تبليغاتX
فوتبال احساسی
یکشنبه 29 مرداد1385
سنت شكني از نوع ايراني
 

  نو شدن فوتبال يكي از مهمترين اثرات جام‌جهاني فوتبال است؛ اثري كه فوتبال ايران را نيز به نسبت دچار تغيير كرده است. اكنون ايراني‌‌ها پرسابقه‌ترين بازيكن خود، علي دايي، را ديگر در تيم ايران نخواهند ديد. علي دايي، كه همواره از حمايت برانكو ايوانكويچ در كنار خود بهره مي‌برد، در سالهاي آخر حضور خود در تيم ايران بيشتر از آنكه به عنوان مهاجمي خطرناك شناخته شود به عنوان كاپيتاني مقتدر در تركيب تيم ايران حضور داشت. اقتدار كاپيتان پيشين تيم ايران در خارج از ميدان مسابقه، در جريان دعوت نشدن ايمان مبعلي به وضوح ديده مي‌شود و از شخصيت مقتدر دايي در بازيهاي ملي سخن مي‌گويد. دايي در داخل ميدان نيز شخصيت محكمي داشت و از توانايي روحي مناسبي براي برخورد با هرگونه اتفاق برخوردار بود و از لحاظ رواني تيم ايران را كنترل مي‌نمود.

 اكنون آنچه در دوران جديد فوتبال ملي ايران بعد از دايي مهم است، يافتن جانشين مناسب او براي هدايت تيم ايران در درون ميدان مسابقه مي‌باشد. طبق سنتي نانوشته در فوتبال ملي ايران، تنها يك معيار براي انتخاب كاپيتان تيم وجود دارد و معيارهايي مانند نظر سرمربي و يا تجربه‌ي ملي هيچ نقشي در انتخاب كاپيتان تيم ملي ايفا نمي‌كنند؛ تنها معيار انتخاب كاپيتان در تيم ايران، «كهن‌سال بودن» مي‌باشد؛ معياري كه در برهه‌ي كنوني دستخوش تغيير شده است و مهدي مهدوي‌كيا اكنون نه به عنوان كهن‌سال‌ترين بازيكن تيم ايران بلكه به عنوان فردي كه داراي بيشترين تجربه‌ي حضور در تيم ملي‌ست، بازوبند را بر بازوي خود مي‌بندد.

سنت‌شكني و شكستن ساختارهاي كهنه در فوتبال ايران كه در مسئله‌ي بازوبند كاپيتاني تيم ملي نمود پيدا كرده‌است، از روحيه‌ي آماده‌ي جامعه‌ي فوتبالي ايران براي پذيرش تحول نيز سخن مي‌گويد. جامعه‌ي فوتبالي ايران برخلاف گذشته كه كهن‌سالترين‌ها را شايسته‌ي بيشترين احترام مي‌دانست و كاپيتاني تيم ايران را بر عهده ي او مي‌گذاشت، اكنون بهترين و شايسته‌ترين را براي كاپيتاني برمي‌گزيند.

 


ادامه مطلب
+
14:2 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 25 مرداد1385
مرسي
 

فرياد زدم، دو و يا شايد هم سه بار، بلند بلند، بلند بلند فرياد زدم « مرسي»، همان لحظه‌اي كه «شابو زياد» گل تساوي تيم سوريه را وارد دروازه‌ي ايران كرده بود، فرياد زدم اما نه از روي شادماني، بلكه از روي درد، احساسم درست همانند همان تماشاگري بود كه پس از شنيدن سوت پايان بازي تكه‌كاغذهاي رنگيش را به هوا پرتاب كرده بود، همان كاغذهايي كه حتمآ براي لحظات شادماني گل دوم ايران نگاهداشته بود، من هم فرياد زده بودم نه از روي خوشحالي بلكه از روي درد.

احتياجي نيست كه بخواهم از نيمكت تيم ايران بنويسم، همه ديدند كه آقاي قلعه نويي براي نيمكت تيم ايران كوچك است و دستيارانش هم كوچك‌تر. اگر برانكو در جام‌جهاني با ديدن دوربين تلويزيوني از جايش بلند مي‌شد و جلب توجه مي‌كرد، بعضي از افراد كادر فني كنوني با ديدن دوربين تلويزيوني در ورزشگاه آزادي و در ديداري كه از سري مسابقات مقدماتي جام ملتهای آسياست، گل از گلشان شكفته مي‌شود و سر ذوق مي‌آيند.


ادامه مطلب
+
23:19 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 17 مرداد1385
يك روز كاملآ ايراني !

همه چيز طبيعي بود و قابل انتظار، از داوري ديدار گرفته تا شيوه‌ي بازي تيم ايران، از ورزشگاه آزادي گرفته تا تشويق تماشاگران همه چيز  قابل انتظار بود و كاملآ ايراني؛ بدون هيچ پيشرفتي نسبت به قبل و حتي در برخي موارد با پسرفتي قابل مشاهده !

نمي‌دانم آقاي مايلي‌كهن اكنون چه نظري در مورد شيوه‌ي بازي تيم ايران دارد، مردي كه تاكتيك تيم ايران در زمان برانكو را فاقد كيفيت مي‌خواند و در برنامه‌اي تلويزيوني عنوان ‌كرد كه تيم ايران از انجام يك كار دو يا سه نفره‌ي تركيبي عاجز بود، اكنون در مورد تيم ايران چه نظري دارد؛ تيم كنوني ايران نيز به دور از انجام اين حركات، بازي امروزش را به پايان برد.

تيم‌مان فرق چنداني نسبت به زمان برانكو نداشته است، شايد تنها فرقش اين باشد كه بازيكنان زيادي به اردو دعوت شده‌اند و يا اينكه تيم مي‌تواند به دور از جوسازي روزنامه‌ها ، به بازي‌هاي تداركاتي با تيم‌هايي مانند امارات بپردازد يا شايد بازيكنان زيادي در هر بازي تعويض مي‌شوند؛ وگرنه من فرق چنداني بين تيم برانكو و قلعه‌نويي نمي‌بينم.


ادامه مطلب
+
21:7 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 13 مرداد1385
محروميت به كدام دليل ؟
 

از همان روزي كه اتحاديه فوتبال انگلستان چشمش را بر روي مصلحت و مصالح ملي بست و ريو فرديناند را براي 8 ماه از حضور در بازيهاي فوتبال محروم كرد، به راحتي مي‌شد فهميد كه نگرش تازه‌اي براي احترام به پاك بودن بازيكنان در زمين فوتبال بوجود آمده است. اتحاديه فوتبال انگلستان با اين كار دقيقآ نگرش مصلحت‌آميز يك فدراسيون يا اتحاديه نسبت به بازيكنان متخلف را در دنياي حرفه‌اي بازنشسته اعلام نمود و آنرا به واژه‌هاي بي‌مصرف شناخته‌شده‌ي فرهنگ فوتبالي اضافه كرد.

ريو فرديناند، كه به عنوان اولين بازيكن فوتبال به علت ندادن تست دوپينگ دچار محروميت شد، بازي برگشت پلي‌آف انگلستان و تركيه از سري مسابقات انتخابي يورو 2004 و نيز مسابقات يورو 2004 را از دست داد تا اتحاديه فوتبال انگلستان به تمامي بازيكنان فوتبال جزيره فهمانده باشد كه ندادن تست دوپينگ چه پيامد‌هايي براي آنان دارد و در اين راه هيچ ملاحظه‌اي هم صورت نخواهد گرفت. اين محروميت در روزهايي اعلام شد كه مايكل اون نيز ديدار پلي اف را به علت آسيب ديدگي از دست داده بود و اين تصميم اتحاديه ممكن بود حتي به قيمت حذف انگلستان در ديدار حساس پلي‌آف يورو 2004 و سرشكستگي فوتبال اين كشور بيانجامد؛ تصميم شديدي كه حمايت و تحسين تمامي طرفداران بازي جوانمردانه را برانگيخته بود.

اما در فوتبال ايران اينچنين عملكردي چندان شناخته شده نيست. در چند روز گذشته و پس از محرز شدن دوپينگ مهدي واعظي، خبر تست ندادن 3 بازيكن بزرگ فوتبال كشور ما پيش از مسابقات جام‌جهاني نيز به گوش ‌رسيد، خبري كه پيامد هولناكي را براي اين بازيكنان رقم مي‌زد؛ گمانه‌زني ها بر روي مدت محروميت اين سه بازيكن از همان روزهاي شنيده شدن اين خبر آغاز شده بود.

 


ادامه مطلب
+
23:28 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه 6 مرداد1385
ایران - مکزیک ، یکبار دیگر

 

 

   آیا ما شایسته ی این‌چنین نتیجه‌ای بودیم؟ از بازی ایران – مکزیک صحبت می‌کنم، از آن دیدار جادو شده و آن نتیجه‌ی ناراحت کننده. دیداری که هزاران حرف و حدیث با خود داشت و هزاران فحش و ناسزا. آيا ما شايسته ي آن نتيجه بوديم؟

 هنگامی که برای بار دوم دیدار ایران - مکزیک را می‌دیدم، تنها حسرت می‌خوردم که چرا  بازی نسبتآ خوبمان در نیمه‌ی اول را ادامه ندادیم و با اشتباه خودمان شکستیم و آن نتیجه را رقم زدیم. ایران بازی نسبتآ خوبی را ارائه کرده بود و تنها یک اتفاق سبب شد که ایران با این نتیجه زمین را ترک کند، بله درست خواندید، تنها یک اتفاق! ایران در این دیدار با بدشانسی مواجه شد! اما آن اتفاق چه‌طور بوجود آمد و  نقش اختلافات درونی، ضعف جسمانی و کمبود تاکتیکی در ایجاد آن اتفاق چه بود را نمی دانم. تنها می‌دانم که ایران در این دیدار بدشانس بود.

 هنگامی که دیدار را برای بار دوم می‌دیدم، چند لحظه‌ی خاص توجه مرا به خود جلب کرد، لحظه ي به ثمر رسيدن گل ها.

 

 


ادامه مطلب
+
15:50 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com