بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
قلعهنویی در برنامه دیشب نود با همان حرفهای همیشگی آمده بود و البته چند برگی که اگر بارفنی داشت در همان حضورش در برنامهی جام چهاردهم ارائه میکرد اما او برخلاف آن برنامه، دیشب به خوبی توانست حس ترحم فوتبالدوستان را نسبت به خود برانگیزد.
در شبی که عادل قرار نبود به خوبی صحبتهای قلعهنویی را پاسخ دهد سوق دادن موضوع حضور قلعهنویی در برنامه نود به سمت سرمربیگری تیم ملی در جامملتها، مهمترین دلیل ناکامی عادل فردوسیپور در برابر قلعهنویی بود. قلعهنویی دیشب در حالی در استدیو برنامه نود حاضر شد که تنها به واسطهی نتایج مناسب چند هفتهی اخیرش "میهمان برنامه" شده بود و الزامی وجود نداشت که شکست جام ملتها دوباره کالبدشکافی شود؛ هرچند که پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی توسط کلمنته رد شده باشد.
عوام فریبی مختص جریانیست که افرادی مانند قلعهنویی را در فوتبال ما مطرح میکند، این جریان بواسطهی اینکه «حاشیهها را به خوبی میشناسند» میتواند بیشتر فوتبالدوستان را با خود همراه کنند. فردوسیپور در برنامه دیشب نتوانست از عوام فریبی امیر قلعهنویی جلوگیری کند چرا که او روحیه تهاجمیاش در آخرین برنامه جام چهاردهم را با خود به همراه نداشت.
صحبتهای قلعهنویی در برنامه دیشب کاملن شبیه به صحبتهایی بود که در بطن ماجرا اتفاق افتاد.
پینوشت:
برای مغلوب کردن امیر قلعهنویی در زمین فوتبال احتیاجی نیست که شما تمامی تاکتیکها را از بر باشید، کافیست تیم شما به خوبی ضد سیستمی برای 2-5-3 بازی کند و از آن شانسی که قرار است به تیم امیر جلوه کند، بهره ببرید؛ برای مغلوب کردن او در استدیو برنامه نیز کافیست آخرین حضور او در برنامه را یکبار مرور کنید و اشکالاتتان را رفع کنید! اگر این کار را نکنید آن وقت است که امیر قلعهنویی در حالی که میگوید ازبکستان تیم خوبی داشت و آن تیم را شکست داد، بازی با مالزی از بازیهای خوب ایران بود و تیمش در برابر کره نیز خوب کار کرد، میپذیرد که خوب بازی نکرده و نتایج خوبی نگرفته است!
پیوست:
چرا عادل فردوسی پور باخت – اعتماد ملی – هیوا یوسفی
نقد بیحمایت – روزنامه اعتماد – آرش حقیقی
دفاع چپ تیم ملی ایران همچنان نقطهی نامطمئنی به شمار میرود و مهرههای قرار گرفته در این پست نتوانستهاند نمایش درخشانی از خود ارائه دهند.
پس از حذف ایران از مقدماتی جامجهانی سال 2002 و تغییر سیستم تیم ایران از 2-3-5 به 4-2-3-1 ، برخلاف پست دفاع راست که پدیدهای چون کعبی آنرا تصاحب کرد، کسی نتوانست پست دفاع چپ را از ان خود کند.
در حال حاضر، از میان 5 نفری که در سالهای کنونی بیش از دیگران در این پست برای تیم ملی بازی کردهاند، تنها سه نفر در اردوی تیم ملی حضور دارند و ناجی بداوی و ستار زارع به علت افت و آسیبدیدگی نامشان در میان ملیپوشان به چشم نمیخورد.
محمد نصرتی، باتجربهترین بازیکن ملیپوش ایرانی در این پست است که در جامجهانی نیز برای تیم ایران بازی کرد اما او دفاعیترین گزینه برای حضور در پست دفاع چپ تیم ملیست. نصرتی با اینکه یک دفاع وسط است اما باز هم نمیتواند حضوری قدرتمند در پست دفاعی چپ داشته باشد؛ ضمن آنکه او با اشتباهات متعددش، دفاعی مطمئن به شمار نمیآید.
فریدون زندی نیز گزینهی دیگری برای حضور در دفاع چپ است. او بازی در این پست را در جامملتهای 2007 تجربه کرد اما نداشتن خصوصیات دفاعی سبب شد که او نتواند نمایش دلچسبی را ارائه کند. او در جنگ تن به تن هنگام دفاع بازیکن چندان توانایی نیست و در دفاع رو در رو، فاصله زیاد او از توپ و زاویهاش نسبت به بازیکن حریف و همچنین جای خالی او در هنگام ضد حملهها برای تیم ملی باز هم مشکلساز خواهد بود.
سومین گزینهی حضور در این پست، نیکبخت واحدیست. خصوصیات دفاعی نیکبخت هم در اندازههای فریدون زندیست و او نیز برای این پست بازیکن مطمئنی به شمار نمیرود. نیکبخت نیز در هنگام دفاع تن به تن با مشکل رو بروست و نخستین باخت تیم ایران به اردن حاصل قرار گرفتن نیکبخت در پست دفاع چپ تیم همایون شاهرخی بود.
دوست خوبم آرلن گالوسیان در مصاحبهای برای پارس فوتبال نظرات منصور ابراهیمزاده را پس از بازی با کاستاریکا جویا شد و ابراهیمزاده نیز نیکبخت را نامزد بازی در پست دفاع چپ تیم ایران نامید و به احتمال فراوان از او در پست دفاع چپ برابر سوریه استفاده خواهد کرد. متن کامل مصاحبه را با هم میخوانیم:
بازی با کاستاریکا را چطور ارزیابی می کنید ؟
بازی با کاستاریکا از یک نظر برای ما مفید بود که ما هدفمان از این بازی مروری بر تمرینات و شناخت نیازهای تیممان بود که برای بازی با سوریه نیاز داشتیم . چون اطلاعاتی که از تیم سوریه داشتیم ، می دانستیم که کاستاریکا از لحاظ فنی و کار گروهی شباهت زیادی به تیم سوریه دارند و این در روند بازی هم مشخص شد چون سیستم بازی آنها ۲-۱-۴-۳ و ۲-۵-۳که بیشتر می آمدند روی خط دفاعی و دفاع کردن و تفکرات اصلیشان را بر ضد حمله پایه ریزی می کردند و این همان هدفی بود که ما از انجام این بازی داشتیم . ما در این بازی فهمیدیم که از چه راهی باید به گل برسیم و چطور باید دفاع کنیم .
به غیر از هدفی که تشریح کردید نقاط ضعف تیم را در کجاها دیدید ؟
ببینید تیم ما هماهنگی کمی با هم داشت و ما باید در این مدت کار بکنیم تا به هماهنگی بیشتری در کار گروهی برسیم . مثلآ نیکبخت را که در تیم خودش در خط حمله بازی می کرد ما او را در خط دفاع بازی دادیم و در حال حاضر ذهنیت نیکبخت باید برای بازی در این پست آماده شود تا بتواند بهتر در این پست بازی کند . چون می دانید که نیکبخت بازیکنی است حرفه ای با توان بسیار بالا که ما باید به او کمک کنیم که در پست جدید خود به شرایط ایده ال برسد .
ادامه مطلب

این هفته هفتمین مصاحبه از سری گزارشهای حاشیهی فوتبال ایران در مجله چلچراغ چاپ شد و این مصاحبهها، در حالی که قرار بود هشت هفته ادامه داشته باشند، به پایان رسید.
این مصاحبهها ، که از سال 84-1382 تنظیم شدند، در نشان دادن نمایی کلی از حاشیههای سالهای ناکامی فوتبال ایران موفق بودهاند و میرمیرانی اگرچه با سوالهایی کلی به پیشباز مصاحبهشوندگان رفت اما خوانندگان را به نزدیکی حقیقت میبرد.
حاشیهها همیشه آن طرف خط قرمز هستند و برای اینکه به آنها برسی تو هم باید از خط قرمز عبور کنی؛ داستان به همین سادگیست. اگرچه برخیها سعی کردند شفاف صحبت نکنند و یا از فردی اسم نبرند، اما با این حال نیز مصاحبهها موفق بوده اند و من، میرمیرانی را به خاطر تلاش برای نشان دادن پشت صحنهی فوتبال ایران تحسین میکنم.
« نمیشود گفت، نمیشود برایتان توضیح بدهم، چون شما هم نمیتوانید آن را چاپ کنید.»
قسمتی از مصاحبه ناصر حجازی
پینوشت:
البته چلچراغ بعضی از مصاحبه ها را بر روی سایتش قرار نداده است، تنها این سه مصاحبه را بر روی سایت مجله پیدا کردم. امیدوارم آخرین مصاحبه را بگذارند. در ضمن از میرمیرانی عزیز میخواهم که صحبتهای منتشر نشدهی چلنگر در مصاحبه با برانکو را هم روزی منتشر کند، همان « شاید وقتی دیگر» خودش !
صحبت های برانکو در شماره ۲۸۱، قسمتهایی از صحبتهای برانکو در مصاحبه ای بود که در شماره ۱۲۲ چلچراغ چاپ نشده بود. در آرشیو چلچراغ این شماه را هم پیدا نکردم؛ سایت مجله چلچراغ به هیچ عنوان دارای آرشیو مناسبی نیست.

