بایگانی شده در فوتبال ملي
حذف ایران از جام ملتها را نمی توان به حساب تقدیر نوشت، بلکه این نتیجه ی لجبازی احمقانه ای بود که سازمان تربیت بدنی آغاز کرد و آثارش نیز همچنان پا برجاست؛ ماجرای تمدید قرارداد کادر فنی اکنون به مراحل جالبتری رسیده است.
ناصر ابراهیمی امروز در مصاحبه اش [+] عنوان کرد که تمام اعضای کادر فنی به جز افشین پیروانی به طور یک طرفه قرارداد خود را با فدراسیون فوتبال ایران تمدید کرده اند و در واکنش به صحبتهای صفایی فراهانی [+] ادامه داد:« رئيس كميته انتقالي نميتواند براي مربيان تيم ملي تعيين تكليف كنند.»
بیان چنین اظهار نظری از مرد موسپید کادر فنی باید عجیب باشد، از فردی که در جمله های بعدی مصاحبه اش از وجود چند پیشنهاد مربیگری تیمهای داخلی صحبت می کند که به خاطر تیم ملی به آنها جواب رد داده است. مشخص نیست که بعد از افتضاح جام ملتها چرا ناصر ابراهیمی، فردی که حتی در این سن و سال نمی داند باید چه حالتی را در هنگام نواخته شدن سرود ملی به خود بگیرد، و دیگر اعضای کادر فنی تصمیم به استعفا ندارند و به تیم ملی چسبیده اند.
آیا رییس جدید فدراسیون فوتبال به کادر بازنده اعتماد خواهد کرد یا پایان داستان فرا خواهد رسید؟ تنها باید امیدوار بود که اعتمادی اجباری در کار نباشد!
پیوست:
چه كسي قرارداد قلعه نويي را تمديد كرده است؟ - اعتماد ملی - محمد شهرابي
پی نوشت:
در سفرم تا ۲ روز دیگر.
بایگانی شده در جام ملتهای آسیا 2007
5 دقیقهی پایانی برنامهی پریشب جامچهاردهم یک جنجال تمام عیار بود، درست همان لحظاتی که عادل فردوسیپور از امیر قلعهنویی خواست که از سمت سرمربیگری تیم ملی استعفا کند و امیر قلعهنویی با بیادبی مخصوصش جواب عادل را داد.
هیچ یادداشتی بر این چند دقیقه گویاتر از تصاویر این لحظات نیست، با دقت به امیر قلعهنویی و صحبتها و شیرینکاریهای این مرد بازنده توجه کنید.
شیرینکاری های امیر قلعهنویی حتی در هنگام تیتراژ برنامه نیز ادامه پیدا کرد، همان لحظات خداحافظی عادل از بینندگان تلویزیونی:
عادل فردوسی: (از) عواملی که کمک کردند در این چندین و چند روز، صمیمانه به ما کمک کردند ازشون تشکر میکنیم ، تمام کم و کاستیها را بذارید به حساب ما، یعنی من در واقع؛ به اتفاق جناب امیر حاج رضایی...
امیر قلعهنویی: شما هم باید استعفا بدید...
عادل فردوسیپور: باشه منم استعفا میدم آقای قلعهنویی، هرگاه من به این جمعبندی رسیدم که تمام این تقصیرها به گردن من بوده حتمن استعفا میدم؛ شک نکنید؛ خدانگهدارتون...
پیوست:
سرودی برای باخت تیم ایران – منبع
جام چهاردهم نیز به پایان رسید و تیم عراق در فینال مسابقات توانست عربستان را مقتدرانه از پیش رو بردارد؛ و شاستگیاش در قهرمانی این جام را آشکارا نشان دهد.
اگر چه ای.اف.سی برای این انجام مناسب این مسابقات تلاش بسیاری انجام داد اما باز هم این مسابقات کمبودهای فراوانی داشت، از پخش تلویزیونی مسابقات گرفته تا سایت مسابقات و نحوهی اهدای جام.
کارگردانهای تلویزیونی این مسابقات در هنگام پخش مسابقات اشتباهات فراوانی را انجام دادند و به نظر من نتوانستند حاشیه های بازیها را به خوبی برای تماشاگران فوتبال به تصویر بکشند. کارگردانی متفاوت در هر کدام از چهار کشور میزبان کاملن به چشم آمد.
سایت مسابقات هم با اینکه برای نخستین بار به چندین زبان اخبار مسابقات را پوشش میداد اما به هیچ عنوان نتوانست برآوردهکنندهی نیازهای تماشاگران فوتبال باشد، سبک بررسی تیمها و مصاحبه با بازیکنان آنها اصلن در سطح این مسابقات نبود و یکی از ضعیفترین اطلاعرسانیهای تورنمنتهای معتبر به شمار میرفت.
روز اهدای جام نیز یکی از بدترین روزهای ای.اف.سی بود، همانند دوره گذشته کمبودها به چشم آمد و ای.اف.سی در این قسمت نیز بسیار ضعیف عمل کرد. تک بودن جایزهی بهترین گلزن مسابقات، همانند دورهی گذشته، این بار بیشتر از دورهی قبل دردسرآفرین شد. در هنگام اهدای جام به القحطانی، که به همراه یونس محمود و تاکاهارا جام را با چهار گل زده به پایان بردند، یونس محمود با حالتی متعجب به روی سکوی اهدای جوایز رفت و تنها با پادرمیانی یکی از مسئولین مسابقات آرام شد و لبخند به لبانش برگشت. نحوهی بلند کردن جام قهرمانی توسط یونس محمود هم کمی عجیب بود، انگار عراقیها با بلندکردن جام غریبه بودند.
به قول مجری العراقیه « عراق اکنون آقای آسیاست»؛ باید این حقیقت را باور کرد که آنها شایستهی قهرمانی بودند و به آرزویشان نیز رسیدند. عراقیها دیروز در نقاط مختلف جهان روز شادی را گذراندند و تمام قوم های این کشور به شادمانی پرداختند. هرچند که فکر نمیکنم دیگر بزرگان کرد، هوار ملا محمد کرد را به خاطر انداختن پرچم رسمی عراق بر دوشش در پایان دیدار دیروز ملامت کنند و در نمای باز شادمانی مردم در شهر سلیمانیه، تنها پرچم رسمی عراق در دستان مردم بود اما در همین شهر (سلیمانیه)، کردها هنوز دوست دارند پرچم کردستان پسزمینهی اصلی مصاحبههای تلویزیونی پس از قهرمانی کشورشان باشد و آن را در کنار پرچم عراق قرار دهند. دیروز در زمین مسابقه اما، «عراق واحد» فینال را برده بود...
پیوست:
زنده باد فوتبال – روزنامه شرق – پژمان راهبر
كاپيتان عراق: براي جبران فداكاري يك مادر چارهاي جز قهرماني نداشتيم
نخستین باری که بازی تیم ملی عراق را دیدم هنوز در خاطرم هست، دقیقن نمیدانم سال چند بود، فکر میکنم بچهای پنج یا شش ساله بودم.
خاطرهی خوشی نیست ولی هنوز آن لحظات را به یاد دارم. چشمان خیس مادرم را، که بازی ایران و عراق را تماشا میکرد و با شکوه از رد و بدل شدن دستهی گل میان کاپیتان های دو کشور میگفت به کاپیتان تیم کشوری که جوانان ما را کشت دسته گل دادیم.
امروز و به دور از این خاطرهی تلخ، من طرفدار تیم عراق هستم و به جرات میتوانم بگویم که عربستان برای قهرمانی کار سختی پیش رو دارد. بسیار دوست دارم که عراقیها بازی فینال را با پیروزی به پایان برسانند و شادی برای ساعاتی هرچند کوتاه عراق را فرابگیرد.
عراق سال 2007 مشابهتهای فراوانی با تیم ایران سال 1996 دارد، از نحوهی بازی و اینکه انگیزهی فراوانی برای پیروزی دارند. نسل طلایی فوتبال عراق در حال به بار نشستن است و مطلبم برای روزنامه اعتماد ملی به این موضوع اشاره دارد:
اعتماد ملی - «مهدی کریم» ،هافبک راست تیم عراق، نخستین بازیکن از جمع بازیکنان این تیم است که تجربهی بازی در اروپا را پیدا کرد اما او هنوز نتوانسته شرایط بازیکردن فوتبال در عراق را فراموش کند. او آنچنان به بازی در زمینهای ناهموار عراق عادت کرده که در هنگام سانتر کردن همواره سرش رو به پایین است و دو سال بازی در باشگاه قبرسی آپولون لیماسول نیز سبب فراموشی این عادت نشده است.
مهدی که از دوازده سالگی فوتبالش را در تیمهای عراقی شروع کرده و ده سال در این تیمها به بازی پرداخته است، با بازی در تیم فوتبال المپیک عراق خودش را مطرح کرد و توانست به کمک بسیاری دیگر از همبازیان کنونیاش در تیم ملی عراق، به مرحلهی نیمهنهایی المپیک آتن راه یابد و دوران تازه ای را در فوتبال این کشور رقم بزند؛ حضور در فینال جام ملتها نیز ادامهی روند پیشرفت همنسلان مهدی کریمست.
نسل تازهی فوتبال عراق تاکنون دو شادمانی بزرگ را به ملت جنگزدهی عراق هدیه کرده است. نخستین بار در سه سال قبل و بازیهای المپیک و اینبار در مسابقات جام ملتهایآسیا؛ اما هدیهی دوم بازیکنان عراقی به نظر میرسد که از اهمیت بیشتری نسبت به نخستین هدیه برخوردار باشد.
در کنار شادمانی یک ملت که تاکنون انگیزهی فراوانی به بازیکنان عراقی دادهاست، رویای حضور در باشگاههای اروپایی نیز سبب میشود که انگیزهی آنها چند برابر شود. تاکنون فوتبال عراق بازیکنی نداشته است که در یک لیگ مطرح اروپایی بازی کند اما نسل کنونی فوتبال این کشور این سد را نیز خواهد شکست.
هوار ملا محمد بازیکن کرد تیم ملی عراق در اینباره میگوید: « بسیاری از نمایندگان باشگاههای اروپایی بازیهای ما را تماشا میکنند و هر کسی می خواهد بهترین بازیش را انجام دهد.» هوار محمد نیز از بازیکنانیست که در تیم المپیک عراق بازی میکرد و بازی در اروپا را نیز تجربه کرده است. او در آپولون همبازی مهدی کریم بوده و اکنون نیز در شرف پیوستن به یک تیم مطرح اروپایی قرار دارد. او در وبسایت محقر و کوچکش عنوان میکند که دو تیم از لیگ برتر انگلستان به دنبال او هستند و رسانههای عراقی به نقل از برادرش، این دو تیم را آرسنال و ساندرلند معرفی میکنند. نشاط اکرم دیگر بازیکن تیم سابق المپیک عراق نیز اکنون از دو باشگاه الزمالک مصر و ساندرلند انگلستان پیشنهاد دارد و به احتمال فراوان فصل بعد را در یکی از این دو تیم بازی خواهد کرد.
نخستین باری که جامملتهای آسیا ویترین فروش بازیکنان با استعداد شد به یازده سال پیش باز میگردد که سه بازیکن تیم ملی ایران به بوندسلیگا راه پیدا کردند و درهای تازهای را بر روی فوتبال آسیا گشودند. بعدها این سه بازیکن یکی از ارکان صعود تیم ایران به جامجهانی 1998 بودند، آیا داستانی مشابه برای عراقیها اتفاق خواهد افتاد؟

