تبليغاتX
فوتبال احساسی
یکشنبه دهم آبان 1388
از سقوط تا اوج محبوبیت کریمی

علی کریمی از لحاظ اخلاق ورزشی، دنیایی از متضادهاست! یک فصل به طور کامل همه را متعجب می کند و مرد اخلاق مسابقات می شود و فصل بعد، تا اکنون، مرد بی اخلاق مسابقات لقب می گیرد؛ اما این اخلاقیات ورزشی تاثیری در محبوبیت او ندارد، او همیشه محبوب است! البته ستاره هایی از دست او همیشه محبوب هستند چرا که کسی نمی تواند از محبوب نبودن مارادونا، کانتونا یا دیگران صحبت کند؛ جادوگری وجه اشتراک همه این ستاره هاست.

شاید کمتر بازیکنی از بازیکنان این چند سال اخیر بتواند رکورد شکست ناپذیری تیم ملی در هنگام گلزنی کریمی را از آن خود کند و شاید در سالهای بعد هم کمتر کسی بتواند این رکورد را جابه جا کند؛ این همان خاصیت جادوگری ستاره سالهای اخیر تیم ملی ایران است. البته این را هم نباید فراموش کرد که نسبت تعداد پیروزی های تیم ملی در زمان حضور علی کریمی بهتر از این نسبت برای بازیکنی همچون علی دایی در بازی های ملی اش است.

در کارنامه ورزشی علی کریمی می توان رویدادهای بسیاری را مشاهده کرد که حرف و حدیث پیرامون هر کدامشان، شناسنامه ی رویدادهای حاشیه ای این چند سال فوتبال ماست؛ درگیری کلامی با بسیاری از بزرگان و بازیکنان مشهور، محرومیت از فوتبال به خاطر درگیری با داور، جام جهانی 2006 و بسیاری از رویدادهای دیگر که همه چهره ای پرخاشگر از علی کریمی به نمایش گذاشته اند.

زندگی علی کریمی را می توان بر اساس رویدادهایی که در آن نقش اول داشت به قسمتهای گوناگونی تقسیم کرد؛ کریمی قبل و بعد از رویدادهایی چون محرومیت یک ساله، جام ملتهای آسیا 2004، بایرن مونیخ، جام جهانی 2006 و کریمی قبل و بعد از مچ بند سبز.

سقوط و اوج محبوبیت کریمی را آشکارا می توان در این رویدادها نظاره کرد؛ دو سقوط آزاد که سقوط در جام جهانی سنگین تر از اولی بود و به گفته ی خودش، نقطه سیاه کارنامه ورزشی اش و سه بار در اوج قرار گرفتن که آخری تمام زندگی ورزشی او را تحت شعاع قرار داد و او را بعد از سقوط سنگین جام جهانی دوباره زنده کرد؛ هرچند که او در یکی از آخرین مصاحبه هایش بگوید مچ‌بندهای سبز، نذر بودند و مصاحبه کننده نگوید برای نذری بودنش بستن به یک دست آنهم نازکش کفایت می کرد!

 

کریمی محبوب و پرخاشگر، در زندگی شخصی‌اش حداقل چهره ای مثبت از خود به نمایش گذاشته است؛ مسلمن کمتر فوتبالیستی سراغ دارید که برای به عهده گرفتن هزینه کامل معالجه بابک معصومی، بازیکن سابق تیم ملی فوتسال که به سرطان مبتلا گشته بود، پا پیش بگذارد و به دوست سابقش چک سفید بدهد [هرچند که آقای لنکرانی، وزیر بهداشت وقت، بعد از دو ماه تمام هزینه ها را تقبل کرد و چک سفید کریمی را به او برگرداند] و یا بدون قرارداد مالی برای تیم ملی فوتبال بانوان از جیب شخصی‌اش لباس تهیه کند؛ این‌ها محض نمونه است برای شناخت بیشتر شخصیت کریمی پرخاشگر زمین فوتبال.

کریمی ناهنجاری فوتبال ما نیست چرا که فوتبال ما منهای کریمی، مشکلاتش تمام نمی‌شود. فوتبال ما پهلوان ندارد و کریمی یکی از آن پهلوان های نبوده ی فوتبال ماست؛ چهره با استعدادی که می توانست در بهترین تیم‌های اروپایی بازی کند اما بی‌انگیزگی‌اش او را به اینجا کشاند.

   پیوست:

   جادوگر مردمی – فوتبال مدیا – گیتی عابدی

   در ستایش علی کریمی اسطوره مردمی - رویداد - هوشنگ شیبانی

   طغیان شماره هشت – روزنامه فرهیختگان [پی دی اف]

 

   همچنین بخوانید:

    مصاحبه با علی کریمی - روزنامه دنیای فوتبال - نیلوفر کنگرانی، علی رضا خطیبی

   بخش اول - تصویر - ۱/۵ مگابایت

   بخش دوم - تصویر - ۱/۸ مگابایت

+
20:4 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388
خودکشی اجتماعی قطبی

افشین قطبی، که پیشتر از فوتبال ایران به عنوان معجونی از سیاست، فوتبال و دین نام برده بود، امروز در حالی در مراسمی سیاسی شرکت کرد که شماری از مردم ایران آن‌را به رسمیت نمی شناختند و این حضور سرآغاز کاهش محبوبیت سرمربی تیم ملی در میان مردم شد.

شماری از مردم این حرکت قطبی را نکوهش کردند و شماری دیگر نیز آن‌را خیانتی به خود دانستند، خیانت به جمعی که همواره از او حمایت کردند و او را تنها نگذاشتند. آنها انتظار نداشتند که قطبی در این مراسم حاضر شود.

 قطبی، که برای نشستن بر نیمکت تیم ملی راهی دراز را طی کرد، همواره در میان مردم از اعتبار قابل توجهی برخوردار بود و انتخاب شدن او به این سمت در روزهای نزدیک انتخابات ریاست جمهوری سبب شد که بسیاری از این انتخاب به عنوان حربه‌ی دولت برای جمع‌آوری آرا یاد کنند.

قرار گرفتن نام قطبی در کنار نام کفاشیان، رییس فدراسیون فوتبال، و تاج، نایب رییس فدراسیون فوتبال، در این مراسم، این شبهه را بر می‌انگیزد که شاید گزارش های رجانیوز و انتقادهای این خبرگزاری از قرارداد قطبی و دوره حضور کفاشیان در فدراسیون فوتبال بر این حضور تاثیر گذارده و حضور قطبی در این مراسم برای کاهش فشار بر روی فدراسیون صورت گرفت.

حضور قطبی در مراسم امروز سبب شده تا او دیگر جنتلمن دوست داشتنی مردم نباشد، او در آینده فشار‌های زیادی را در ورزشگاه ها متحمل خواهد شد و بدون حمایت مهمترین حامیانش روی لبه تیغ راه خواهد رفت؛ راهی که برانکو ایوانکویچ را سرانجام به ترک ایران واداشت.

   پیوست:

   مرگ ناگهانی یک نفر در مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد – مسیح علی نژاد

   صدا–مصاحبه قطبی با بی بی سی فارسی-فوتبال ایران معجونی از سیاست فوتبال و دین

   پیوست ۲:

  پشت پرده حضور قطبی - سعید قرایی - تک به تک

    پی‌نوشت:

   حال آیت الله حسن‌زاده آملی، دانشمند سالخورده‌ای که سالها از سیاست فرار کرد، چندان مناسب نیست، برای سلامتی او هم دعا کنید...

 

+
23:50 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه شانزدهم تیر 1388
گرد و خاک مهدوی کیا

به سایت مهدوی‌کیا که سر بزنی، دیگر نامش Mr. Speed نیست، اسمش با نام مهدوی کیا عوض شده است؛ نسبت به چند سال قبل تغییر به جایی‌ست اما مهدوی کیا این روزها اگر تند ندود، باز هم می‌تواند گرد و خاک به پا کند!

مهدوی‌کیا ناراحت از اتفاقات اخیر، دیروز در وبسایتش نامه‌ای [PDF] را با دست‌خط خودش منتشر کرد که در آن به افرادی که او را وطن فروش نامیده بودند، تاخت. ناراحتی او از زمانی شروع شد که برخی از رسانه ها عنوان کردند مهدوی کیا و کریمی پس از پرداخت نشدن پاداش ملی‌پوشان در دیدار امارات، اعتراض کرده اند. موضوعی که البته مهدوی‌کیا را به فکر پس دادن تمامی پاداش‌های یک سال اخیر فدراسیون نیز انداخت. [سیاست فدراسیون در قبال مچ بند سبز بازیکنان تیم ملی نیز سهم به سزایی در ناراحتی مهدی داشت.]

از دیگر موضوعات نامه مهدوی‌کیا می‌توان به سیاست فدراسیون در قبال بازیکنانی که با مچ‌بند سبز در سئول حاضر شده بودند و حذف ایران از جام‌جهانی اشاره کرد که مهدوی کیا به آنها پرداخته است.

مهدوی‌کیا اگرچه این روزها در اوج آمادگی به سر نمی‌برد اما نمی‌شود از زحماتی که برای ایران کشید، چشم پوشید. مهدوی‌کیا سهم به سزایی در شکل‌گیری دوران طلایی فوتبال ایران داشت و یکی از موفق‌ترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران بود. به او تنها به چشم یک فوتبالیست نگاه نکنید! شاهین رحمانی پیشتر نوشته بود حتی چاپ مقاله‌هایی از رییس جمهوری وقت ایران، خاتمی، در روزنامه های آلمانی هم به اندازه‌ی حضور مهدوی‌کیا در فوتبال آلمان در تغییر نگرش آن‌ها نسبت به ایرانی‌ها کارساز نبوده است.

کاپیتان سابق فوتبال ایران، که ماجرای همسر دومش هم نتوانست تاثیر زیادی بر روی محبوبیت او بگذارد، به همراه چند بازیکن دیگر ایران در دیدار سئول با مچ‌بندی سبز به میدان رفت تا همه‌ی ایرانی‌ها را شگفت زده کند. او تنها بازیکنی بود که در نیمه دوم مچ بند سبزش را از دستش بیرون نیاورد و اولین کاپیتانی شد که در این چند ساله با بازوبندی سبز به میدان رفته است.

پی نوشت [۱۹/۴/۱۳۸۸]:

حیفم آمد از مهدوی کیا صحبت کنیم و از سخت کوشی او نگوییم؛ سخت کوشی او در متقاعد کردن توماس دال برای ماندن در هامبورگ که سرانجام موفق به انجام دادن هدفش شد. روزشمار تنش ميان کیا و توماس دال پس از صعود تیم ایران به جام‌جهاني را یک بار دیگر با هم مرور کنیم:

 10-4-1384 : توماس دال در مصاحبه‌ای با روزنامه‌ی مورگن پست صریحآ اعلام می‌کند که اگر به جای مهدوی‌کیا بود هامبورگ را ترک می کرد. این دومین تهدید توماس دال برای مهدوی‌کیا در عرض 7 روز به شمار می آید.

 19-4-1384 : مهدوی کیا تنها بازیکن باشگاه هامبورگ است که در سفر به مقدونیه این تیم را همراهی نمی کند. مورگن پست از این حرکت با عنوان « دال هشدار خود را با این بازیکن ایرانی عملی کرد» یاد می‌کند. و سپس مصاحبه‌ی مهدوی کیا با ایسنا...

 20-4-1384 : در پی مصاحبه‌ی تند مهدوی‌کیا با ایسنا درباره وضعیتش در هامبورگ و پیامد آن، دال تنها چند جمله را بر زبان می‌آورد و از اظهار نظر رسمی در مورد گفته های کیا پرهیز می‌کند «نمی خواهم در باره‌ي این رابطه حرفی بزنم. ما هر مشکلی داشته باشیم در درون تیم حل می‌کنیم و دلیلی ندارد آنرا به سطح روزنامه‌ها بکشانیم.»

 25-4-1384 : توماس دال برای سومین بار نام مهدوی کیا را از بازیکنان اعزامی به دیدار جام اینترتوتو و اين بار برابر نماينده‌ي پرتغال خط می ‌زند.

 31-4-1384 : مهدوي‌كيا براي بازي برگشت هامبورگ و يونيائو ليريا نيز نمي‌تواند به عنوان بازيكن ذخيره بر نيمكت هامبورگ بنشيند

 5-5-1384 : توماس دال براي پنجمين ديدار هامبورگ در جام اينترتوتو برابر نماينده‌ي چك، بازهم نام مهدوي‌كيا از ليست 18 نفره‌اش خط مي‌زند

 12-5-1384 : نام مهدوي‌كيا براي بازي برگشت مقابل نماينده ي چك نيز در ميان ليست 18 نفره يه چشم نمي‌خورد.

 18-5-1384 : مهدوي كيا در تركيب 18 نفره مقابل والنسيا نيز جايي ندارد

 22-5-1384 : بازي برابر بيلفلد در هفته‌ي دوم بوندسليگا پس از نيمكت نشيني در ديدار نخست ، كيا با ورود به زمين روح تازه اي به هامبورگ مي‌بخشد و پيروزي را براي دال به ارمغان مي‌آورد. 

 30-5-1384 : یک پاس گل و نیز گلزنی به اشتوتگارت کیکرز در جام حذفی؛ هامبورگ همانند دیدار با بیله‌فلد باز هم با ورود مهدوی کیا بر بازی حکمرانی می کند و توماس دال در پایان این دیدار به مهدوی کیا می گوید «خیلی برای تو خوشحالم»

   پیوست:

   تو بزرگ‌ترینی مهدی! - فریادنامه - امیر علیزاده

   خداحافظ کاپیتان  - وقت کشی - عیسی عظیمی

 

+
11:10 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388
بازیکنان جاودانه
 
 

به دوستانم گفته بودم که می‌خواهم هر دو بازی گروه مساوی شود؛ عجیب بود که دوست نداشتم تیم ملی کشورم ببرد؛ عجیب بود، عجیب.

دقیقه 85 بازی کره شمالی و عربستان که شد؛ دلم لرزید. به خودم گفتم واقعن دوست داری تیم ملی حذف بشه؟ حالم مثل کسی بود که دوست داشت خودکشی کند اما در آخرین لحظات منصرف می‌شود اما بازی مساوی شد و ما حذف شدیم.

حالم گرفته شد اما از دست بازیکنان تیم ملی ناراحت نیستم، تمام تلاششان را کردند. این بار اما حس کردم که این تیم ملی کشورم است، احساس نزدیکی به این تیم ملی کردم. همه شان جاودانه‌اند؛ حتی علی کریمی را به خاطر آن بی نظمی بازی پرتغال در جام جهانی بخشیدم؛ همه شان را دوست دارم؛ احساسی که نسبت به آنها دارم همان احساس سال 98 است...

پیوست:

مچ بندهای سبز در زمین چمن - بی بی سی فارسی - بزرگمهر شرف الدین

با این حال تاریخ آنها را به خاطر خواهد سپرد - فریادنامه - امیر علیزاده 

مچ بندها در حمایت از موسوی بود - سایت گل

همدلی تیم ملی با مردم -اعتماد ملیPDF[دلیل برداشتن مچ بندها؛شایعه ای در کار نیست!]

بستن دست بند سبز بازیکنان تیم ملی مقابل کره جنوبی - بالاترین

+
10:37 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جمعه پانزدهم خرداد 1388
چند دقیقه با شاهین رحمانی

مجله تماشاگران، برای من هزار خاطره به همراه دارد؛ خاطرات بهترین دوران زندگی که به دور از مشغولیات ذهنی بود و در کنار دوستانی صمیمی در مدرسه ای دوست داشتنی اتفاق می‌افتاد؛ تماشاگران، برای من تکمیل‌کننده آن خاطرات بود.

از تماشاگران و خاطراتش چند روز پیش با شاهین رحمانی، سردبیر آن‌زمان هفته‌نامه تماشاگران، هم صحبت شده بودم؛ از خاطرات خریدن مجله تماشاگران گفتم و خندیدیم؛ از روزهای خوش و خواندن گزارش‌های سعیده اسلامیه گرفته تا دیگران.

دنیا چقدر کوچک شده بود، 9 سال قبل یکشنبه‌ها، من و دوستم، عارف شکراللهی، ساعت دو بعد از ظهر با هزار امید و آرزو از مدرسه به سمت روزنامه‌فروشی می‌رفتیم تا مجله تماشاگران را با یک روز تاخیر بخریم و امروز سردبیرش را در مرکز خرید پاویلیون کوالالامپور می‌دیدم و از آن روزها صحبت می‌کردیم؛ تصور این روزها در روزهای خرید مجله حتی یک خیال هم نبود!

نمی‌توانم از این دیدار بگویم و از فروتنی مثال‌زدنی شاهین نگویم که با وجود کارهایش، دعوتم را قبول کرد. با هم در آنجا از خاطرات فوتبالی شاهین هم، صحبت کردیم از داستان طرفدار کدام تیم بودنش گرفته تا جریان حذف استقلال از لیگ قهرمانان آسیا که آخرین تکه پازل گمشده‌ی ذهنم را هم برایم چید؛ تکه‌ای که تنها نزد او پیدا می‌شد.

شاهین، که اکنون مدیر بخش فارسی سایت کنفدراسیون فوتبال آسیاست، درخواستم برای حضور در مقر کنفدراسیون را هم رد نکرد. سه شنبه صبح در ای.اف.سی میمهان او بودم. چند دقیقه‌ای که در آنجا با هم بودیم ، کمی در راهروهای ای.اف.سی قدم زدیم و باز هم درباره فوتبال صحبت کردیم چرا که نمی‌توان با شاهین بود و از فوتبال صحبت نکرد! از نحوه انتخاب عکسهای روی دیوار راهروهای کنفدراسیون گرفته تا مسائلی مانند احتمال کم شدن سهمیه تیم‌های ایرانی در دوره‌های بعد لیگ قهرمانان و حتی نحوه اجرای برنامه انتخاب مرد سال 2008 فوتبال آسیا.

وقت چندانی برای ماندن در ای.اف.سی نداشتم و نمی‌توانستم بیشتر در کنار شاهین رحمانی باشم؛ دیدار با او برایم افتخار بزرگی بود و مطمئنم رفتار او را تا آخر عمرم فراموش نمی‌کنم.

پی‌نوشت:

عکس‌های بیشتری از دیدار با شاهین رحمانی در ای.اف.سی را برایتان اینجا قرار داده‌ام. در اینجا باید از امیر علیزاده عزیز هم به خاطر راهنماییش تشکر کنم.

فونت وبلاگ هم مدتهاست به هم ریخته خودم هم نمی دانم چه مرگش شده. شاید از بلاگفا بروم و شاید به مرمت و این جور چیزها احتیاج دارد. فعلن خودم هم هاج و واج مانده ام که چه کنم!

+
23:2 | | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 View My Public Stats on MyBlogLog.com