...سوتهاي مرادي را همه مي شنوند و اين در ميان سر و صدايي كه قرار است يكي از اميد هاي فتح جام را همراهي كند كمي عجيب به نظر مي رسد. سر و صداها به پايان رسيده است مانند وقت بازي . چهره ي نااميد پروين در كنار بدن لميده ي استيلي بر روي نيمكت و بعد از گل دوم سپاهاني ها همه چيز را مشخص مي كند...
سوت پاياني و آرام مرادي ، دست هاي باز سپاهاني ها و فرار پروين به سمت رختكن را همه مي شنوند و مي بينند. طرفداران پرسپوليس مغموم تر از هميشه ورزشگاه را ترك مي كنند...
ادامه مطلب
... ديگر وقتي نمانده است، ساعتها را ديگر بايد از كار انداخت و به مربي حريف تبريك گفت! ديگر وقتي براي گل زدن نمانده است، ولي بايد نشان داد كه از روحيه خوبي برخورداريم، نبايد بگذاريم فردي بر زمين زانو بزند، بايد لبخند زد هرچند لبخندي تلخ و براي فصل بعد برنامه ريزي كرد...
تيم چلسي و بازيكنان و مربي بد اخلاقش نيز از ليگ قهرمانان حذف شدند و اين ليورپول بود كه به فينال استانبول راه يافت. ليورپول با گلي مشكوك كه لوييز گارسيا در دقيقه چهارم بازي به ثمر رساند چهارمين شكست خارج از خانه ي متوالي در ليگ قهرمانان را به مورينيو ويارانش وارد كرد و اولين برد اين فصلش مقابل چلسي را با صعود به فينال ليگ قهرمانان جشن گرفت. ليورپول همان بلايي را سر چلسي آورد كه چلسي در يك چهارم فصل قبل در مقابل آرسنالي ها بر سر آنان آورده بود. تنها يك پيروزي و آنهم در ليگ قهرمانان بر تيمي كه هر دو بازي ليگ را از آنان برده بود...
ادامه مطلب
سلام به همگی
هر چی صبر کردم که این مطلب بره رو سایت پارس فوتبال و بعدآ بذارم این اتفاق نیفتاد و نوبتی که قولش رو داده بودند بهم نرسید. من مجبور شدم بر خلاف میل باطنی و برای اینکه مطلب از فرم نیفته اونو زودتر از پارس فوتبال در وبلاگم قرار بدم.امیدوارم از خوندنش لذت ببرید:
...سومين تعويضي چه كسي ست؟ كمتر از 15 دقيقه به پايان ديدار مانده و بايرن بازي را واگذار كرده است؛ بايرني ها آنقدر بد بازي كرده اند كه طرفدارانشان به دنبال پاسخ اين سوال باشند ...
ماگات بايد زودتر، براي وضع نگران كننده ي تيمش تصميم بگيرد. هنگامي كه در ابتداي نيمه دوم گوئررو را به جاي پيزارو به ميدان مي فرستاد شايد فكرش را هم نمي كرد بوخوم انتهاي جدولي با نتيجه ي يك بر صفر [لوكونچ 66] از بايرن پيش افتد.بازي بد هافبكهايش او را مجبور كرده مهمت شول را هم به زمين بفرستد تا شايد نظمي به هافبكهاي تيمش بدهد. چند دقيقه از اضافه شدن مهمت شول هم مي گذرد ولي تيم هنوز نتيجه اي دلخواه نگرفته است.كارگردان تلويزيون آلمان به خودش جرأت مي دهد تا زودتر از ماگات براي برگه ي تعويض سوم تصميم بگيرد و تعويضي سوم را نشان دهد: او در پشت دروازه ي اوليور كان نگاهش را به دروازه ي بوخوم دوخته و در حال انجام حركات كششي بالا تنه ست.
تنها چند لحظه بعد از اين زوم يكنفره ، ورقها بر مي گردد و گوئررو گل تساوي را مي زند. اما بايرن باز هم بايد حمله كند و به تيم انتهاي جدولي بوخوم گل بزند . ماگات خوب مي داند نتيجه تساوي هيچكس را راضي نمي كند؛ گوئررو 4 دقيقه بعد ( دقيقه 81 ) اختلاف را به عدد 1 مي رساند. چند لحظه ي بعد دفاع بوخوم دروازه ي خودي را زودتر از گوئررو براي بار سوم باز مي كند تا خيال همه راحت شود ...
... لحظاتي پس از پايان بازي ست و بازيكنان بايرن [در سكوت ورزشگاه بوخوم] از خوشحالي در پوستشان نمي گنجند، آنها با طوفاني 15 دقيقه اي ، بازي بدشان را به فراموشي سپرده اند. نيمكت نشينان نيز از اين برد شيرين سر از پا نمي شناسند و به بازيكنان درون زمين اضافه مي شوند؛ اما در چهره ي يك نفر آثاري از شادماني ديده نمي شود : او با گرمكن سياهرنگ بايرن و با چهره اي درهم و مغموم از روي نيمكت بلند مي شود و بي سر و صدا و به آرامي راه رختكن
را در پيش مي گيرد. او، همان بازيكني ست كه كارگردان تلويزيوني او را آخرين نجات بخش بايرن مي دانست: شماره ي 9 ، وحيد هاشميان...
ادامه مطلب
بچه هاي خپل سر كوچه ي ما هم نود را دوست دارند، همانهايي كه با دو تيكه آجر دروازه مي سازند و با توپي پلاستيكي به دنياي فوتبالي روياهايشان مي رسند. اگر در بازيشان خطايي اتفاق افتد، كارشناسي اين خطا را به برنامه ي نود حواله مي دهند و مي خندند؛ اما اگر حوصله ي خنديدن نداشته باشند ، كتك كاري اولين و آخرين گزينه شان است...
نود براي آنها فقط در كارشناسي داوري خلاصه مي شود، آنها با ديدن نود مي توانند ببينند كه آنتي تيم محبوبشان چند گل آفسايد زده يا چند كارت قرمز نگرفته است و چه خطاهايي براي تيم محبوبشان نگرفته اند تا بعد از كتك كاريشان و پريدن به ستاره هاي محبوب همديگر، اين اطلاعات ها را به هم نثار كنند و به اصطلاح خودشان ، حال همديگر را اساسي بگيرند...
اما آيا نود به جز تاثيري اين چنيني در دنياي نوجوانان، تاثيري در فوتبال ما داشته است؟
هنگامي كه نود به عنوان برنامه اي آزاد و تحليلگر پا به عرصه ي وجود نهاد، هيچ برنامه ي به اين صورت از سيماي دولتي ايران پخش نمي شد، برنامه اي نو كه با هدف نشان دادن بازي هاي ليگ آماتور ايران و با مجري گري يكي از نوگراترين برنامه سازان و گزارشگران ايراني ،عادل فردوسي پور، توانسته بود مخاطبان بسياري را به پاي تلويزيون بكشاند...
نود با دعوت كردن مهمانان و كارشتاسان فوتبالي اولين جرقه هاي حرفه اي شدن را به خرمن ليگ آماتور ايران انداخت. شايد هنوز هم سالهاي آغازين برنامه را از ياد نبرده باشيم، پخش بازي هايي كه هيچ گاه به طور زنده از هيچ شبكه اي پخش نمي شد، بازيهايي كه با كيفيت بد فيلمبرداري و فيلمبرداري با تنها يك دوربين اصلآ قابليت پخش زنده را نداشتند. اما در اين سالها[ اگر چه كيفيت فيلمبرداري به كيفيتي استاندارد نرسيده است ولي] تماشا كردن يك بازي از تلويزيون هم مي تواند بيننده تلويزيوني را راضي كند و او را به فضاي ورزشگاه ببرد و اين شايد يكي از كارهاي ديگري بود كه نود براي دوستداران فوتبال انجام داد.
مسلمآ برنامه ي جنجالي را همه دوست دارند، اما آيا نود به سوي برنامه اي مفيد و جنجالي پيش مي رود؟ مهمانهايي جنجالي و صحبت هايي كه اصلآ در موقع خود بيان نمي شوند، برنامه را به سوي يك برنامه ي جنجالي غيرمفيد سوق داده اند. اگر حقي از كسي ضايع شده است و يا فردي مي خواهد موضوعي را در برنامه مطرح سازد ، مي توان موافق و مخالفان بحث با هم به طور زنده حضور داشته باشند. آيا اشكالي دارد به جاي 2 ميهمان 4 ميهمان در برنامه حضور يابند و از آنچه كه حق خود مي نامند دفاع كنند؟
نود و قسمت هايش
آنطوري كه برنامه هاي ديگر سيما كپي برداري محض از مشابه هاي خارجي خود هستند، نود يك نيمه كپي ست. كمي كپي و اضافه شدن قسمتهايي كه در مشابه هاي خود در تلويزيونهاي دولتي خارجي وجود ندارد. قسمتهايي كه از مجله هاي گوناگون فوتبالي به آن اضافه شده است و البته بر زيبايي آن افزوده است و خوش سليقگي عادل را مي رساند.
برنامه ي la domenice sportiva برنامه ايست مانند نود كه از تلويزيون دولتي ايتاليا پخش شده وسري آ ايتاليا را تحت پوشش قرار مي دهد . اين برنامه بعد از آخرين بازي يكشنبه شب و در حدود 10:45 به وقت محلي بر روي آنتن مي رود. دست اندركاران اين برنامه با دعوت از چند كارشناس مسائل داوري، تمام اشتباهات تاثير گذار يك داور در روند بازي را به نمايش در مي آورند و كارشناسان با نظر هايي متفاوت و با آرامش و احترام گذاشتن به هم، از پس كارشناسي ليگ معتبري مانند سري آ و مافياي آشكار آن بر مي آيند. اما در نود، تنها يك كارشناس و با توجه به كيفيت نامناسب فيلمبرداري و نيز جايگيري بد دوربين هاي تلويزيوني در ورزشگاه هاي ايران بايد درستي خطايي را تشخيص دهد و يا بر روي كار كمك داوري نظارت كند كه مسلمآ كار سختي ست. مشكلات بخش داوري نود تنها به اين موارد خلاصه نمي شوند. مسلمآ در هنگامي كه يك كارشناس موردي را با خطايي سهوي، اشتباه اعلام مي كند بايد منتظر اخم هاي شديد مربي به كارشناس و برنامه نيز بود. به مربي بايد حق داد، تمام نگاه هاي اهالي فوتبال به اين برنامه است، برنامه اي كه ناخودآگاه به بخش اظهار نظر مردمي فوتبال شهره شده است و مربي با اعلام نظر اشتباه يك كارشناس، بايد نگاه هاي تند هواداران و مديران باشگاه را [در كنار ناكامي احتمالي در نتيجه گيري] تحمل كند ، نگاه هايي كه با ايجاد فشاري منفي بر تفكر او تآثير مي گذارند. اما اگر در برنامه ي نود حق احتماليش را به او بدهند، آيا نتايج بد او مانع از اخراجش خواهد شد؟ مسلمآ جواب منفي ست ولي مربي با گرفتن حق احتماليش، مي تواند با خيالي راحت ترمنتظر نگاه هاي ترحم آميز فوتبالي ها باشد...
مردم پسند بودن قسمت هاي يك برنامه هم دليلي بر ادامه ي كار آن قسمت هاست، بحث هاي كارشناسي در مورد بازي ها و تيم هاي ليگ، به نظر نمي آيد كه براي كمك به تيم ها بيان شوند و احتمالآ براي آشنايي بيشتر اهالي فوتبال با صحنه هاي اشتباه تاكتيكي و يا زيباي تيمي ست. اما سوالي كه اينجا مطرح است اينست كه بحث كارشناسي چرا تنها براي چند تيم معتبر ارائه مي شود؟ آيا كارشناسان برنامه شناختي از تيم هاي ضعيف تر ندارند يا وقت كم اين اجازه را به دست اندركاران نود نمي دهد تا كار تيم هاي ضعيف را زير ذره بين ببرند. قسمتي كه در آن به راحتي مي توان ناعدالتي را مشاهده نمود و بايد براي ادامه ي اين قسمت و حضور كارشناس آن انديشيد...
يكي از قسمتهاي اعتراضي مربيان همواره پخش نامناسب صحنه هاي حساس ديدارهايشان است، پخش نكردن موقعيت هاي گل تيمشان به صورت عادلانه. بارها عادل نيز اين صحبت ها را قبول كرده است و آن را به حساب وقت كم و تعداد زياد بازي براي اديت گذاشته است. سوالي كه اينجا مطرح است اين است كه چند نفر اديت ديدارها را بر عهده دارند؟ تعداد كم اديتور براي برنامه اي كه سعي در خوب بودن و بهتر شدن دارد، يكي از مواردي است كه به بي طرف بودن برنامه ضربه وارد خواهد كرد.
آخرين موردي كه مي توان به آن اشاره داشت ، دعوت از كارشناسان و مهمانان برنامه است. به راحتي بعد از دعوت مهمانها و قبل از برنامه مي توان به آنها يادآور شد كه پا را از خط قرمز برنامه آنورتر نگذارند و به آساني مي توان از صحبت با صداي بلند آنها جلوگيري نمود، اگر عادل اين كار را انجام نمي دهد يا دوستدار برنامه ي جنجالي ست يا مانند گزارشگري در مجري گري موفق نيست. البته بيشتر كارشناسان نود هم حوصله ي خنديدن ندارند و مانند بچه هاي سركوچه ي ما منتظر لحظه اي هستند تا فرياد بكشند و فشار وارد بر خود را آزاد كنند...
با اين توصيفات، اگر عادل چاره اي براي برنامه ي خود نينديشد بايد در روزها و سالهاي بعد منتظر برخورد شديدتري از سوي باشگاه ها و مربيان تيم ها باشد. عادل بايد با حرس كردن قسمتهايي از برنامه و مشخص نمودن خط مشي اصلي خود از زرد شدن نود جلوگيري كند...

