بایگانی شده در به مرکز فوتبال و به شعاع حاشیه
پس از آنکه برنامه دیشب 90، قسمتهایی از درگیری اکبر میثاقیان با بازیکن راهآهن را بر نیمکت ورزشگاه آزادی نشان داد، امروز خبرگزاری مهر به نکوهش این حرکت برنامه 90 پرداخت و رفتار عادل فردوسیپور در قبال پخش این صحنهها را سرزنش کرد[+].
نقد خبرگزاری مهر را تنها بر یک موضوع میپسندم. در اینکه عادل نمایش به راه میاندازد و «تنور خود را با جنجال و حاشیه داغ میکند» شکی نیست. کافیست به صدای عادل در توصیف این لحظات توجه کنید تا دریابید که او یک نمایش به راه انداخته است، نمایشی که حتی در اجرای آن احساساتش بر او غلبه میکند« اینجا اکبر میثاقیان بطری آب رو بر میداره... اینجا پرت میکنه، یه دونه میزنه تو سر بازیکن حریف[!]، یه لگد هم میزنه»
اگر از دیدی بنگریم که برنامه نود قرار نیست بهجای برنامهریزان فوتبال ایران فعالیت کند و وظیفهی این برنامه نیست که مشکلی از مشکلات فوتبال ایران را حل کند، این برنامه موفق است؛ دیدگاهی که خلاف دیدگاه نویسندهی خبریست که بر خروجی خبرگزاری مهر قرار گرفته است. باید توجه کرد که عادل تنها یک مجری تلویزیونیست و نباید با دیدگاه سنتی با او برخورد شود.
اینکه ناصر حجازی دوست دارد برای هزارمین بار با کنایه اعلام کند که برنامهی سه سالهای ندارد، به عادل مربوط نمیشود؛ عادل به عنوان یک مجری وظیفه دارد که حرفهای حجازی را برای بینندگان حلاجی کند و اگر این کار را انجام ندهد باید امتیازی منفی به او داد. عادل به عنوان یک مجری و یا گزارشگر دارای این حسن برجسته است که به خوبی میتواند حرفها یا صحنهها را متوجه شود و در کمترین زمان ممکن با بیان سریع کلمات به دیگران انتقال دهد؛ ویژگی خاصی که در دیگر مجریان و گزارشگران برنامههای ورزشی به این شدت وجود ندارد.
عادل نسبت به گذشته[+] شیوهی دلپذیرتری در اجرا و ساخت برنامه نود پیش گرفته و باید به او تبریک گفت، شیوهای که باز هم باید بهبود داده شود.
پی نوشت:
من هیچ وقت اون روز منظورم این نبود [+] که برنامه نود رو از روی برنامه La Domenice Sportivaکپی کردند! [+ ، +]
«از دست دادن فرصتهاي گلزني براي مهاجم، يك موضوع طبيعي است» این جملههای آرش برهانی در پایان دیدار استقلال و سایپاست[+]، جملههایی که چندان درست به نظر نمیرسد. مهاجم توانای استقلال در روز تولدش از 4 موقعیت گلی که نصیبش شد، تنها یک "گل" را به نام خودش ثبت کرد.
برهانی از دقیقهی سی به بعد دیدار جمعه، در هیچکدام از نبردهای تن به تن و نیز استفاده از موقعیتهایش پیروز نبود. اگرچه این موضوع تفکر نامناسب نیمکت فنی را نیز در استفاده از برهانی میرساند اما او خواسته یا ناخواسته افت کرده و از روزهای اوجش فاصله گرفته است. روزهای اوجی که قلهاش روز بازی پاس و العین بود...
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
به مانند همیشه پس از شکست تیم ملی فوتبال، کمیتهای جهت بررسی دلایل شکست این تیم تشکیل شد و این کمیته امروز نتایج بررسی خود را اعلام نمود[+].
در نتایج بررسی این کمیته به موضوعات جالبی برمیخوریم. اینکه چطور این کمیته شرایط تیم ملی ایران در مسابقات مقدماتی جام ملتها را پس از حذف جامجهانی دشوار ارزیابی میکند جای تامل دارد.
کادر فنی داخلی در حالی تیم را تحویل گرفت که تیم ایران در زمان برانکو بازی نخستش را با پیروزی پشتسر گذاشته بود و حتی با قبول دو شکست مقابل کرهجنوبی و برتری مقابل تیم نه چندان مطرح سوریه در دو دیدار رفت و برگشت هم میتوانست به عنوان تیم دوم به این مسابقات گام نهد. اینکه تیم ایران با کادر جدید نتوانست در بازی نخستش مقابل سوریه انتظارها را برآورده کند و تیم را در حالت دشوار صعود قرار داد، به کادر فنی گذشته مربوط نمیشود و کمیته بررسی بهتر بود در گزارش ناقص خود به موقعیت زمانی رویدادها توجه بیشتری میکرد.
تیم ایران در دو بازی نخستش برابر سوریه و کرهجنوبی در حد یک تیم معمولی بود و شروعی با اضطراب داشت و حتی در خطر حذف هم قرار گرفت، پس دیدن جملاتی همانند «خوشبختانه، نتیجه اعتماد به کادر فنی در آن شرایط نتیجه خوبی داشت و تیم ملی ایران با اقتدار به عنوان تیم اول و بدون هیچـگونه اضطراب و اما و اگر صعود کرد» بیشتر شبیه یک شوخیست!
مشخص نیست که به چه عنوان کمیته بررسیکننده شکست تیم ملی ایران سعی میکند در گزارشش از تعلیق فوتبال ایران و ناکامی در ردههای سنی مختلف سخن بگوید. تعلیق فوتبال ایران و ناکامی در ردههای سنی مختلف هیچگونه نقشی در شکست فوتبال ایران در جامملتها نداشت و استفاده ابزاری از تعلیق فوتبال ایران و این ناکامیها در گزارش، بیشتر مقدمهچینی و فضاسازی کمیته برای بیان شکست مفتضحانه تیم ملی به نظر میسد.
این کمیته در بیان دلایل شکست تیم ایران، تمام سعی خود را نمود تا حقایق را بهگونهای برزبان بیاورد که موجب دلخوری جریانی خاص نشود و برای این منظور دو دلیل از سیزده دلیل ناکامی تیم ایران و به طور اختصاصی نخستین و دومین دلیل آن، بیشتر یک عامل تشویقی برای کادر فنی به حساب میآیند و از آنها نمیتوان به عنوان دلیل شکست یاد کرد.
از 11 عامل موثر بعدی در شکست تیم ایران، 8 مورد به کادر فنی و بهخصوص سرمربی تیم ملی، امیر قلعهنویی، باز میگردد که با حسابی سرانگشتی هم میتوان به نقش موثر کادر فنی در ناکامی تیم ایران رسید. با این حساب، آیا هنوز هم ادامه همکاری با کادر فنی بازندهی جام ملتها به صلاح فوتبال ملی ست؟
آن شب تاریخی را از یاد نمیبرم، شب فینال لیگ قهرمانان 2000-1999؛ شبی که در شوک و سکوت جلوی تلویزیون نشسته بودم و منتظر دیدن شادی بایرنیها در پایان بازی بودم. اما یک معجزه همه چیز را عوض کرد.
منچستریها در لحظات تلف شده ابتدا بازی را به تساوی کشاندند و در ادامه، در حالی که امیدوارانه آماده میشدم وقت اضافه را تماشا کنم، با گل اوله گنار سولشیر همه چیز را تمام کردند. تیم رویایی منچستر فینال را هم برد تا نمایش درخشانش در لیگ قهرمانان را رویایی به اتمام برساند.
دیروز اما بازیکن دوستداشتنی منچستر و زنندهی گل پیروزی بخش فینال لیگ قهرمانان به علت مصدومیتهای مجدد [+] از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. "ذخیره طلایی منچستر" لقب جاودانهی سولشیر برای همیشه از آن او خواهد ماند چرا که او پس از به میدان آمدن در میانههای دیدار، 28 بار برای منچستر گلزنی کرد و از این جهت در باشگاه بیهمتاست.

