تبليغاتX
فوتبال احساسی
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384
تولدم مبارک...

       به نام خداوند رحمتگر مهربان

اول از همه چي سلام به همگي

هر چند كه هيچ درسي رو واسه امتحان پايان ترمم نخوندم و  اين مطلب آخريم هم به نظرم مي تونست بهتر از اين باشه ولي بايد شاد باشم، اگه تقويم فارسي نداريد يا به كارتون نمي آد و نمي تونيد از تاريخ تولد كنار عكسم چيزي بفهميد، بايد بگم كه كمتر از 2 روز ديگه به تولدم مونده، 23 خرداد برابر با13 ژوئن. امسال دوستاي زيادي پيدا كردم و از اين بابت خيلي خوشحالم. فكر كنم 21 ساله مي شم، شوخي نمي كنم بايد حساب كنم ببينم تو چند سالگي مي رم..

از اينا كه بگذريم بايد بگم كه دوس دارم تو بلاگم علاوه بر مطالب فوتبالي كه مي نويسم يه كم از خودم بنويسم، از زندگي روزمره خودم كه البته چون بلاگ رو از حالت فوتبالي خالص خارج مي كنه بايد بيشتر رو اين مورد فكر كنم و بعد تصميم بگيرم ولي به احتمال زياد اين كار رو انجام مي دم ...

بعد اين مطلب ايران- يوگسلاوي، حالا حالاها چيز خاصي براي نوشتن مطلب بلند مد نظر ندارم، البته يه چند تا موضوع هست: چيرو، بكهام و ايران- استراليا. كه اين آخري رو حتمآ مي نويسم البته توي 8 آذرماه تمومش مي كنم. الي بهم قول داده تا بهم كمك كنه، الي تو استراليا زندگي مي كنه و مي تونه بيشتر ما رو تو اون فضا ببره. اين نوشته رو از همين الان به دوست قديميم نغمه تقديم مي كنم، نغمه اي كه دست روزگار ما را جدا از هم كرده ولي خيلي دوسش دارم و اون روز هم روز تولدشه...

واسه امروز بسه ديگه، سعي مي كنم يه كم تغييرات هم توي بلاگم ايجاد كنم و از اين به بعد يه طرح جديدتري داشته باشه، البته اين تغييرات معلوم نيست كي اتفاق بيفته

    همتون رو دوس دارم

    عماد

 

+
0:4 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384
برگ هايي از يك خاطره : ايران - يوگسلاوي

 

... دستان مهدوي كيا رو به بالا باقي مانده ، دايي هم در كنار اوست البته بدون حركتي اعتراض مانند ؛ كارگردان تلويزيون فرانسه باز هم چهره ي دروازه بان يوگسلاوي را از دست نمي دهد: چهره اي ترسان با ته چهره اي شاد . كمي آنطرف تر از اين 3 نفر، ميناوند بهت زده 3 واژه را با فاصله ي زماني كوتاهي بر زبان مي آورد: « واي... واي ،واي » و سپس دستانش را بر روي صورت شوك شده اش مي گذارد. خود ميناوند هم [با حالت شوك شده اش] كم و بيش فهميده كه چه موقعيتي را از دست داده است...

يك دوي عزيزي و دايي در ميانه هاي ميدان يوگسلاوي و سپس پاس عزيزي به جناح چپ، ميناوند را صاحب اين موقعيت كرده است. تيم ايران تنها با 3 پاس دفاع يوگسلاوي بزرگ را به هم مي ريزد و از جريان بازي خارج مي كند. يك سر رو به بالا و دادن چهارمين پاس ، يك پاس تك ضرب رو به جلو ، مي توانست احتمال گل شدن توپ را تا صد در صدر هم افزايش دهد، سر رو به پايين مهرداد در هنگام ضربه اين موقعيت طلايي را از ايراني ها مي گيرد. فرداي مسابقه ، شبكه ي يك تلويزيوني فرانسه براي بارها به نمايش در آوردن و تحليل اين موقعيت از اين مسابقه ، پافشاري مي كند تا اشتياق فراوان آنها نشان از اين داشته باشد كه بازي زيباي ايراني ها آنان را نيز تحت تاثير خود قرار داده است.

مار كوچك ، مانند كافو حمله از گوش ، نبوغ ويژه ،مظهر قدرت و لقب هايي اينچنيني از آن بازيكنان گمنام ايراني در پايان بازيست. در پايان مسابقه اين بازيكنان ايران هستند كه امتيازاتي را به مراتب بالاتر از يوگسلاوها به خود اختصاص داده اند و البته بهترين بازيكن اين ميدان نيز در جمع ايرانيهاست: خداداد عزيزي...


ادامه مطلب
+
0:3 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384
و شبی فراموش نشدنی...
 

امشب مردمان ايران يكي از بهترين شب هاي عمر خود را پشت سر گذاشتند، شادماني تا ساعت هاي پاياني شب در كوچه ها و خيابانها . حس فراموش شده ي مهرباني و همدردي امشب بار ديگر به ايران بازگشت، عكسهاي مداوم و دوربين هاي روشن براي ثبت اين لحظه ها در بيان اين حس ناتوانند. امشب، شبي بود كه ايرانيان خارج از كشور آرزوي بودن در ايران را احساس مي كردند، شبي كه شايد تا مدتها مانند آنرا نتوان ديد...


ادامه مطلب
+
6:3 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384
و این ایران ...

 

…فوتباليست هاي ملي پوش ايراني توانستند در پيش ديدگان هشتاد هزار تماشاگر و رييس جمهوري محبوب ايران، سيد محمد خاتمي، براي اولين بار در ورشگاه آزادي اجازه ي ورود به جام جهاني را به دست بياورند و سومين حضور خود را در جام جهاني جشن بگيرند…

 

احترام همراه با بي احترامي

هنگام نواختن سرود ملي بحرين ، كشوري در خليج تا ابد فارس، رييس جمهوري محبوب ايران به جايگاه خود وارد مي شود، جايگاهي كه او در 3 سال قبل و بازي با ايرلند از نشستن در آن خودداري كرد و بعد ها در يك جمع خصوصي اين كار را اشتباهي بزرگ دانست؛ خاتمي مانند هميشه با خنده هايش مي آيد . بهترين زمان براي خالي كردن خشم بر كثيف ها، آرامش هنگام سرود با تشويق خاتمي شكسته شده است...

 

 


ادامه مطلب
+
2:9 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه سیزدهم خرداد 1384
و شاید کمتر از 1 امتیاز تا جام جهانی...

يك ضربه ي سر تيم سنگين ايران را به گل مي رساند، تنها همين!

 در روزي كه بازي بسته ي تيم كره با كم ميلي ايراني ها براي گلزني روبرو مي شود تنها يك ضربه ي سر به كمك تيم سنگين ايران مي آيد تا آنها هنوز هم شانس اول صعود باشند. رحمان شايد مهمترين گل تاريخ فوتبالش را زده باشد، كسي كه تا چند دقيقه ي قبل از گل كانديداي اخراج بود، گلي را مي زند كه تيم ايران را براي صعود دست نيافتني مي كند. تيم برانكو تيم نيست، آنها 11 نفر هستند كه فردي براي هر كدام يك پست را مشخص كرده است و آنها مجبورند با هم در ارتباط باشند! شايد فوتبال روز دنيا ما را اينچنين پر توقع تربيت كرده باشد...


ادامه مطلب
+
23:40 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه نهم خرداد 1384
و پاياني بر نسل طلايي فوتسال ايران...

...« صعود به كمك زيدان تنها براى اينكه در جام جهانى آلمان (به مانند كره) در دور اول حذف بشويم، هيچ فايده يى ندارد. زيدان ۳۳ ساله ، در برابر انگيزه بالاى ايرلندى ها با مشكل روبرو خواهد شد. در اين صورت زوروى فرانسوى ها مجبور خواهد شد كه با سرافكندگى از تيم ملى كنار برود...» اين جملات دومينيك پانيو بعد از جنجال بازگشت زيدان به تيم ملي فرانسه توسط روزنامه ي اكيپ بود. پانيو به اين باور اعتقاد داشت كه زيدان بهترين زمان را براي خداحافظيش انتخاب كرده است ، خداحافظي بعد از 2 ناكامي بزرگ براي فردي كه به تمام افتخارات ممكن يك بازيگر فوتبال دست پيدا كرده و از اين بابت براي ادامه ي فوتبال مليش انگيزه ي چنداني نداشت، بهترين گزينه ممكن بوده است...

و اما نسل طلايي فوتسال ايران كه 6 بار به قهرماني آسيا دست پيدا كرده ، اكنون در تاريك ترين نقطه ي قله ي روشن سربلندي ايستاده است. حذفي وقاحت بار از جام جهاني براي تيمي كه سنگيني تجربه ي چند ساله ي قهرماني آسيا و حضور در رقابتهاي جهاني را در كوله بارش احساس مي كرد، اولين ناكامي اين تيم بود . و اكنون سايه حذف از رقابتهاي آسيايي، تنها لبخندي تلخ را بر لبان يك ايراني مي نشاند...

 

بازي با كويت زنگ خطري براي تيم نامي ايران بود و اولين شكست آسيايي مقابل ژاپن، تيم را از لحاظ روحي از بين برد. از همان لحظه ي پايان بازي با تايلند ، لبخند تلخ وداع بر لبان ايراني ها نقش بسته بود، اما بازي آخري هم هنوز در پيش روست و اميد پژمرده ي ايراني ها اميدوار به جوانه زدن. جوانه اي كه شايد هيچ گاه براي نسل طلايي ايراني ها به گل ننشيند...

خداحافظي در اوج، معنايي آنچناني در فوتبال و فوتسال ايراني ها ندارد، بازيكنان بزرگ ايران هيچ وقت به خداحافظي در اوج فكر نمي كنند و از اين جهت شايد در مقايسه با همتايان خارجي خود منحصر به فرد جلوه كنند. اكنون نسل طلايي ايراني ها بسيار نزديك به تجربه دومين ناكامي و شكست خود است ؛ پذيرفتن شكستي اينچنيني براي تيمي كه سالها پادشاه فوتسال آسيا بود و قدرتمندانه بر اين جايگاه حكمراني مي كرد بسيار سخت است .

سخت هم براي آنان و هم براي مردمي كه جز به قهرماني در آسيا راضي نمي شوند. شايد مانند نسل طلايي فوتبال فرانسه، ديگر وقت خداحافظي براي نسل طلايي فوتسال ايران هم فرا رسيده باشد اما شايد... . نه! بهتر است ديگر زمان آن فرا رسيده باشد كه ما بازيكنان بزرگمان را فراموش كنيم ، حقيقتي تلخ كه بايد آنرا بپذيريم و با آن كنار بياييم. و براي پيشرفت بايد اين حقيقت را به گونه اي ديگر بيان كنيم كه لقب « نسل طلايي» هيچ گاه براي يك نسل سند نخورده و نخواهد خورد. و از امروز بايد تلاشمان را بر اين باور استمرار بخشيم كه اين تيم، «اولين نسل طلايي» فوتسال ايران و آسيا بود ...

 

 

               Copyright ©2005 emad ataei - All rights reserved.

 

+
15:1 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه پنجم خرداد 1384
و اين ليورپول قهرمان...

بدون بوسه ، با لرزشهايي ناگهاني ، لرزشهايي كه هر كدام اضطراب و خستگي يك فصل را خالي مي كند، جام اكنون بر فراز دستان كاپيتان ليورپول است و او جام را به انرژيك ترين حالت ممكن تكان مي دهد و بعد از كم شدن حسش ، يك بوسه و باز تكانهاي مداوم.ليورپول اكنون بعد از 21 سال به مقامي شايسته در فوتبال اروپا دست يافته است. ليورپوليها در لحظاتي كه هيچكس به آنها شانسي براي زنده ماندن نمي داد به بازي برگشتند و جام را اكنون از آن خود مي بينند...

 

                                      و اين ليورپول قهرمان...

 

             


ادامه مطلب
+
4:24 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com