تبليغاتX
فوتبال احساسی
دوشنبه 21 فروردین1385
پایان جدال کان و لمان
 

تبلیغات و فشار خبری یکی از مهمترین عناصر زندگی امروز هستند و نمی توان از تاثیر این موارد در فوتبال چشم پوشی کرد. تنها کافی‌ست که شما بازیکن خوبی باشید، آنگاه تبلیغات بر روی شما تمام نگاه ها را به سمتتان برمی گرداند و اگر بتوانید کمی از این فرصت استفاده کنید، آنگاه شما یک برنده‌ی تمام عیار هستید. اگر خواستید بیشتر متوجه‌ تاثیر این موضوع شوید کافی ست فرض کنید که شما و رقیبتان در یک سطح هستید و او نمی‌تواند از تبلیغات استفاده کند و فشار خبری بر روی شما بیشتر است، خودتان هم در این حالت می‌دانید که رقیبتان یک بازنده است.

یورگن کلینزمن در روز جمعه دروازه‌بان اول تیم ملی آلمان را انتخاب کرد، انتخابی که قرار بود تا 2 ماه دیگر سربسته باقی بماند و اعلام نشود. همانطور که پیش از این تونی شوماخر پیش‌بینی کرده بود، این عنوان به لمان رسید ( هر چند که دیروز شوماخر در اظهار نظری عجیب به دفاع از کان پرداخت) . ینس لمان همان دروازه‌بانی ست که کان بارها او را مورد تمسخر قرار داده بود و واقعآ هم لمان با بازیهایش شایسته‌ی پوشیدن لباس شماره‌ی یک آلمان در جام‌جهانی نشان نمی داد. اما آیا واقعآ  او در این یکی ، دو ماه آنقدر عوض شده است که مرد شماره ی یک ژرمن ها در جام جهانی باشد؟ من برای این پاسخ به این سوال جوابی به جز « نه » نمی‌بینم زیرا اگر چنین فرضی درست باشد پس کان هم می‌توانست در فرصت باقی‌مانده تا پایان لیگ آلمان چنین تغییری را در خود ایجاد کند.


ادامه مطلب
+
21:8 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 17 فروردین1385
سکوت نامه!
 

 

 

بعضی وقت‌ها آدم کم می‌آورد. نه اینکه چیزی برای گفتن نداشته باشد، نه ! آدم بعضی مواقع کم می‌آورد در جایی که افکار دیگران محترمانه نیست!

 امروز [مطابق همیشه] به پارس فوتبال  سری زدم. یک لوگوی فلش ساخته بودند با عنوان Parsfootball-Top 15- Journalists. اسمی از خودم ندیدم. نه اینکه ادعای روزنامه نگاری و فوتبال فهمی‌ام بشود، نه! بحث سر این موارد نیست. من امتحانم را جاهای بسیاری پس داده ام، آنها هم اگر بخواهند می‌دانند که بحث سر این موارد نیست! بحث اینجاست که وقتی به سیستمی یا فردی احترام می‌گذارید، خواستن احترام متقابل امر چندان دور از ذهنی نیست؛ اما افکار دیگران، محترمانه به نظر نمی‌رسد!

هیچ وقت ادعایم نخواهد شد که نوشته ام با نوشته‌ی پژمان نوزاد یا پژمان راهبر یکسان است ( هر چند که آنها دیگر اختصاصی برای پارس‌فوتبال نمی نویسند)، اما پارس‌فوتبال می‌توانست نشان دهد یک تیم نویسندگی دارد و به تمام نویسندگانش یکسان  احترام می گذارد.

باز هم می گویم بحث بر سر من و عدد 16 نیست! بحث سر این است که با ادیت نه چندان جالب دو نوشته‌ی قبلی ام احساس بدی به من دست داده بود و اکنون این احساس قویتر از هر زمان دیگر است.  

 

+
23:0 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 8 فروردین1385
بیش از یک سال گذشت..
 

بیش از یک سال گذشت، چند ساعت بیشتر از یک سال !

 اکنون فوتبال احساسی یک ساله شده است. فوتبال احساسی یک ساله شده است؛ همانند تجربه‌ی نویسندگی‌ام که چند مدت قبل، یک ساله شده بود. در این یک سال روزهای خوبی را گذرانده‌ام، روزهای تلخی را هم! هر چه بود گذشت.

با این خانه‌ی اینترنتی‌ام، پذیرای مهمانان زیادی بودم، افرادی که می‌توانم بسیاری از آنان را دوست بنامم. اینجا پای این کامپیوتر ( همدم تنهایی‌هایم )، لحظه‌ای را تجربه می‌کنم که تاکنون تجربه نکرده بودم.

 

                       یه کیک کوچولوی اینترنتی و فوتهای من و دوستهام!...

 

بیش از یک سال گذشت، چند ساعت بیشتر از یک سال!

 

خب واسه روزهای بعد،خیلی دوست دارم که پروفایل یک‌ساله‌ی چند تا بازیکن رو بنویسم؛ مهدوی‌کیا، کریمی، دایی، هاشمیان. البته شاید یکی از بزرگترین پروژه‌های ورزشی عمرم رو هم تحویل گرفتم تو این مدت، یه حرف‌هایی زده شده ولی هنوز چیزی معلوم نیست که بخوام بهش اشاره کنم.

 

              بر این باورم که

                    فردای سبز از آن ماست...

 

 

+
0:37 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com