تبليغاتX
فوتبال احساسی
دوشنبه 24 دی1386
گفت و گو با مجید جلالی درباره تیم ملی
بایگانی شده در فوتبال ملي
 

همزمان با نشست امروز هیات رئیسه‌ی جدید فدراسیون فوتبال با مربیان سابق تیم ملی، با مجید جلالی چند دقیقه‌ای را به گفت و گو نشستم و نظرات او را در مورد وضعیت فوتبال ایران و نتیجه‌ی بررسی‌هایش در مورد استفاده از مربیان ایرانی را جویا شدم.

آقای جلالی چیزی اضافه بر تفکراتش که دیروز در برنا نیوز منتشر شد[+]، عنوان نکرد و تلاش من برای  واکاوی تفکرات آقای جلالی نتیجه‌ای در بر نداشت؛ او سیاستمدارانه چند واژه را پشت سر هم تکرار می‌کرد و اجازه‌ی گفت و گوی بیشتر را از من می‌گرفت.

در میانه‌های گفت و گو، بحث درباره‌ی فوتبال ملی و استفاده از سرمربیان ایرانی را به سمت سطح سرمربیان ایرانی کشیدم و سرانجام در این قسمت بود که تناقضی کوچک میان تفکرات کنونی و قسمتی از سخنان گذشته‌اش پیدا شد. سخنانی که در شماره‌ی 2146 روزنامه‌ی جام جم، 24 آبان‌ماه، به چاپ رسیده بود« از لحاظ انسانی مربیان و بازیکنان خیلی خیلی باهوشی داریم، هر چند برای جهانی‌شدن آنها را تربیت نمی‌کنیم و مربیانی که خیلی باهوش هستنتد استانداردهای بین‌المللی را ندارند. باید این مربیان بگردند، تحقیق و جستجو کنند تا صاحب استانداردهای بین‌المللی شوند.» تناقضی که البته باید بر روی آن بحث کرد و به نظرم تنها یک مورد کوچک است.

او در دقایق پایانی این گفت و گوی کوتاه، بارها از عبارت «این موضوع نیاز به بحث دارد» استفاده کرد و آنقدر در استفاده از این جملات اصرار ورزید که من مجبور شدم گفت و گو را پایان یافته قلمداد کنم و به پایان ببرم. البته باز هم معتقدم که باید بحث‌های مجیدجلالی را دنبال کرد و با تفکرات او بیشتر آشنا شد.

 

آقای جلالی، فوتبال ملی ما در وضعیت زمانی نامناسبی برای تعیین سرمربی جدید قرار گرفته و بار دیگر به سرمربی ایرانی تمایل نشان می‌دهد...

به اعتقاد من آن فرمولی که می‌تواند برای فوتبال خوب باشد ادامه کار توسط تلفیقی از مربیان خودمان و تحت نظارت ، راهنمایی و مدریت فنی یک شخص صاحب نظر، صاحب ایده و صاحب سبک است که در فوتبال دنیا تاثیر گذار باشد. به نظر می‌آید که این فرمول بهتری باشد.


ادامه مطلب
+
13:28 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 13 دی1386
انتخاب سرمربی جدید تیم ملی

   بایگانی شده در فوتبال ملي

 

 

فوتبال ملی ما باز هم در حال تکاپو و بیدار شدن است و حضور در مرحله‌ی مقدماتی جام جهانی، مهمترین دلیل جستجوی زندگی نزد فوتبال ملی‌ ماست. پس از مدتها سردرگمی، سرانجام آرتور جرج با کارنامه‌ای نه چندان موفق قرار است نخستین سرمربی پرتغالی تاریخ فوتبال ملی ایران باشد و سکان هدایت این تیم را بر عهده بگیرد؛ انتخابی که البته حرف و حدیث‌های زیادی را به همراه داشته است.

این تنها انتخاب غیرقابل پیش بینی فدراسیونهای فوتبال آسیایی نیست؛ اگر به سرمربی دیگر تیم‌های آسیایی دقت کنیم نیز به نامهای چندان مشهوری برخورد نمی‌کنیم.استرالیایی‌ها که از قبل از بازی سومشان در برابر تایلند در جام ملتها عنوان کرده بودند که پس از این مسابقات گراهام آرنولد را به تیم‌های پایه می‌فرستند و سرمربی جدیدی را انتخاب می‌کنند، با توجه به امکانات مادی بسیار خوب و وقت زیادی که در اختیار داشتند سرانجام با وربیک، هلندی جوان و نه چندان مشهور، به توافق رسیدند. کره‌جنوبی نیز که با استعفای وربیک در پایان جام ملت‌ها نیمکت رهبریش را خالی از سرمربی می‌دید تصمیم گرفت این نیمکت را پس از چند سال به سرمربی داخلی بسپارد. ژاپن نیز اگرچه برحسب یک حادثه‌ی پیش‌بینی‌ نشده سرمربی خود را از دست داد همانند رقیب سنتی‌اش ،کره‌ی جنوبی، در فرصت کوتاه باقیمانده علاقه‌ای به استفاده از سرمربی غیربومی نشان نداد و همانند آنها یک سرمربی بومی را جانشین سرمربی غیربومی خود کرد.

از زمان پایان جام ملت‌ها تقریبن تمام تیم‌های آسیایی پس از آنکه سرمربی خود را از دست دادند، از چرخه‌ی "بومی به جای غیر بومی" و یا "غیر بومی به جای بومی" استفاده کردند و هرچه زمان انتخاب سرمربی تیم ملی تنگ‌تر ‌شد تصمیم‌شان بیشتر به سمت مربیان بومی و یا سرمربی غیربومی آشنا به فوتبال آسیا رفت.

عراق و البته تیم نه چندان مطرح سوریه از این قاعده جدا بودند. عراقی‌ها که برخلاف تصور همگان جام قهرمانی آسیا را در پایان جام ملت‌ها بالای سر بردند، با داشتن وقت کافی برای انتخاب سرمربی، هدایت تیمشان را به سرمربی نروژی سپردند؛ سوریه اما تنها تیمی بود که در زمان کم باقیمانده تا اعلام لیست بازیکنان به فیفا از سرمربی ناآشنا به فوتبال آسیا و غیر بومی استفاده کرد.

در کشور ما نیز همانند چند سال گذشته این چرخه رعایت شد و امیر قلعه‌نویی جای خودش را به سرمربی غیر بومی داد. البته انجام این چرخه در زمان کنونی نسبت به دفعات قبل تقریبن برتری خاصی نداشت و حتی با توجه به زمان کم باقیمانده برای انتخاب سرمربی، این چرخه نسبت به دفعه‌های قبل در موقعیت بدتری قرار گرفت. آرتور جرج همانند دیگر انتخاب‌های تیم‌های آسیایی شاید تنها یک مزیت به لیست 4 نفره‌ی کمیته ی انتقالی داشت و آنهم حضور در فوتبال آسیا بود؛ حضوری که البته همانند حضورش در تیم‌های ملی سوییس، پرتغال و کامرون چندان درخشان هم نبود؛ البته نباید فراموش کنیم که جرج با کامرون کمتر از یکی دو دقیقه با جام جهانی فاصله داشت اما نتوانست با این تیم به جام جهانی راه یابد.

"اگر شما سرمربی تیم ملی کامرون باشید و در دقیقه ی نود و پنجم آخرین دیدارتان که با نتیجه‌ی مساوی در جریان بوده و درحالی که شما به گل احتیاج دارید و داور به سود شما یک پنالتی گرفته است، ضربه را به چه کسی می‌دهید؟ به ساموئل اتوو، آقای گل لالیگا، یا پیر وومه، دفاع چپ تیمتان؟" البته کادر فنی کامرون، با پنالتی زدن وومه مخالفتی نکرد و او با بیرون زدن این توپ، مانع از حضور تیم کامرون در جام‌جهانی 2006 شد، موضوعی که تنها آرتور جرج می تواند از آن برایمان صحبت کند.

 پیوست:

  «كفاشيان» و «شهنازى» خواهان به تعويق افتادن عقد قرارداد با سرمربى تيم ملى شدند

  علي آبادي: کميته انتقالي با آرتور جورج قرارداد ببندد 

  اينديپندنت؛ ژورژه تومور مغزي داشت

 

 پی نوشت:

بعضی مواقع عمو سبیلوی اخمو هم سبیلش را از ته می زند. آرتور جرج در ویدیویی که امروز  Info Sport  پخش کرد سیبیل نداشت!

+
18:46 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 5 دی1386
«نود»ی فراتر از فوتبال

  بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه

نیمه اول تمام شد، با یک « خواهش می‌کنم» محکم از یک مدیر با تدبیر در جواب تشکر "عادل" برای حضور در برنامه نود؛ مدیر سیاستمداری که به خوبی جو عمومی را با خود همراه کرد.

مدیر فاتح ، صفایی فراهانی، اگرچه بارها با خنده‌های طعنه‌آمیزش از ماجراهای محرمانه پشت پرده خبر داد اما باز هم مسائل بسیاری را نگفته گذاشت و برنده‌ی قاطع داستان نبود. او برای چند مسئله مانند  قول دادن به فیفا نتوانست شفاف صحبت کند ولی با این حال فراهانی چنان با سیاست به سوالات و تهمت‌ها پاسخ داد که اکنون کمتر فردی رای به گناهکاری او می‌دهد.

فراهانی که نسبت به سالهای حضورش در فدراسیون کمی سالخورده تر نشان می‌داد اما همان مرد سیاست‌مدار و با تجربه‌ای بود که انتظار می‌رفت. کمی سکوت، کمی خنده‌ی با طعنه و البته صحبت‌های قانع کننده ؛ این شیوه‌ی پاسخ صفایی به اتهامات نسبتن بی‌پایه و اساسی بود که به او نسبت داده شده بود.

نود این هفته موضوعی فراتر از فوتبال داشت؛ یک نیمه دو ساعته و پانزده دقیقه‌ای که اگر چه به تمام ابهامات پرونده‌ی نمایندگان فیفا و سازمان تربیت بدنی پاسخ نداد اما با پیروزی صفایی به پایان رسید. نیمه‌ی اول تمام شد اما آیا سازمان  میدان افکار عمومی را بازنده ترک خواهد کرد؟ نیمه‌ی دوم شاید جنجالی‌تر از نیمه‌ی اول باشد...

پیوست:

   لینک‌های خبری سایت بالاترین

پی‌نوشت:

تمام تلاشم را انجام دادم که در کمترین زمان تمام دو ساعت و پانزده دقیقه مناظره را در یوتوپ آپلود کنم، اما نشد. پس از این ماجرا تصمیم گرفتم در 6 قسمت که مجموعن 17 دقیقه از مناظره را پوشش می‌دهد این کار را انجام دهم؛ اگرچه هنوز هم معتقدم این تمام ماجرای برنامه نود نبود.

در ضمن مشکلات احتمالی در تصاویر را به حساب نداشتن وقت و عجله بگذارید. با رفتن بر روی ادامه متن بقیه ویدیوها را مشاهده نمایید.

 

قسمت اول – صفایی فراهانی به موضوع دیرکرد در اطلاع رسانی نامه فیفا به سازمان پاسخ می‌دهد. (مدت ۳ دقیقه)

 

 


ادامه مطلب
+
21:30 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com