده بود، در همین دقیقهها باطعم پیروزی بر سپاهان. رویاییتر از این هم مگر میشد؟
دیدار فردای دو تیم پرسولیس و سپاهان دیداری ماندگار است؛ دیداری که یکی از آنها میتواند برای نخستین بار، دومین قهرمانی لیگ برتر را به نام خود رقم بزند و از این حیث در تاریخ کوتاه این لیگ منحصر به فرد شود.
دو تیم با اینکه در این فصل با کسر امتیاز مواجه شدند؛ در حالی به دیدار فردا قدم میگذارند که باز هم در کورس قهرمانی باقی مانده اند. فردا تنها یکی از این دو موفق به کسب عنوان قهرمانی خواهد شد اما باید پذیرفت که بزرگی تنها در تصاحب افتخار نیست و بیگمان هر دو تیم شایسته این عنوان هستند.
به دور از نتیجهی این دیدار و کسب عنوان قهرمانی هر یک، بیایید یادی کنیم از بازیکنان نسلهای ابتدایی پرسپولیس که اعتبار نام پرسپولیس وامدار آنهاست ؛ بازیکنانی چون حسین کلانی، ابراهیم آشتیانی، علی پروین، همایون بهزادی، عزیز اصلی، مرحوم حمید شیرزادگان، مرجوم محراب شاهرخی، هادی طاووسی و دیگران که امروزه تنها نامشان باقی مانده و این نامها در میان هواداران جاودانه خواهد ماند.
بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
۱- داستان آبی و قرمز تنها متعلق به تیمهای استقلال و پرسپولیس نیست، داستانی تنها متعلق به منچستر سیتی و منچستر یونایتد هم نیست چرا که داستان اینترمیلان و آ.ث.میلان و دیگر تیمهای دنیا نیز هست، همچنانکه داستان استقلال و آزادی نیز بود. فلسفه آبی و قزمر و جدالشان بیشتر به نامهای استقلال و آزادی میآمد تا به استقلال و پیروزی.
۲- شاید بتوان تغییر نام تاج به استقلال را به سبب حمایت خانوادهی سلطنتی پیشین ایران از این تیم مورد قبول دانست، تغییری که با شرایط پس از انقلاب قابل توجیه بود اما داستان تغییر نام پرسپولیس به آزادی و سپس به پیروزی داستان منحصر به فرد خودش را دارد، داستانی که لوگو باشگاه پرسپولیس، فلسفهی وجودی آن را زیر سوال میبرد. لوگوی باشگاه شیر ایرانی را به همراه دارد و نمادی از قدرت و یادآور پارسه است.
۳- همچنان بر این باورم که تغییر نام به پیروزی چیزی را عوض نکرد، همچنانکه یکه ماندن لوگوی باشگاه هم تنها دلیل حفظ شدن نام پرسپولیس نیست...

