سايت جديد وحيد هاشميان، آنطوري كه عنوان ميشود، در چند مدت آينده كار خود را آغاز ميكند. اين سايت كه ابتدا قرار بود به صورت يك خبرگزاري ورزشي( فوتبالي) به 3 زبان انگليسي، فارسي و آلماني خدماتش را ارائه دهد، اكنون نيز در سطحي پايينتر اين هدف را دنبال خواهد كرد اما وجود خبرگزاري قدرتمندي چون فوتبالايران كه بسياري از نيازهاي خبريجامعهي فوتبالي را شناسايي كرده و تامين ميكند، هيچ جاي اميدواري به سايت جديد آقاي هاشميان نيست.
وحيد هاشميان، كه اگر بازيكنان ايراني را بر اساس اخلاق و رفتار حرفهايشان طبقه بندي كنيم در سطحي بسيار بالا قرار ميگيرد، در ايجاد سايت جديد نتوانست حرفهاي بودنش را به نمايش بگذارد و به مانند يك آماتور بر سر درك مسائلي پيش پا افتاده مغلوب شد.
وحيد هاشميان ميتوانست با ايجاد يك خبرگزاري مدرن فوتبالي، تحولي عظيم در صنعت خبري كشور ايجاد كند، حيف كه نتوانست...
ادامه مطلب
معمولآ ورزشهايي به غير از فوتبال را كمتر پيگيري ميكنم، اما همين چند وقت پيش اميرخان عليزاده از ارغوان نوشته بود، در وبلاگش و در روزنامه اعتماد ملی. حس خاصي به من دست داد. اگرچه حمايت معنوي در بسياري از اوقات نمي تواند جاي خالي پول را در زندگي انسان پر كند اما هزاران ايراني اكنون نتايج ارغوان را دنبال خواهند كرد و همراه او شادمان يا ناراحت خواهند شد.
دربارهي ارغوان مدتها پيش چند مطلب روي اينترنت پيدا كرده و خوانده بودم. ارغوان يك سال پيش بدين صورت در رسانههاي فارسي مطرح نشده بود و نتوانستم حتي يك مصاحبه از او پيدا كنم، چند خبر كوتاه تنها چيزهايي بود كه من توانستم از ارغوان به زبان فارسي بيايم، همين چند خبر كوتاه هم ميتوانست كافي باشد براي شناختن پديدهي جديد ايرانيالاصل تنيس زنان جهان.
براي الناز نيز از ارغوان صحبت كردم. الناز توپجمعكن تنيس اوپن استراليا در سال گذشته (و شايد هم در دو سال گذشته) بوده است. با يادداشتي كه از ارغوان به او داده بودم، نام تنيسور ايراني در خاطرش مانده بود و به طور اتفاقي در تنيس اوپن استراليا با او ملاقات كرد، با ارغوان و خانوادهاش.
ادامه مطلب
كالچيو بعد از مدتها وقفه امروز آغاز ميشود، البته بدون يوونتوس. با مدعياني مانند اينتر، رم و البته ميلان.
اما يوونتوس همچنان بزرگ است، حتي در سري B . نميتوان اين تيم را ناديده گرفت، حداقل شبكههاي دولتي ايتاليا اخبار اين تيم را ناديده نخواهد گرفت. شبكههاي RAI كه صفحه اي مخصوص براي هر تيم سري A در ميان صفحههاي ورزشي تلهتكست خود دارند، در حركتي اختصاصي امسال يك صفحه را نیز به تيمي از سري B اختصاص داده اند، به يوونتوس ...
در فوتبال حرفهاي كنوني، «نتيجه» مهمترين فاكتوريست كه بايد به آن توجه شود؛ در فوتبالي كه با تزريق بيرويهي پول و تبديل كردن يك بازيكن به ماشيني پولساز، اخلاق به تدريج فراموش ميشود، « پيروزي به هر شكل ممكن» نيز به يكي از اركان آن تبديل شده است. يك برد بر پايهي حركات ناجوانمردانه ممكن است در حالت قدرت پاياپاي دو تيم، با حقه و كلك شكل بگيرد و يا در حالت برتري مطلق يكي از دو تيم، با تحقير تيم حريف اتفاق افتد.
بله، تحقير تيم حريف، تيمي كه ممكن است نمايندهي يك ملت باشد و احساسات ميليونها انسان را جريحهدار سازد. مهمترين ديداري كه در آن يك تيم فوتبال تحقير شد به يورو 2000 باز ميگردد. ديدار آلمان – پرتغال در روز سوم گروه A؛ درحالي كه پيش از آغاز ديدار پرتغاليها صعودشان را قطعي كردهبودند و در اين ديدار با تركيب ذخيره حاضر شده بودند، و در حالي كه بعد از آتش بازي سرجيو كنسيسائو كه با هتتريكش پرتغاليها را سه بر صفر پيش انداخته بود؛ امبرتو كوئليو ، سرمربي پرتغال تصميم گرفت دروازهبان سوم تيمش را به ميدان بفرستد؛ اين عمل تنها ميتوانست يك پيام براي بازيكنان تيم آلمان داشته باشد و آن تحقير كردن آنها بود.
ادامه مطلب
شب فيفا هم جزو بهترين شبهاي زندگي آدم است! ميتواني كلي فوتبال ببيني، اگر خوششانس باشي بازيهاي چند قاره را با هم نگاه ميكني. ديدار ايران - سوريه را مثلآ ميتواني با آلمان - سان مارينو مقايسه كني تا حالت از فوتبال به هم بخورد! مثلآ كافيست ببيني كه وحيد هاشميان در يك ضد حمله 3 بازيكن تيم حريف را دريبل ميزند اما چون بازيكني حوصلهي دويدن ندارد، وحيد مجبور ميشود پاس يه عقب دهد و بازيكنان ايران هم از خير ضد حمله ميگذرند! در آنطرف آلمان از پرتاب يك اوت دست از ميانههاي ميدان و با ۳ پاس تكضرب[ با احتساب پرتاب اوت] و یک ضربه دروازهي حريف را باز ميكنند. آنها فوتبال بازي ميكنند، چون برنامه دارند و براي انجام برنامه هايشان تلاش ميكنند اما ما هنوز بايد با هم سر و كله بزنيم كه مربي ايراني يا خارجي! اروپاييها و آلمانها واقعآ فوتبال هستند!
نمي دانم الناز اكنون چه حالي دارد! استراليا دو - صفر بازي را به كويت باخته است و الناز هم حتمآ كلي ناراحت است. از حال الناز به خاطر باخت استراليا صحبت نميكنم، ميخواهم حال الناز را بعد از ديدن صحنههاي عقبافتادگي فوتبال آسيا و ديدن وقتكشي عربها در بازي امروز بدانم.
ادامه مطلب
« ديداري كه پايان خوشي هم براي ما داشت...» عادل فردوسيپور ديروز بعد از پايان بازي با كرهي جنوبي در استديو شبكهي جامجم مزه پراكني نميكرد بلكه واقعيت را بيان مينمود. سرمربي ايراني تيم ملي اگر چه بازي به بازي موفقتر نشان ميدهد اما تاكنون چيز خاصي از خود نشان نداده است، بازي با كرهي جنوبي نشان داد كه ما با مربي ايراني هم به دنبال نتيجه خواهيم بود و نه بازي زيبا؛ و اگر مجبور هم باشيم 45 دقيقه در زمين خودمان دفاع ميكنيم. اگر مجبور باشيم برخي دقايق 1-0- 0- 6-3 يا شايد 0-1-6-3 بازي ميكنيم!
نميدانم تا چه زماني بايد به خاطر تعصب ديگران آزرده و ناراحت شويم. كه آنها به خارجيها و به برخي ايراني ها بگويند همهچيزمان ايراني شده است، كه ما همهچيزمان با ايرانيشدن خوب است، كه با « شكستن سمبلهاي برانكو» به ديگران نشان دهند ما چيز ديگري هستيم! بياييد واقع بين باشيم، تعصب بيمورد را كنار بگذاريم كه تعصب بيمورد فايده اش باخت است! بله، امير قلعهنويي ديروز كمي از تعصب هاي بيموردش دست برداشت و موفق هم شد؛ ديروز ابتدا ميرزاپور به ميدان بازگشت و سپس كعبي؛ اين تساوي براي قلعه نويي يك تساوي نبود، بلكه واقعآ يك پيروزي بود. ديروز اگرچه دانش فوتبال بازنده نبود ولي قلعهنويي يك برنده بود.
بازي با كره يك پيام بسيار مهم براي ما داشت، كه ايران همواره ايران است و ترسناك، فرقي نمي كند در چه حال باشد و نام ايران براي قارهي آسيا هنوز بزرگ است و بسيار قابل احترام، اين مورد را اضطراب بازيكنان كره اي به وضوح نشان ميداد. اما آيا با آقاي قلعه نويي ما ميتوانيم به جايگاهي بالاتر از آسيا برسيم؟
ادامه مطلب
Zoom
خط تيره اي در جلوي عبارت « تاريخ اكران»، سايت سينمايي ايران آكتور در ميان سطرهاي معرفي فيلم آفسايد، اين فيلم را اينچنين معرفي مينمايد، خط تيرهاي كه فكر ميكنم تنها رنگ سياه شایسته ی نشان دادن آن است ؛ آفسايد اگرچه تاكنون در سينماهاي كشورهاي مختلف تحسين همگان را برانگيخته و جايزهي خرس نقرهاي جشنوارهي برلين را نيز از آن خود نموده اما هنوز بزرگترين جايزهي خود را نبرده است، « نمايش در سينماهاي ايران» بزرگترين جايزهاي است كه جعفر پناهي آرزو دارد فيلمش آنرا از آن خود كند؛ جايزهاي كه اكنون اهميت آن بيش از هر زمان ديگري به چشم ميآيد.
قبل از ديدن آفسايد چندين نقد مختلف از اين فيلم را خوانده و با جنبههاي گوناگون فيلم آشنا شدهبودم، اما ديدن فيلم حس ديگري به من داد. فيلم يك شاهكار اجتماعي، سياسي ست كه در محيطي ورزشي به تصوير كشيده ميشود. پناهي رويدادي اجتماعي را در روزي ورزشي و با هنرمندي بسيار، با پس زمينهي سياسي به تصوير كشيد.
ديالوگهاي گوناگوني كه ميان سربازها و دختران اسير اتفاق ميافتد و سعي دارد طرز فكرهاي موافق و مخالف حضور دختران در ورزشگاه را به تصوير بكشد، بسيار موفق بودهاند. به «بسيار موفق» تنها به عنوان دو واژه فكر نكنيد، اين موفقيتي بسيار بزرگ براي جعفر پناهيست كه قابليتهاي فراوانش را در فيلم نشان داد و توانست آن طور كه ميخواهد ذهن بيينده را در همان طی نمايش فيلم به جستجوي افكار درست و غلط يك رويداد اجتماعي مشغول سازد.
ادامه مطلب
